تٌ بِيَمِينِهِ ).

(‌خدا  آن  کسی  است  که‌)  در  روز  قیامت  سراسر  کره  زمین  یکباره  در  مشت  او  قرار  دارد  و  آسمانها  با  دست  راست  او  درهم  پیچیده  می‌شود.

به  مناسبت  به  تصویرکشیدن  این  حقیقت  بدین  شیوه  و  بدین‌گونه  در  روز  قیامت‌،  صحنه  شگرفی  از  صحنه‌های  قیامت  را  نشان  می‌دهد،  صحنه‌ای‌که  به  پایان  می‌آید  با  

موقعیت  فرشتگان‌،  فرشتگانی  که‌گرداگرد  عرش  خدا  حلقه  زده‌اند  و  به  سپاس  پروردگارشان  مشغولند،  و  كل  جهان  هستی  هم  با  حمد  و  ثنای  خدا  به ‌گفتار  درمی‌آید:  (وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ)‌.

و  گفته  می‌شود:  حمد  و  سپاس  خداوند  جهانیان  را  سزا  است‌!.

بدین  وسیله  این  سخن  نهائی  در  باره  حقیقت  توحید  زده  خواهد  شد  و  آن  را  فیصله  می‌دهد.
*
(اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ . لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ)  .

خدا  آفریدگار  همه  چیز  است  و  همه  چیز  را  می‌پاید  و  مراقبت  می‌نماید.  کلیدهای  آسمانها  و  زمین  ازآن  او  است‌.  کسانی  که  آیات  خدا  را  باور  نمی‌دارند  ایشان  زیانکارند.  (‌چرا  که  قـوانین  و  رهنمودهای  کسی  را  نمی‌پذیرند  که  مالک  و  صاحب  سراسر  جهان  و  فرمانده  و  گرداننده  آن  است‌)‌.

این  حقیقتی  است‌که  همه  چیزگویای  آن  است‌.  چه  هیج  کسی  نمی‌تواند  ادعاء‌کندکه  او  چیزی  را  آفریده  است ‌.  و  هیچ  عقلی  نمی‌تواندگمان  بردکه  هستی  پیدا  شده  است  بدون  پدیدآورنده‌ای‌.  هر  چیزی‌که  در  جهان  است  بیانگر  قصد  و  هدف  و  تدبیر  و  تقدیر  است‌.  هیچ‌کاری  از  کارهای  جهان  به  خود  رها  نشده  است  و  تصادفی  پدیدار  نگشته  است‌،  چه‌کار  آن‌کوچک  باشد  و  چه  بزرگ‌:  

( وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ).

او  همه  چیز  را  می‌پاید  و  مراقبت  می‌نماید.

رهبری  آسمانها  و  زمین  ازآن  خدا  است‌.  او  است  که  آسمانها  و  زمین  را  آن‌گونه‌که  بخواهد  اداره  می‌کند،  و  آسمانها  و  زمین  با  نظم  و  نظامی  حرکت  می‌کنند  و  راه  می‌روندکه  او  مقدر  و  مقرر  فرموده  است‌.  هیچ  اراده‌ای  و  خواستی  جز  اراده  و  خواست  یزدان  در  اداره  کردن  و  گرداندن  امور  جهان  دخالت  ندارد.  فطرت  بر  این  گواه  است‌،  و  واقعیت  گویای  آن  است‌،  و  دل  و  خرد  معترف  بدان  است‌.

(وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ )‌.

کسانی  که  آیات  خدا  را  باور  نمی‌دارند  ایشان  زیانکارند. 

 آنان  فهم  و  شعور  را  باخته‌اند  و  از  دست  داده‌اند،  فهـم  و  شعوری‌که  زندگانی  ایشان  را  در  زمین  با  زندگی  سراسر  جهان  هستی  هماهنگ  و  همآوا  می‌گرداند.  ایشان  آسایش  هدايت   و  جمال  ایمان  و  آرامش  اعماد  و  حلاوت  و  شیرینی  یقین  را  باخته‌اند  و  از  دست  داده‌اند.  این  در  همین  دنیا،  و  در  آخرت  آنان  خودشان  را  و  اهل  و  عیالشان  را  می‌بازند  و  از  دست  می‌دهند.  پس  واقعاً  آنان  زیانمندانی  هستند  که  واژه ‌(‌خاسرون‌:  زیانباران‌)  بر  ایشان  منطبق  است!

*
در  پرتو  این  حقیقتی‌که  آسمانها  و  زمین‌گویای  آن  است‌،  و  هر  چیزی‌که  در  جهان  هستی  است‌گواه  بر  آن  است‌،  یزدان  سبحان  به  پیغمبر  (ص)  دستور  می‌فرماید  و  دیکته  می‌نماید  مشرکان  آنچه  را  که  بدو  پیشنهاد  می‌کنند  نپذیرد  و  زشت  و  پلشت  بداند.  آنچه  مشرکان  پیشنهاد  می‌کردند  این  بودکه  پیغمبر  (ص) بتها  و  خداگونه‌هایشان  را  عبادت  و  پرستش  بکند  تا  در  برابر  این‌کار  او،  ایشان  هم  همراه  با  او  خدای  وی  را  عبادت  و  پرستش  بکنند!  انگار  عبادت  و  پرستش  قابل  معامله  است  و  در  بازار  به  خرید  و  فروش‌گذاشته  می‌شود  و  شایان  افزایش  وکاهبثن  قیمت  است‌!

( قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ ‌؟) . 

 بگو:  ای  نادانان‌!  آیا  به  من  دستور  می‌دهید  که  غیر  خدا  را  پرستش  کنم‌؟‌!.

این  هم  زشت  و  پلشت  شمردنی  است‌که  فطرت  آن  را  فریاد  می‌دارد  رو  در  روی  همچون  پیشنهاد  ابلهانه‌ای‌که  بیانگر  جهل  مطلق  و  نادانی  همه‌جانبه  و  کوری  کامل  بینش  است‌.

بر  این  امر  با  برحذر  داشتن  از  شرک  پیرو  می‌زند.  این  بیدارباش  و  دورباش،  نخست  از  انبیاء  و  مرسلین  می‌آغازد.  انبیاء  و  مرسلین  - صلوات  الله  عليهم -  هرگز  کم‌ترین  شرکی  به  دلهایشان  راه  پیدا  نمی‌کند.  ولیکن  این  بیدارباش  و  دورباش  در  اینجا  غیر  انبیاء  و  مرسلین  را  آگاهی  و  هوشیاری  می‌دهد،  یعنی  اقوام  وکسانی‌که  از  ایشان  پیروی  کرده‌اند  و  می‌کنند  باید  بیدار  و  هوشیار  باشند  و  تنها  یزدان  سبحان  را  عبادت  و  پرستش‌کنند،  و  تنها  خدا  در  مقام  عبادت  و  پرستش  باشد،  و  جملگي  انسانها  یکپارچه  در  مقام  عبودیت  و  بندگی  بمانند،  چه  انسانها  انبیاء ‌و  مرسلین  باشند  و  چه  دیگران‌:

(وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ)  .

به  تو  و  به  یکایک  پیغمبران  پیش  از  تو  وحی  شده  است  که  اگر  شرک  ورزی  کردارت  (‌باطل  و  بی‌پاداش  می‏‎گردد  و)  هیچ  و  نـابود  مـی‌شود،  و  از  زیانکاران  خواهی  بود.

این  برحذر  از  شرک  باش  و  دور  از  شرک  باش،  با  فرمان  به  توحید  خاتمه  می‌پذیرد،  توحید  عبادت  و  شکر  بر  هدایت  و  یقین‌،  و  شکر  نعمتهای  یزدان  که  جملگي  بندگانش  را  دربر  می‌گیرد،  و  نعمتهای  او  بیرون  از  شمار  است  و  مردمان  از  شمارش  آنها  درمانده  و  ناتوانند،  آن  نعمتهائی‌که  خودشان  در  آنها  غرق  هستند:

( بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِينَ ).

پس  در  این  صورت  تنها  خدا  را  بپرست  و  از  زمره سپاسگزاران  باش‌.

*
( وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ)  .
آنان  آن‌گونه  که  شایسته  است  خدا  را  نشناخته‌اند.  

بلی،  آنان  آن‌گونه‌که  شایسته  است  خدا  را  نشناخته‌اند،  این  است‌که  برخی  از  آفریده‌هایش  را  شریک  و  انباز  او  می‌کنند.  آنان  آن‌گونه‌که  باید  خدا  را  عبادت  و  پرستش  نمی‌کنند،  و  ایشان  وحدانیت  خدا  و  عظمت  او  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند،  و  به  جلال  و  عظمت  و  قدرت  و  قوت  او  پی  نمی‌برند.

آن‌گاه  خداگوشه‌ای  از  عظمت  و  قوت  خود  را  برایشان  نمودار  و  پدیدار  می‌سازد،  به  شیوه  تصویرگری  قرآنی  که  حقائق‌کلی  را  به  صورت  جزئی  به  انسانها  نشان  می‌دهد،  و  به  ذهن  آنان  نزدیک  می‌گرداند،  بدانگونه  که  درک  و  فهم  محدودشان  بدان  پی  ببرد:

(وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ) .

(‌خدا  آن  کسی  است  که‌)  در  روز  قیامت  سراسر  کره  زمین  یکباره  در  مشت  او  قرار  دارد  و  آسم