د.
  (  وَيُؤْمِنُونَ بِهِ)  .
و  بدو  ایمان  دارند.

قرآن  ایمان  ایشان  را  ذکر  می‌کند  -‌ هرچندکه  بدون‌گفتن  هم  این  موضوع  روشن  است  - ‌تا  به  رابطه‌ای  اشاره  بفرمایدکه  آنان  را  با  انسانهای  مومن  پیوند  می‌دهد  .  .  .  این  بندگان  مقرب  درگاه  یزدان  پس  از  تقدیس  و  تسبیح  خدا  به  دعا  کردن  برای  انسانهای  مومن  می‌پردازند  و  خیر  و  خوبی  ایشان  را  درخواست  می‌نمایند،  بدانگونه  که  انسان  مومن  برای  انسان  مومن  دعای  خیر  و  خوبی  می‌کند.

آنان  دعای  خود  را  با  ادب  می‌آغازند  تا  به  ما  بیاموزند  که  ادب  دعا  و  درخواست  چگو‌نه  باید  باشد  و  بـه  چه  شیوه‌ای  باید  دعا  کرد.  آنان  می‌گویند:

(رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْماً )  .

پروردگارا!  مهربانی  و  دانش  تو  همه  چیز  را  فراگرفته  است‌.

در  دیباچه  دعای  خود  می‌گویندکه  آنان  -  در  درخواست  رحمت  برای  مردمان  -  از  مهربانی  خدا  مدد  و  یـاری  می‌طلبند،  مهربانی‌ای‌که  همه  چیز  را  فراگرفته  است‌.  و  مهربانی  نمودن  را  به  علم  خدا  و  دانش  او  حواله  می‌دارند،  علم  و  دانشی‌که  مشتمل  و  محیط  بر  همه  چیز  است‌.  آنان  چیزی  به  خدا  پیشنهاد  نمی‌کنند  و  بر  سخنش  پیشی  نمی‌گیرند.  بلکه  از  رحمت  و  علم  خدا  استمداد  می‏‎طلبند  و  بدان  دو  پناه  می‌برند:

(  فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ )‌.

 (‌هم  اعمال  و  اقوال  آنان  را  کاملاً  می‌دانی  و  هم  مرحمت  و  مهربانیت  می‌تواند  ایشان  را  دربر  گیرد)  پس  درگذر  از  کسانی  که  (‌ازگناهان  دست  مـی‌کشند  و  به  طاعات  و  عباداتت  می‌پردازند،  و  از  راه‌های  انحرافی  دوری  می‌گزینند  و  راه  تو  را  درپیش  می‏‎گیرند،  و  آنان  را  از  عذاب  دوزخ  مصون  و  محفوظ  فرما.این  اشاره‌، با مغفرت و توبه سرآغاز  سوره‌، و با  صفت  خدا  که  در  آنجا  آمده‌اند می‌خواند:
( غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ)  .
بخشنده  گناه،  و  پذیرنده  توبه‌.

همچنین  اشاره  به  عقاب  دوزخ  با  این  صفت  خدا  می‌خواند:
(شَدِيدِ الْعِقَابِ )  .
دارای  عذاب  سخت‌.

آن‌گاه  فرشتگان  به  دعای  خو‌د  ادامه  می‌دهند  و  از  طلب  آمرزش  و  محفو‌ظ  و  مصون  داشتن  از  عذاب‌،  بالاتر  و  فراتر  می‌روند،  و  به  درخواست  بهشت  و  وفای  به  عهد  خدا  با  بندگان  شایسته  و  بایسته‌اش  می‌پردازند:

( رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ).

پروردگارا!  آنان  را  به  باغهای  ماندگار  بهشتی  داخل  گردان  که  بدیشان  (‌توسط  پیغمبران‌)  وعده  داده‌ای‌،  همراه  با  پدران  خوب  و  همسران  شایسته  و  فرزندان  بایسته  ایشان‌.  قطعاً  تو  (‌بر  هر  چیزی‌)  چیره  و  توانا  و  (‌در  هر  کاری‌)  دارای  فلسفه  و  حکمت  هستی‌.

وارد  شدن  به  بهشت  هم  نعمت  است  و  هم  رستگاری  و  نیل  به  مقصود  و  رسیدن  به  مراد.  بدانها  چیز  دیگری  افزوده  می‌شود:  همدمی  با  پدران  و  همسران  و  فرزندانی‌که  شایسته  و  بایسته  بوده‌اند.  این  نعمت  نیز  نعمت  جداگانه  دیگری  است‌.  گذشته  از  اینها  این  چیز  نمادی  از  نمادهای  وحدت  موجود  در  میان  جملگي  مومنان  است‌.  وقتی  که  انسان  پیمان  ایمان  می‌بندد  به  پدران  و  فرزندان  و  همسران  ملحق  می‌شود  و  به  جوار  آنان  می‌رود.  امّا  اگر  این  عقد  و  پیمان  نباشد،  رشته  پیوندشان  می‌گسلد  و  از  همدیگر  می‏‎برند.

پیرو  این  بند  دعاکه  می‌گوید:

(إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ).

قطعاً  تو  (‌بر  هر  چیزی‌)  چیره  و  توانا  و  (‌در  هر  کاری‌)  دارای  فلسفه  و  حکمت  هستی‌.

اشاره  می‌کند  به  قدرت  و  قوت‌،  همان  گونه  که  اشـاره  می‌کند  به  فلسفه  و  حکمت‌.  در  پرتو  قدرت  و  قوت  و  فلسفه  و  حکمت  است‌که  قضاوت  و  داوری  در  باره ‌کار  بندگان  صورت  می‌پذیرد.

(وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ).

و  آنان  را  از  (‌عقوبت  دنیوی  و  کیفر  اخـروی‌)  بدیها  نگاهدار.  و  تو  هركه  را  در  آن  روز  از  کیفر  بدیها  نگاهداری،  واقعاً  بدو  رحم  کرده‌ای  (‌و  مورد  الطاف  خود  قرار  داده‌ای‌)  و  آن  مسلمّاً  رستگاری  بزرگ  و  نـیل  به  مقصود  سترگی  است‌.

این  دعا  -  بعد  از  دعای  داخل  گرداندن  ایشان  به  باغهای  ماندگار  بهشت  -  نگرشی  به  بنیاد  نخستین  در  این  جایگاه  سخت  و  سنگن  است‌.  چه  بدیها  وگناه‌ها  است  که  بدکاران  وگناهکاران  را  در  آخرت  هلاک  می‌سازد  و  به  زندان  دوزخ  می‌اندازد.  وقتی‌که  یزدان  جهان  بندگان  مومن  خود  را  از  بدیها  وگناه‌ها  به  دور  و  به  سلامت  دارد.  این  هم  رحمت  است  و  مهربانی  در  آن  جایگاه  ترس  و  هراس  همگانی‌.  گذشته  از  این‌،  برداشتن  گامهای  نخستینی  است‌که  به  سوی  سعادت  و  خوشبختی  برداشته  می‌شود.

(  وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ).
و  آن  مسلمّاً  رستگاری  بزرگ  و  نیل  به  مقصود  سترگی  است‌.
مصون  ماندن  انسان  از  پیامد  بدیها  وگناهان  خودش  کار  بزرگی  است‌.  

*
در  همان  زمان‌که  بردارندگان  عرش  و  فرشتگانی‌که  پیرامون  عرش  هستند  برای  برادران  مومن  خود  این  دعا  را  به  پیشگاه  پروردگارشان  سر  می‌دهند،  می‏بینم  در  چنین  جایگاهی‌که  هرکسی  چشم  به  راه  یار  و  یاوری  می‌دوزد  و  یار  و  یاوری  هم  پیدا  نمی‌شود،  کافران  -‌ که  میان  ایشان  و  میان  هرکسی  و  هرچیزی  در  جهان  ارتباط  برقرارگردیده  است  -  از  هرسو  فریاد  زده  می‌شوند  و  خواری  و  خشم  و  تنبیه  برایشان  مـی‌خواهند.  همین  کافران‌که  در  دنیا  تکبر  ورزیده‌اند  و  عظمت  فروخته‌اند،  اکنون  در  جایگاه  خواری  و  رسوائی  ایستاده‌اند،  و  چشم  امید  به  الطاف  یزدان  دوخته‌اند،  ولی  زمان  امیدواری  بسر  رسیده  است  و  فرصت  آن  پایان  پذیرفته  است‌:

( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ.قَالُوا : رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ ؟ ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ).

 کافران  صدا  زده  می‌شوند  که  قطعاً  خدا  بیش  از  این  که  خودتان  بر  خویشتن  خشمگينید  بر  شما  خشمگین  است‌،  چرا  كه  (‌در  دنیا  توسط  انبیاء  و  علماء‌)  به  سوی  ایمان  آوردن  فراخوانده  می‌شدید  و  راه  کفر  درپیـش  می‌گرفتید.  کافران  می‌گویند:  پروردگارا!  ما  را  دو  بار  می‌رانده‌ای  و  دو  بار  زنده  کرده‌