نگردند  و  نابینا  نشوند:

(وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلاً مَّا تَتَذَكَّرُونَ). 

 آنان  که  چشمانشان  (‌از  دیدن  حق‌)  کور  است‌،  با  آنان  که  (‌حق  را)  می‌بینند،  و  کسـانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  نیکو  کرده‌اند،  با  کسانی  که  بدکار  و  بزهکارند  یکسان  نیستند.  امّـا  شما  (‌بر  اثر  خودخواهی  و  زشتکاری‌)  کمتر  پند  می‏گیرید  (‌و  متوجه  حقیقت  می‌شوید)‌.   (‌غافر/58)  

ایشان  را  متوجه  آمدن  قیامت  می‌کند،  و  آنان  را  به  دعا  کردن  و  نالیدن  به  آستانه خدا  دعوت  می‌کند،  خدائی‌که  دعا  را  قبول  می‌فرماید  و  استجابت  می‌نماید.  کسانی‌که  تکبّر  بکنند  و  عظمت  بفروشند،  خوار  و  حقیر  به  آتش  دوزخ  در  می‌افتند.  در  این  صورت  موقعیت  برخی  از  نشانه‌های  جهانی  را  بدیشان  می‌نمایاند  که  غافل  و  بی‌خبر  ازکنار  آنها  می‌گذرند.  شب  را  به  عنوان  وسیله  آرمیدن  و  آسایش  پیداکردن‌،  و  روز  را  به  عنوان  دیدن  و  به  تلاش  ایستادن‌،  نشان  می‌دهد.  زمین  را  محل  استقرار  و  آسمان  را  ساختمان  و  خیمه‌گاه  معرفی  می‌کند.  ایشان  را  متوجه  دستگاه  وجودشان  می‌نماید،  و  بدیشان  می‌گوید  خدا  ایشان  را  شکل  بخشیده  است  و  آنان  را  به  شکل  زیبائی  آفریده  است‌.  ایشان  را  به  پذیرش  دعوت  خدا  فرامی‌خواند،  و  از  آنان  می‌خواهد  دین  خود  را  خالصانه  ازآن  خداکنند.  به  پیغمبر  (ص) تلقین  می‌گردد  و  دیكته  می‌شود  که  از  عبادت  ایشان  بیزاری  و  دوری  جوید،  و  بدیشان  اعلان  دارد  که  خدا  بدو  دستور  فرموده  است  از  بتها  و  خداگونه‌هایشان  بیزاری  و  دوری  جوید،  و  بدو  فرمان  داده  است‌که  خویشتن  را  تنها  تسلیم  پروردگار  جهانیان‌گرداند  و  فقط  مطیع  دستور  او  باشد.  آن‌گاه  دلهایشان  را  می‌پساید  بدین  امریه  خدای  یگانه  است  آنان  را  از  خاک  نیافریده  است  و  سپس  از  نطفه  هستی  بخشیده  است  .  .  .  خدا  است‌که  حیات  می‏بخشد  و  زنده  می‌گرداند،  و  حیات  را  پس  می‌گیرد  و  می‌میراند.  آن‌گاه  بار  دیگر  روند  قرآنی  برمی‏گردد  و  پیغمبر  خدا  (ص) را  از  کار  و  بار  کسانی  شگفت‌زده  می‌سازد  که  درباره  خدا  به  مجادله  و  ستیز  می‌پردازند،  و  آنان  را  از  عذاب  روز  قیامت  در  صحنه خشن  و  تندی  می‌ترساند:

( إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ . فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ)  .                   

آن  زمان  که  غلها  و  زنجیرها  در  گردن  دارند  و  روی  زمین  کشیده  می‌شوند.  در  آب  بسیار  داغ  برافروخته  و  سپس  در  آتش  تافته  می‌کردند.(‌غافر/٧١و٧٢)  ناگهان  کسانی  که  مشرکان  آنان  را  انباز  و  شریک  خدا  می‌انگاشتند  از  مشرکان  دست  می‌کشند،  و  مشرکان  هم  منکر  این  می‌گردندکه  چیزی  را  پرستیده  باشند  و  عبادت  نموده  باشند!  سرانجام  کار  هر  دو  طرف  به  دوزخ  می‌کشد  و  بدان  درمی‌افتند، بدیشان ‌گفته  میشود:

« ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ »

(‌بـه  کافران  و  مشرکان  دستور  داده  می‌شود)  از  درهای  دوزخ  داخل  شوید  و  جاودانه  در  آنجا  بمانید.  جایگاه  متکبران  چه  بد  جایگاهی  است‌.(‌غافر/76)  

در  پرتو  این  صحنه‌،  یزدان  سبحان  پیغمبر  خود  (ص‌)  را  بار  دیگر  به  صبر  و  شکیبائی  رهنمود  می‌گرداند،  و  او  را  دیگر  باره  به  یقین  و  اطمینان  به  وعده  راستین  الهی  می‌خواند.  حال  چه  زنده  بماند  و  برخی  از  تحقق  یافتن  این  وعده  را  ببیند،  یا  خدا  او  را  نمیراند  پیش  از  این‌که  شاهد  پیاده  شدن  بخشی  از  این  وعده  گردد.  به  هر  حال  وعده  خدا  تخلف‌ناپذیر  است  و  روی  می‌دهد.

مرحله  پایانی  سوره  به  مرحله  سوم  می‌پیوندد،  پس  از  آن‌که  پیغمبر  (ص)  به  صبر  و  شکیبائی  و  انتظار  تحقق  یافتن  وعده  الهی  دعوت  می‌شود،  و  بدو  تذکر  داده  می‌شود  یزدان  جهان  پیغمبران  زیادی  را  پیش  از  او  برانگیخته  است  و  روانه‌کرده  است‌.

(وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ).

هیچ  پیغمبری  حق  نداشته  است  معجزه‌ای  را  (‌که  قوم  او  پیشنهاد  کرده‌اند)  نشان  دهد  مگر  به  فرمان  خدا.(‌غافر/78)  

هرچند  نشانه‌هائی  در  جهان  است‌،  و  در  حضور  و  دسترسشان  آیه‌ها  و  نشانه‌های  نزدیک  فراوان  است‌،  ولی  آنان  از  بررسی  و  پژوهش  آنها  غافلند  .  .  .  همین  چهارپایانی  که  مسخر  و  فرمانبردار  ایشان  هستند،  چه  کسی  آنها  را  مسخر  و  فرمانبردار  ایشان‌کرده  است‌؟  این  کشتیهائی‌که  ایشان  را  برمی‏دارد  آیا  نشانه‌ای  نیست  که  آن  را  می‌بینند؟‌!  جایگاه‌های  نقش  زمین  شدن  پیشینیان  آیا  در  دلهایشان  پند  و  اندرز  و  تقوا  و  پرهیزگاری  برنمی‌انگيزد؟‌»‌.  این  سوره  با  نوا  و  آوای  نیرومندی  که  بر  جایگاهی  از  جایگاه‌های  نابودی  و  نقش  زمین  گردیدن  تکذیب‌کنندگان  سر  می‌دهد  به  پایان  می‌آید،  تکذیب‌کنندگانی‌که  عقاب  و  عذاب  خدا  را  می‏بینند  و  آن‌گاه  ایمان  می‌آورند:

(فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ؟‌).

   امّا  ایمانشان  به  هنگام  مشاهده  عذاب  شدید  ما،  بدیشان  سودی  نرسانیده  است  و  نفعی  به  حالشان  نداشته  است‌.  این  سنت  و  شیوه  همیشگی  خدا  در  مورد  بندگانش  بوده  است  و  کافران  بدان  هنگام  زیانبار  شده‌اند.  (‌چرا  که  سرمایه وجود  خود  را  در  بیراهه  هدر  داده‌اند  و  حاصلی  جز  گناه  و  رسوائی  و  عذاب  دردناک  خدائی  فراهم  نساخته‌اند)‌.             (‌غافر/‌٨٥)  

فرو  فرستادن  این  کتاب  (‌قرآن‌)  از  سوی  یزدان  چیره  و  این  پایانی  است‌که  نهایت‌کار  متکبران  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  با  فضای  سوره  و  با  سایه‌روشن  و  با  قالب  اصیل  آن  اتفاق  و  اتحاد  دارد.

بیائید  اینک  با  روند  سوره  به  طور  مشروح  همراه  و  همگام  شویم‌:

(حم . تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ .غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ).

حا .  میم  .  .  .  فرو  فرستادن  این  کتاب  (‌قرآن‌)  از  سوی  یزدان  چیره  و  آگاه  انجام  می‌پذیرد.  یزدانی  که  بخشنده  گناه،  پذیرنده  توبه‌،  دارای  عذاب  سخت‌،  و  صاحب  انعام  و  احسان  است‌.  هیج  معبودی  جز  او  وجود  ندارد.  بازگشت  به  سوی  او  است‌.

این  سرآغاز  هفت  سوره  است‌که  همه  آنها  با  (‌حا.  میم‌)  آغاز  می‌گردند.  از  این  هفت  سوره  در  يكی  از  آنها  به  دنبال  حروف  «‌حا.  میم‌»  سه  حرف  دیگر  می‌آید  که  عبارتند  از:  «‌عین‌.  سین‌.  قاف‌)‌.  درباره  حروف  مقطعه  واقع  در  آغاز  