روز)  اعمال  زشتی  را  که  (‌در  دنیا)  انجام  می‌داده‌اند  بـرای  ایشان  نمایان  و  آشکار  می‏‎گردد  (‌و  کیفر  بدیها  را  می‌بییند)  و  آنچه  را  که  (‌در  دنیا)  به  باد  تمسخر  می‌گرفته‌اند  آنان  را  دربر  می‏‎گیرد.

این  هم  بسان  اشاره  قبلی  بر  بدی  موقعیت  می‌افزاید.  وقتی  که  بدی  و  زشتی  کارهائی  پدیدار  و  نمودار  می‌گردد  که  در  دنیا  انجام  داده‌اند،  و  زمانی  که  چیزی  ایشان  را  فرامی‌گیردکه  در  دنیا  به  تـمسخرش  می‌گرفته‌اند  و  وعد  و  وعید  و  بیم  و  تهدید  آن  را  استهزاء  می‌نموده‌اند،  در  آن  حال  و  احوالی  که  هستند  و  در  آن  موقعیت  وحشتناکی‌که  دارند  .  .  .  راستی  باید  عتابشان  و  درد  و  رنجشان  را  چگ‌نه  پیش  چشم  داشت  

و  از  آن  چه‌گفت‌؟‌!  

*
پس  از  بیان  این  صحنه‌ای‌که  از  حال  و  احوالشان  سخن  می‌گوید،  حال  و  احوالی‌که  در  آن  روزی  دارندکه  به  سوی  خدا  برگردانده  می‌شوند،  خدائی‌که  برای  او  شریک  و  انباز  قر‌ار  می‌دادند،  و  دلهایشان  بیزاری  می‌جست  وقتی‌که  خـدا  به  یگانگي  یاد  می‌شد،  و  دلهایشان  شاد  می‌گردید  زمانی  که  بتها  و  خداگونه‌های  ادعائی  ایشان  یاد  می‌گردید.  پس  از  نشان  دادن  این  صحنه‌،  به تصویرکشیدن  حال  شـگفت  ایشان  برمی‏گردد.  آنان  وحدانیت  خدا  را  انکار  می‌کنند،  ولی  زمانی  که  زیان  و  ضرری  و  بلا  و  مصیبتی  بدیشان  دست  می‌دهد،  جز به سوی  خداوند  یکتا  رو  نمی‌کنند  و  جز  بر  آستانه  او  نمی‌نالند  و  برنمی‌گردند!  اینان  وقتی  که  خدا  بدیشان  لطف  می‌فرماید  و  نعمت  بدانان  عطاء  می‌نماید،  تکبر  و  تفاخر  می‌کنند،  و  خدا  را  فراموش  می‌نمایند:

(  فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ)٠

هنگامی  که  به  انشان  گزند  و  آزار  و  زیان  و  ضرری  برسد،  ما  را  بـه  فریاد  می‌خواند،  و  هنگامی  که  از  سوی  خود  نعمتی  بدو  عطاء  می‌کنیم‌،  خواهد  گفت‌:  این  نعمت  در  پرتو آگاهی  و  کاردانیم  به  من  داده  شده  است‌.  چنین  نیست‌؛  بلکه  این  نعمت  وسیله  آزمایش  است‌،  ولیکن  بیشتر  مردم  (‌این  مساله  را)  نمی‌دانند.

این  آیه  نمونه  مکرری  از  انسانها  را  به  تصویر  می‌کشد،  انسانهائی‌که  فطرتشان  به  سوی  حق  راهیاب  نمی‌شود،  و  به  سوی  پروردگار  یگانه  خود  برنمی‌گردد،  و  راه  وصول  به  او  را  نمی‌شناسد،  تا  در  شادی  و  اندوه  و  داشتن  و  نداشتن  سرگشته  نگردد  و  خدا  را  فراموش  ننماید.

ضرر  و  زیان  و  بلا  و  مصیبت،  توده‌های  هواها  و  هوسها  و  شهوات  و  لذائذ  را  از  روی  فطرت  فرو  می‌اندازد،  و  فطرت  را  از  انگیزه‌ها  و  وسیله‌های  ساخت  لخت  و  عریان  می‌سازد،  انگیزه‌ها  و  وسیله‌هائی  را  که  حق  نهان  در  فطرت  و  پنهان  در  لابلای  این  جهان  هستی  را  از  چشم  فطرت  پوشیده  می‌دارد.  بدین  هنگام  که  توده‌ها  برافتاد  و  انگیزه‌ها  و  وسیله‌ها  در  میان  نماند،  فطرت  خدا  را  می‏‎بیند،  و  او  را  می‌شناسد،  و  تنها  بدو  رو  می‌کند.  ولی  آن  زمان‌که  شدت  و  سختی  می‌گذرد،  و  آسایش  و  آرامش  و  خوشی  در  می‌رسد،  دوباره  این  چنین  انسانی  آنچه  راکه  در  شدت  و  سختی  و  به  هنگام  زیان  و  ضرر  و  بلا  و  مصیبت‌گفته  است  فراموش  می‌کند،  و  فطرتش  بر  اثر  هواها  و  هوسها  و  شهوات  و  لذائذ  منحرف  می‌گردد،  و  در  باره  نعمت  و  لطف  و  فضل  و  رزق  و  روزی  خدا  می‌گوید:

(إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ) .

این  نعمت  در  پرتو  آگاهی  و  کاردانیم  به  من  داده  شده  است‌.

این  سخن  را  قارون  گفته  است‌،[1] و  هر  گول‌خورده‌ای  آن  را  بر  زبان  رانده  است‌که‌گول  علم  و  دانش‌،  یا  پیشه  و  صنعت‌،  و  یا  چاره‌جوئی  و  چاره‌سازی  و  حیله  و  نیرنگ  را  خورده  است‌،  و  آن  را  سبب‌ کسب  ثروتی  یا  سلطه  و  قدرتی  شمرده  است‌،  و  از  سرچشمه  نعمت  و  دهنده قدرت  و  بخشنده  علم  و  دانش  غافل‌گردیده  است‌،  و  مسبب  الاسباب‌،  و  مقدّر  الارزاق  را  فراموش  کرده  است‌.

(بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ)‌.

بلکه  این  نعمت  وسیله  آزمایش  است‌،  ولیکن  بیشتر  مردم  (‌این  مساله  را)  نمی‌دانند.

این  نعمت  و  قدرت  وسیله آزمایش  و  امتحان  است‌.  این  نعمت  و  قدرت  برای  این  است‌که  روشن  شود  چه‌کسی  شکر  و  سپاس  آن  را  می‌گوید،  و  چه‌کسی  ناشکری  و  ناسپاسی  می‌کند.  چه  کسی  در  سایه  نعمت  و  قدرت  خوب  می‌گردد  و  به  اصلاح  می‌پردازد،  و  چه‌کسی  با  داشتن  نعمت  و  قدرت  تباه  می‌شود  و  به  تباهی  می‌پردازد،  و  چه  کسی  راه  را  خواهد  شناخت  و  راستای  راه  راست  را  در  پیش  می‌گیرد،  و  چه‌کسی  منحرف  و  گمراه  می‌شود  و  به  کژراهه  می‌رود.

قرآن  رحمت  بندگان  است‌.  پرده  را  به‌کنار  می‌زند  و  راز  خوشبختی  و  بدبختی  را  بدیشان  می‌گوید.  مردمان  را  از  خطر  آگاه  می‌سازد،  و  آنان  را  از  فتنه  و  بلا،  و  از  امتحان  و  آزمون  مطلع  می‌گرداند.  دیگر  حجتی  و  عذر  و  بهانه‌ای  پس  از  همچون  بیائی  برایشان  نمی‌ماند.

قرآن  دلهای  انسانها  را  می‌پساید  و  لمس  می‌نماید  با  نشان  دادن  محلهای  نقش  زمین  شدن  و  هلاک  گردیدن  کسانی  که  پیش  از  ایشان  بوده‌اند  و  سر  خود  گرفته‌اند.  بدیشان  می‌گویدکه  پیشینیان  ناگفتن  همچون  سخن  نابجا  و  ناروائی‌که‌گوینده  ایشان‌گفته  است‌،  نقش  زمین  شده‌اندو  هلاک  گردیده‌اند  و  بدبخت  و  بیچاره  شده‌اند:  

(إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ)  .

این  نعمت  در  پرتو  آگاهی  و  کاردانیم  به  من  داده  شده  است‌.

(قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ . فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ)‌.

این  سخن  را  کسانی  هم  گفته‌اند  که  پیش  از  ایشان  می‌زیسته‌اند.  امّا  چیزهائی  را  که  به  دست  آوردند  بدیشان  سودی  نبخشید  (‌و  آنان  را  از  عذاب  ما  رها  نساخت  و  دیدند  آنچه  را  که  می‌بایست  ببینند)‌.  پس  بدیهای  اعمال  خود  را  دیدند  (‌و  کیفر  کارهای  زشتشان  را  چشیدند)  و  از  اینان  هم  کسانی  که  ستم  می‌کنند  (‌و  کفر  و  شرک  می‌ورزند)  بدیهای  اعمالشان  (‌و  کیفر  کردار  ناپاکشان‌)  گریبانشان  را  خواهد  گرفت  و  هرگز  نمی‌توانتد  (‌از  چنگال  عذاب  الهی  بگریزند  و  خدای  را)  ناتوان  کنند.

این  درست  همان  سخن  گمراهانه‌ای  است  که  کسانی  آن  راگفته‌اند  که  پیش  از  اینان  بوده‌اند.  همچون  سخن  نابجا  و  ناروائی  ایشان  را  به  بدی  و  بدبختی  کشانده  است  و  سزاوار کیفرشان  نموده  است  و  فرجام  ایشان  را  تباه  گردانده  است‌.  علم  و  دان