ای‌،  و  ما  (‌در  این  مرگها  و  حیاتها  به  قدرت  تو  پی  برده‌ایم  و  همه  چیز  را  فهمیده‌ایم‌،  اکنون‌)  به  گناهان  خود  اعتراف  می‌کنیم‌.  آیا  راهی  برای  خارج  شدن  (‌از  دوزخ  و  بازگشت  به  دنیا  و  جبران  مافات‌)  وجود  دارد؟‌!.  این  (‌عذابی  که  در  آن  هستید)  بدان  خاطر  است  که  شما  هنگامی  که  خدا  به  یگانگی  خوانده  می‌شد  نمی‌پذیرفتید،  و  اگر  برای  خدا  انباز  قرار  داده  می‌شد  باور  می‌داشتید.  پس  در  این  صورت  فرمانروائی  و  داوری  ازآن  خداوند  والامقام  و  بزرگوار  است  (‌و  هرگونه  که  خود  بخواهد  درباره  شما  حکم  صادر  و  داوری  خواهد  کرد.  هم  اینک  بتان  وکسانی  را  که  شریک  خدا  و  صاحب  سلطه  می‌دانستید  به  فریاد  خوانید  تا  شما  را از دوزخ  به‌در آرند!)‌. 

«‌مقت‌»‌:  سخت  زشت  شمردن‌.  خشم  شدید  .  .  .  آنان  از  هرسو  فریاد  زده  می‌شوند  و  بدیشان‌گفته  می‌شود:  خشم  خدا  بر  شما  بود  همان  روزی‌که  به  سوی  ایمان  دعوت  شده‌اید  و  شماکفر  ورزیده‌اید.  خشم  خدا  در  آن  روز  بر  شما  از  خشم  خودتان  بر  خودتان  سخت‌تر  و  شدیدتر  بوده  است‌،  خشمی  که  امروز  بر  خودتان  دارید  بدان  جهت‌که  به  بدترین  شر  و  بلا  افتاده‌اید  و  با  دست  خویش  خود  را  بدبخت  و  نگونسار کردیده‌اید.  علت  ایـن  بدبختی  و  نگو‌نساری  این  است  که  کفر  ورزیده‌اید  و  از  ایمان  روی  گردانده‌اید،  بدان  هنگام  که  فرصت  نگذشته  بود  و  مهلت  باقی  بود  .  .  .  این  تذکر  دادن  و  سرکوفت  زدن  در  این  موقع  هراسناک  و  نابهنجار  چه  اندازه  دردناک  است‌!

اکنون  که  پرده گول  زدن  وگمراه  شدن‌کنار  رفته  است‌،  می‌دانندکه  تنها  باید  رو  به  خداکرد  و  رو  به  خدا  رفت‌.  این  است  رو  به  خدا  می‌کنند  و  می‌گویند:

(  قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ).

کافران  می‌گویند:  پروردگارا!  ما  را  دو  بار  می‌رانده‌ای‌،  و  دو  بار  زنده  کرده‌ای‌،  و  ما  (‌در  این  مرگها  و  حیاتها  به  قدرت  تو  پی  برده‌ایم  و  همه  چیز  را  فهمیده‌ایم‌،  اکنون‌)  بـه  گناهان  خود  اعتراف  می‌کنیم‌.  آیا  راهی  برای  خارج  شدن  (‌از  دوزخ  و  بازگشت  بـه  دنیا  و  جبران  مافات‌)  وجود  دارد؟‌!.

این  سخن  شخص  خوار  و  ناامید  و  بیچاره  و  درمانده‌ای  است  .  .  .

«‌ربنا:  پروردگارال  ...  خداوند  ماا..»‌)

در  صورتی‌که  قبلا  منکر  خدا  می‌شدند  وکفر  می‌ورزیدند.  تو  ما  را  اولین  بار  با  دمیدن  روح  به‌کالبد  موات  حیات  بخشیدی‌.  این  یک  حیات‌.  سپس  بعد  از  مردنمان  بار  دیگر  ما  را  زنده  کردی‌،  و  به  پیشگاهت  آمدیم  تو  می‌توانی  ما  را  از  آنچه  بدان‌گرفتاریم  و  در  آنیم  به  در  آوری  و  برونمان  بری‌.  ما كه  به‌گناهان  خود  اعتراف  می‌کنیم  و  اقرار  داریم‌.

(فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ؟).

آیا  راهی  برای  خارج  شدن  (‌از  دوزخ  و  بازگشت  به  دنیا  و  جبران  مافات‌)  وجود  دارد؟‌!.

این  یک  سوال  انکاری  است  و  بیانگر  تاسف  شدید  و  ناامیدی  تلخی  است‌.

در  اینجا  در  سایه  این  موقعیت  بد  و  ناجور،  این  سرنوشت  را  بدیشان  رویاروی  اعلام  می‌دارد  و  با  آن  سرکوبشان  می‌سازد:

(ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ)  .

این  (‌عذابی  که  در  آن  هستید)  بدان  خاطر  است  که  شما  هنگامی  که  خدا  به  یگانگی  خوانده  می‌شد  نمی پذيرفتید،  و  اگر  برای  خدا  انباز  قرار  داده  می‌شد  باور  می‌داشتید.  پس  در  این  صورت  فرمانروائی  و  داوری  ازآن  خداوند  والامقام  و  بزرگوار  است  (‌و  هرگونه  که  خود  بـخـواهد  درباره  شما  حکم  صادر  و  داوری  خواهد  کرد.  هم  اینک  بتان  و  کسانی  را  که  شریک  خدا  و  صاحب  سلطه  می‌دانستید  به  فریاد  خوانید  تا  شما  را  از  دوزخ  به  در  آرند!)‌.

این  است  چیزی‌که  شما  را  بدان  جایگاه  خوار  و  موقعیت  رسواگرانه  می‌راند.  شما  معتقد  به  انبارها  بودید،  و  وحدانیت  را  نمی‌پذیرفتید.  پس  فرمان‌،  فرمان  یزدان  بزرگوار  و  والا  است‌.  این  دو  صفت‌،  مناسب  با  جایگاه  و  موقعیت  قضاوت  و  داوری  است‌:  يكی برتری ‌گرفتن  بر  هر  چیزی‌،  و  دیگری  والا  بودن  بر  هر  چیزی  است‌،  آن  هم  در  جایگاه  واپسین  قضاوت  و  داوری‌.

*
در  سایه  این  صحنه  مقداری  از  صفات  خدا  را  برمی‌شمرد  و  ادامه  می‌دهد،  صفاتی  که  با  جایگاه  و  موقعیت  برتری  داشتن  و  والا  بودن  مناسبت  دارد،  مومنان  را  در  مکان  و  مقام  رهنمود  می‌سازدکه  با  دعا  رو  به  خداکنند،  و  خدا  را  به  یگان  بستایند،  و  عبادت  و  طاعت  را  خاص  اوکنند.  همچنین  به  پیام  آسمانی  درباره  بیم  دادن  از  روز  ملاقات  و  رویاروئی  و  داوری  و  سزا  و  جزا  اشاره  می‌کند.  روز  ملاقات  و  رویاروئی  زمانی  خواهد  بود که  ملک  و  مملکت  و  حکومت  و  قدرت  و  برتری  و  والائی  فقط  متعلق  به  خدا  خواهد بود: 

(هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقاً وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ . فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ . رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ . يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ . الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ).

او  کسـی  است  که  دلائل  (‌قدرت‌)  و  نشانه‌های  (‌عظمت‌)  خود  را  به  شما  می‌نمایاند  و  از  آسمان  برای  شما  روزی  می‌فرستد.  امّا  تنها  کسانی  متوجه  (‌این  مساله‌)  می‌گردند  که  (‌عناد  را  رها  کنند  و  به  سوی  اندیشیدن  در  باره  نشانه‌های  آفاق  و  انفس  خدا)  برگردند.  اکنون  که  چنین  است‌،  خدا  را  به  فریاد  بخوانید  و  عبادت  و  طاعت  را  خاص  او  بدانید،  هرچند  که  کافران  دوست  نداشته  باشند.  خدا  دارای  مقامات  والا  و  کمالات  بالا  و  تخت  فرماندهی  است‌.  و  او  وحـی  را  به  فـرمان  خود  برای  هرکس  از  بندگانش  که  بخواهد  نازل  می‌کند  تا  (‌مردمان  را)  از  روز  رویاروئی  (‌ایشان  با  خدا  برای  حساب  و  کتاب‌)  بترساند.  روز  رویاروئی  روزی  است  که  مردمان  ظاهر  و  آشکار  می‌شوند  (‌و  تمام  پرده‌ها  و  حجابها  کنار  می‌روند  و  موانع  مادی  برچیده  مـی‌شوند.  بالاخره  علاوه  از  سر  برآوردن  مردم  از  گورها،  درون  و  برون  و  خلوت  و  جلوت  همه  انسانها  نمودار  می‌گردد)  و  چیزی  از  (‌کار  و  بار  و  رفتار  و  پندار)  ایشان  بر  خدا  پنهان  نمی‌ماند.  (‌فریاد  وحشتناکی  را  م