 تَنْكِصُونَ. مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ).

اصلا (‌برنامه کافران با برنامه مومنان به کلی از هم جدا است‌، چرا که‌) دلهای (‌کافران به سبب عناد و تعصب‌) ایشان غافل از این (‌گونه اعمال خیر و انجام وظیفه در حد توان و دقت در حساب‌) است‌، و آنان کارهائی جدا (‌از کار مومنان‌) دارند و به انجام آنها مشغول می‌باشند. (‌کافران به کارهای پلشت خود ادامه می‌دهند) و هنگامی که (‌در روز قیامت‌) سران خوشگذران ایشان را گرفتار عذاب می‌کنیم‌، ناگهان فریاد می‌کشند و لابه سر می‌دهند. (‌بدیشان خواهیم گفت‌:‌) امروز فریاد و واویلا سر ندهید و تضرع و لابه نکنید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید (‌و با داد و بیداد از عذاب آتش رهایتان نمی‌کنیم‌)‌. آیات من (‌در دنیا) بر شما خوانده می‌شد و شما بر پاشنه‌های خود چرخی می‌زدید (‌و بدانها پشت می‌کردید و از پذیرش احکام و دستور آنها سرباز می‌زدید)‌. از این عقب‏گرد و روی گردانی، به خود می‌بالیدید و (‌آیات ما را) در گفتگوهای شبانه خود به باد استهزاء می‌گرفتید و (‌از آنها) بدگوئی می‌کردید.

علت فرو رفتن به چیزهائی که می‌کنند وادارکردن ایشان به انجام تکالیفی نیست‌که تاب و توان آنها را نداشته باشند. بلکه علت این است‌که دلهایشان به ضلالت و جهالت و غفلت افتاده است و حقی را نمی‌بیند که قرآن آن را به ارمغان آورده است‌، و آنان به راه دیگری جدای از راهی افتاده‌اند و رهسپار گردیده‌اند که قرآن ارائه داده است‌:

(وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِنْ دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ).

آنان کارهائی جدا (‌از کار مومنان‌) دارند و به انجام آنها مشغول می‌باشند.

آن‌گاه صحنه بیدار شدن و هوشیارگردیدن ایشان را به تصویر می‌کشد، بدان هنگام‌که بلای ناگهانی بر سرشان می‌تازد و کار ایشان را می‌سازد:

(حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ).

(‌کافران به کارهای پلشت خود ادامه می‌دهند) و هنگامی که (‌در روز قیامت‌) سران خوشگذران ایشان را گرفتار عذاب می‌کنیم‌، ناگهان فریاد می‌کشند و لابه سر می‌دهند. 

افراد متنعم و خو‌شگذران بیشتر از همه مردمان غرق لذت‌پرستی وکجروی و بی‌خبری از فرجام‌کار می‌شو‌ند. هان‌! هم اینک این ایشان هستند ناگهانی به عذاب گرفتار می‌آیند! عذابی که از هرسو ایشان را احاطه می‌کند و دربرشان می‌گیرد! آنان فریاد می‌کشند و ناله سر می‌دهند. یاری وکمک می‌طلبند. رحم و مهربانی در حق خود می‌خواهند ... این عذاب و گرفتاری در مقابل همان لذت‌پرستی و خوشگذرانی و غفلت و تکبر و غروری است‌که در جهان به دنبالش بودند و داشتند ... گذشته از این عذاب‌، آهای این ایشانندکه مورد توبیخ و تهدید قرار می‌گیرند و شکنجه و آزار می‌گردند!:

(لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُمْ مِنَّا لا تُنْصَرُونَ).

(‌بدیشان خواهیم گفت‌:‌) امروز فریاد و واویلا سر ندهید و تضرع و لابه نکنید، شما از سوی ما یاری و کمک نمی‌شوید (‌و با داد و بیداد از عذاب آتش رهایتان نمی‌کنیم‌)‌.

صحنه آماده است‌! آنان شکنجه و عذاب می‌بینند و تهدید و توبیخ می‌گردند! ناامید از هر نوع یاری و مددی‌، و ناامید از هر یار و مددکاری هستند! بدیشان یادآوری می‌گردد که چه‌کارهائی در دنیا می‌کردند، و چگونه در ضلالت و جهالت و غفلت خود فرورفته و غرق بودند:

(قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنْكِصُونَ).

آیات من (‌در دنیا) بر شما خوانده می‌شد و شما بر پاشنه‌های خود چرخی می‌زدید (‌و بدانها پشت می‌کردید و از پذیرش احکام و دستور آنها سرباز می‌زدید)‌.

شما چرخی می‌زدید و برمی‌گشتید، انگار چیزی‌که بر شما خوانده می‌شد برای شما خطری داشت و باید شما از آن بپرهیزید. یا زشت و پلشت بود و می‏‎بایست از آن‌کناره گیری و دوری‌گزید. خویشتن را بزرگتر از آن می‌دیدید که به حق اعتراف کنید و بدان اقرار نمائید. گذشته از این‌کارها، سخنان بدی می‌گفتید و در گفتگوهای شبانه خود آیات ما را به باد استهزاء و تمسخر می‌گرفتید و از آنها بدگوئی می‌کردید. به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بد و بیراه می‌گفتید، و سخنان زشتی درباره چیزی می‌زدیدکه با خود آورده بود.

آنان زبان به سخنان زشتی می‌گشودند و در مجالس خود دشنامها می‌دادند. درکعبه پیرامون بتهایشان در شب‌نشینیهایشان حلقه می‌زدند. هم اینک این قرآن است که برایشان صحنه حساب وکتاب چیزهائی راکه می‌گفتند و می‌کردند ترسیم می‌کند، و در آن حال آنان را به تصویر می‌کشدکه دارند ناله و فریاد سر می‌دهند و مدد و یاری می‌طلبند. ولی داستانسرائیهای زشت شبانه آنان‌، و سخنان زشت و دشنامهای ناجورشان را به رخشان می‌کشد. انگار همین لحظه صحنه به نمایش درآمده است‌، و آنان آن را می‌بینند و با آن و در آن می‌زیند! این هم شیوه قرآن مجید است در ترسیم صحنه‌های قیامت‌. به گونه‌ای صحنه‌های قیامت را به تصویر می‌کشدکه انگار دارد رخ می‌دهد و جریان می‌یابد و مشاهده می‌گردد.[2]

مشرکان در حمله خود به پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) و به قرآن مجید، در باشگاه‌ها و مجالس شبانه خود، تکبر و بزرگی جاهلانه‌ای را نشان می‌دادند و به نمایش در می‌آوردند که ارزش حق را درک و فهم نمی‌کند، چون‌کور ونابینا است‌، و از حق ماده تمسخر و استهزاء را می‌سازد و آن را خمیرمایه تهمت و افتراء می‌کند. افرادی بسان همچون کسانی در هر زمانی هستند و یافته می‌شوند. 

جاهلیت عرب جز نمونه‌ای از جاهلیبهای بیشماری نیست که در طول زمان بوده‌اند و رفته‌اند، و همیشه هم زمان به زمان پیدا و هویدا می‌گردند و یافته می‌شوند!روند قرآنی ایشان را از صحنه توبیخ در آخرت‌، دوباره بدین جهان منتقل می‌کند و برگشت می‌دهد! آنان را برمی‌گرداند تا از ایشان بپرسد و از موضعگیری شگفت آنان تعجب کند ... چه چیزی ایشان را از ایمان آوردن بدان چیزی بازمی‌دارد که پیغمبر امین و راستگو و راستکارشان آن را به سویشان آورده است‌؟ شبهه‌هائی که در سینه‌هایشان قلقلکشان می‌دهد و آنان را از پذیرش هدایت بازمیدارد، کدامها هستند؟ دلیل و برهانی که انگیزه روی گردانی و سبب دوری ایشان از قرآن می‌شود کدام است؟ برای داستانسرایی زشت و پلشت شبانه ایشان در مجالسشان راجع به قرآن، جه حجتی در دست ایشان است‌؟ در حالی که قرآن حق خالص، و صراط مستقیم ا‌ست‌:

(أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الأوَّلِينَ . أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ . أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ . وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِ