ین  قضیه‌،  سوره  به  جایگاه  مومنان  راهیاب  فرمانبردار،  و  کمک  خداوند  دادار  بدیشان،  و  طللب  آمرزش  فرشتگان  برایشان،  و  پذیرش  دعایشان  از  سوی  یزدان  جهان‌،  و  چیزی‌که  در  آخرت  در  انتظارشان  است‌،  سخن  می‌گوید.

بدین  خاطر  فضای‌کلی  این  سوره‌،  انگار  فضای  پیکار  است‌، پیکار  میان  حق  و  باطل،  و  میان  ایمان  و  طغیان‌،  و  میان  متکبران  زورگو  و  زورمدار  روی  زمین‌.  سخن  می‌رود  از  انتقام  خدائی‌که  متکبران  زورگو  و  زورمدار  را  فرامی‌گیرد  و  ایشان  را  هلاک  و  نابود  می‌سازد.  در  لابلای  همچون  فضائی  نسیمهای  رحمت  و  رضایت  وزیدن  می‌گیرد،  بدان  هنگام‌که  ذکر  مومنان  می‌شود  و  از  ایشان  سخن  می‌رود!

این  فضا  پدیدار  و  نمودار  مـی‌آید  در  نشان  دادن  نابودگاه‌های  گذشتگان  و  محلهای  هلاک  پیشینیان‌.  همچنین  این  فضا  آشکار  و  جلوه‌گر  مـی‌شود  در  نشان  دادن  صـحنه‌های  قیامت‌.  هم  این  و  هم  آن  در  روند  سوره  پخش  و  پراکنده  است‌،  و  به  شکل  آشکار  و  پدیدار  تکرار  می‌گردد،  و  به  صورتهای  تازنده  و  هراسناک  و  ترس‌آوری‌که  با  فضای‌کلی  سوره  هماهنگي  دارد،  نشان  داده  می‌شود.  این  صورتها  و  شکلهای  تند  و  تیز  و  وحشتناک  و  هراس‌برانگيز  با  قالب  درشتی  و  زمختی  و  شدّت  و  حدّت  سوره‌،  اشتراک  و  همخوانی  دارد.

چه‌بسا  آنچه  با  این  نشانه  متفق  و  همآوا  است  سرآغاز  این  سوره  است‌.  سرآغاز  ایـن  سوره  با  آهنگهائی  می‌آغازد  که  دارای  طنین  ویژه‌ای  است‌:

(غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ )  .

یزدانی  که  بخشنده  گناه،  پذیرنده  توبه‌،  دارای  عذاب  سخت‌،  و  صاحب  انعام  و  احسان  است‌.  هیح  معبودی  جز  او  وجود  ندارد.  بازگشت  به  سوی  او  است‌. (‌غافر/3) 

 انگار  این  آهنگها  پتکهائی  هستند  با  صدای  ضربه‌های  منظم  و  پیاپی  و  دارای  آواهای  یکـنواخت  با  بندهای  برجای  و  استوار،  و  همچنین  با  معانی  و  مفاهیمی‌که  تکیه‌گاه  آهنگهای  موسیقی  سوره  است‌. 

همچنین  واژه  «‌بأس  الله‌:  عذاب  شدید  خدا ‌»  و  «‌بأسنا:  عذاب  شدید  ما»  را  خواهیم  یافت‌که  در  مواردگوناگون  سوره  آمده  است‌.[1]  واژه‌های  دیگری  وجـود  دارد  که  بیانگر  شدّت  و  حدّت  و  تندی  و  درشتی  در  ساختار  و  یا  در  معنی  هستند.  

*
به  طور  عموم‌،  سراسر  این  سوره  چنین به نظر  می‌آیدکه  پتکها  و  چکشهائی  هستند  و  بر  دل  انسانها  فرود  می‌آیند  و  با  شدت  و  حدت  بر  دل  تاثیر  می‌گذارند،  در  آن  حال  و  احوالی‌که  این  سوره  صـحنه‌های  قیامت  و  محلهای  نقش  زمین  شدنهای  گذشتگان  را  نشان  می‌دهد.گاه‌گاهی  نیز  این  سوره  لطیف  و  ظریف  می‌گردد  و  به  پسوده‌ها  و  آهنگهائی  تبدیل  می‌شودکه  دلها  را  آرام  می‌پساید  و  نوازش  می‌نماید.  این  هم  وقتی  است‌که  این  سوره  از  بردارندگان  عرش  و  ازکسانی  صحبت  می‌کندکه  در  اطراف  عرش  هستند  و  پروردگارشان  را  با  دعا  و  زاری  فریاد  می‌دارندکه  بر  بندگان  مومن  خود  بزرگواری  بفرماید  و  فضل  وکرم  بنماید.  و  یا  در  زمانی  است‌که  نشانه‌های  پیدا  و  هویدای  جهان  بیرون  را  به  دل  نشان  می‌دهد  و  یا  نشانه‌های  پنهان  و  نهان  در  جهان  درون  بشری  را  بدو  عرضه  می‌دارد.

برخی  از  مثالهائی  از  این  و  از  آن  ذکر  می‌کنیم‌که  فضای  این  سوره  و  سایه‌روشن  آن  را  ترسیم  می‌کند.

درباره  نقش  زمین  شدنها  و  نابودگاه‌های  گذشتگان  می‌خوانیم‌:

(كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ؟ )  .  

پیش  از  اینان  (‌که  مشـرکان  معاصرند)  قوم  نوح  و  دسته‌ها  و  گروه‏‏هایی  (‌همچون  عاد  و  ثمود  و  لوط‌)  که  بعد  از  ایشان  بوده‌اند  (‌پیغمبران  خدا  را)  تکذیب  کرده‌اند  و  همه  ملتها  خواسته‌اند  که  (‌با  زر  و  زور  و  تزویر)  در  حق  پيغمبر  خود  توطئه  کنند  تا  او  را  بگیرند  و(‌بکشند.  گذشته  از  این  با  دلائل  و  براهین  فرستادگان  خدا)  به  ناحق  جدال  ونزاع  ورزیده‌اند،  تا  بدین  وسیله  باطل  حق  را  نابود  و  برطرف  کنند.  ولی  من  ایشان  را  (‌به  عـذاب  دنیوی‌)  گرفتار  ساخته‌ام‌.  آیا  عقاب  (‌و  عذاب  دنیوی‌)  من  نسبت  بدیشان  چگونه  است‌؟  (‌ویرانه‌های  شهرهایشان  در  مسـیر  مسافرتهای  شما  به  چشم  می‌خورد،  و  سرنوشت  شوم  و  عاقبت  سیاه  و  تـاریک  ایشـان  بـر  صفحات  تاریخ  و  در  سینه‌های  صاحبدلان  ثبت  است‌.  بنگریدوعبرت  بگیرید. (‌غافر/5) 

 (أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ . ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ ).

آیا  در  زمین  به  سیر  و  سیاحت  نپرداخته‌اند  تا  ببینند  سرانجام  کار  کسانی  که  پیش  از  ایشان  بوده‌اند  به  کجا  کشیده  است‌.  آنان  نیرویشان  و  آثارشان  در  زمین  بیشتر  از  شما  بوده  است  و  خداوند  ایشان  را  به  سبب  گناهانشان  گرفته  و  هلاک  ساخته  است  و  مدافعی  در  برابر  (‌عذاب‌)  خدا  نداشته‌اند  (‌و  کسی  ایشـان  را  از  عذاب  رهائی  نداده  است‌)‌.  این  (‌هلاک  و  عذاب‌)  بدان  خاطر  بوده  است  که  پیغمبرانشان  دلائل  و  براهین  روشن  برای  ایشان  می‌آوردند  و  ارائه  می‌دادند  و  آنان  راه  کفر  در پیش  می‏گرفتند،  و  خدا  ایشان  را  گرفته  و  هلاک  می‌کرد.  چرا  که  او  نیرومند  شدیدالعقابی  است‌. (‌غافر/٢١و٢٢)  

درباره  صحنه‌های  قیامت  می‌خوانیم‌:

(وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ)‌.  

(‌ای  محمّد!)  آنان  را  از  روز  نزدیک  بترسان  (‌که  قیامت  است‌)‌.  آن  زمانی  که  دلها  (‌از  شدت  وحشت‌)  به  گلوگاه  می‌رسند  (‌و  انگار  از  جای  خود  کنده  و  به  بالا  پرت  شده‌اند)  و  تمام  وجودشان  مملو  از  خشم  و  اندوه  می‏‎گردد  (‌خشم  بر  کسانی  که  ایشان  را  به  چنین  سرنوشتی  دچار  کرده‌اند،  و  خشم  بر  خود  که  به  حرف  دیگران  گوش  فراداده‌اند،  و  غم  و  اندوه  بر  روزگار  هدر  رفته  و  طلای  عمر  باخته  شده‌)‌.  ستمگران  نه  دارای  دوست  دلسوزند،  و  نه  دارای  میانجیگری  که  میانجی  او  پذیرفته  گردد. (‌غا‌فر/18)

« الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْ