ی‌دانند:

«وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ »‌.

هنگامی  که  خداوند  به  یگانگی  یاد  می‌شود،  کسانی  که  به  آخرت  ایمان  ندارند،  دلهایشان  می‏‎گیرد  و  بیزار  (‌از  یکتاپرستی‌)  می‏‎گردد.  امّا  هنگامی  که  از  معبودهائی  جز  خدا  سخن  بـه  میان  می‌آید  شاد  و  خوشحال  می‌شوند!. 

 این  آیه  واقعیت  حال  و  وضعی  را  بیان  می‌دارد  که  در  روزگار  پیغمبر (ص)  بوده  است‌.  مشرکان  بدان  هنگام  شاد  می‌شدند  و  شادمانی  می‌کردند  وقتی  که  از  بتها  و  معبودهایشان  سخن  می‌رفت‌،  و  آزرده‌خاطر  و  دلتنگ  و  گریزان  می‌شدند  وقتی‌که  سخن  توحید  و  یگانه‌پرستی  به  میان  می‌آمد  و  از  یگاپرستی  سخن  می‌رفت‌.گذشته  از  این  شان  نزول‌،  این  آیه  یک  حالت  روانی  را  بیان  می‌دارد  که  در  محیطهای  گوناگون  و  در  زمانهای  مختلف  تکرار  می‌گردد  و  بـه  میان  می‌آید.  در  میان  مردمان  کسانی  هستند  دلهایشان  می‌گیرد  و  جانهایشان  به  لب  می‌رسد  وقتی‌که  به سوی  خدای  یگانه  دعوت  می‌شوند  و  یکتاپرستی  را  به  گوششان  می‌رسانند،  و  ایشان  را  دعوت  می‌کنندکه  تنها  شریعت  خداوند  یکتا  قانون  ایشان  باشد،  و  فقط  برنامه  خدا  بـرنامه  نظام  و  سیستم  زندگانیشان  باشد.  امّا  زمانی  که  از  برنامه‌های  زمینی  و  از  مقررات  زمینی  و  از  شریعتهای  زمینی  سخن  می‌رود،  شاد  می‌شوند  و  شادمانی  می‌کنند  و  به  همچون  سخنی  خوش‌آمد  می‌گویند  و  از  آن  دلهایشان  می‌گشاید،  و  سینه‌هایشان  را  برای  دریافتن  و  پاسخ‌گفتن  بدان  باز  و  فراخ  می‌گردانند.  این  افراد  درست  همان  کسانیندکه  یزدان  نمونه‌ای  از  آنان  را  در  این  آیه  به  تصویر  می‌کشد،  و  همچون  اشخاصی  درست  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  وجود  دارند.  آنان‌کسانیند  که  فطرتهایشان  مسخ  گردیده  است‌،  و  سرشتشان  منحرف  شده  است‌،  و  گمراه  و  گمراه‌کننده‌اند،  هرچند  که  محیطها  و  زمانها  مختلف  و  جوراجور  باشد،  و  نژادها  و  قومها  متفاوت  وگوناگون  باشند.

پاسخ  همچون  مسخ  شدن  و  منحرف‌گردیدن  وگمراه  شدنی‌،  همان  چیزی  است‌که  خداوند  بزرگو‌ار  آن  را  به  پیغمبر  خود  تلقین  می‌فرماید  تا  آن  را  رو  در روی  حال  و  وضعی  بدینسان  بگو‌ید:

(  قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ).                       

بگو:  خداوندا!  ای  هستی‌بـخش  آسمانها  و  زمین‌!  ای  آگاه  از  نهان  و  آشکارا!  این  توئی  که  در  میان  بندگانت  راجع  بدانچه  در  آن  اختلاف  دارند  داوری  می‌کنی‌.  (‌من  آئین  توحیدی  را  به  این  کج‌اندیشان  رساندم‌.  در  قیامت  تو  خود  دانی  و  گمراهان‌)‌.

این  دعای  فطرتی  است‌که  آسمان  و  زمین  را  می‏‎بیند،  و  برایش  دشوار  است  آفریدگاری  را  بجز  خدا  برای  آسمان  و  زمین  بیابد،  خدائی‌که  آسمانها  و  زمین  را  از  نیستی  به  هستی  آورده  است‌.  این  است  چنین  فطرتی  با  اعتراف  و  اقرار  رو  به  خدا  می‌کند،  و  او  را  با  صفتی  می‌ستایدکه  سزاوار  آفریننده  آسمانها  و  زمین  است‌. 

 «  عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ » .

آگاه  از  نهان  و  آشکارا.

آگاه  از  حاضر  و  غائب  و  ظاهر  و  باطن.

(أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ).

این  توئی  که  در  میان  بندگانت  راجع  بدانـچه  در  آن  اختلاف  دارند  داوری  می‌کنی‌.

تنها  خدا  قاضی  و  داور  است  در  روزی‌که  مردمان  به  سوی  یزدان  برگردانده  می‌شوند.  مردمان  هم  قطعاً  به  سوی  یزدان  برگردانده  می‌شوند.

*
بعد  از  این  تلقین  و  دیکته‌کردن‌،  حال  هراسناک  ایشان  را  نشان  می‌دهد،  حالی‌که  در  آن  روزکه  به  سوی  خدا  برگردانده  می‌شوند  تا  در  میانشان  داوری‌کند  در  باره  چیزهائی‌که  راجع  بدانها  اختلاف  داشته‌اند  و  بر  سر  آنها  کشمکش نموده‌اند:

(وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ .وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون) اگر  ستمکاران  (‌مشرک‌)  تمام  چیزهائی  که  در  زمین  است  و  همچندان  آن‌،  مال  ایشان  باشد،  حاضر  خواهند  بود  همه  آنها  را  دربرابر  رهائی  خود  از  عذاب  شدید  روز  قیامت  بپردازند  .  .  .  و  از  جانب  خدا  چیزی  (‌از  شکنجه  و  عذاب‌)  برای  ایشان  جلوه‌گر  و  پدیدار  می‌شود  که  گمانش  نمی‌بردند  (‌و  به  فکرشان  هم  نمی‌رسید.  در  آن  روز)  اعمال  زشتی  را  که  (‌در  دنیا)  انجام  می‌داده‌اند  برای  ایشان  نمایان  و  آشکار  می‏‎گردد  (‌و  کیفر  بدیها  را  می‌بینند)  و  آنچه  را  که  (‌در  دنیا)  به  باد  تمسخر  می‌گرفته‌اند  آنان  را  دربر  می‏‎گیرد.

این  هول  و  خوفی  است‌که  در  لابلاهای  تعبیر  هراس‌انگیز  است‌.  اگر  برای  این  ستمگران  - ستمگرانی  که  به  سبب  شرک  ستمگر  بشمارند،  چون  شرک  ستم  بزرگ  است-  باشد:

« مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »‌.

تمام  چیزهائی  که  در  زمین  است‌.

برای  این  ستمگران  باشد  تمام  چیزهائی‌که  در  زمین  است‌،  آن  چیزهائی‌که  بر  آنها  حرص  و  جوش  می‌خورند  و  با  افتخار  به  داشتن  آنها  از  پذیرش  اسلام  دوری  می‌گزینند،  و  افزون  بر  این  چیزها:

(  وَمِثْلَهُ مَعَهُ)  .

و  همچندان  آن‌،  مال  ایشان  باشد.

ههمه  و  همه  را  می‌دهند  تا  آنها  را  فدیة  بازخرید  خـود  کنند  و  خویشتن  را  از  دست  عذاب  بد  روز  قیامت‌که  بدان  گرفتار  آمده‌اند،  نجات  دهند.

هول  و  هراس  دیگری  در  لابلاهای  این  تعبیر  فشرده  است‌:

(وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ)  .

و  از  جانب  خدا  چیزی  (‌از  سکنه  و  عذاب‌)  برای  ایشان  جلوه‌گر  و  پدیدار  می‌شود  که  گمانش  نمی‌بردند  (‌و  به  فکرشان  هم  نمی‌رسید)‌.

از  جانب  خدا  چیزی  برایشان  جلوه‌گر  و  پدیدار  می‌شود  که  آنان  در  دنیا  انتظارش  را  نمی‌کشیده‌اند،  یزدان  جهان  آشکارا  از  چنین  چیزی  سخن  نمی‌گوید،  و  واضح  و  روشن  آن  را  ذکر  نمی‌فرماید.  ولیکن  به  همین  منوال  و  روال  ترس‌آور  و  هولناک  و  وحشت‌انگیز  بدان  اشاره  می‌نماید  .  .  .  او  خدا  است‌،  خدائی‌که  از  جانب  او  برای  این  ضعیفان  چیزی  پدیدار  می‌آیدکه  توقع  و  انتظارش  را  ندارند!  به  همین  منوال  و  روال‌،  بدون  شناساندن  و  مشخص  نمودن  بدان  اشاره  می‌رود  و  دیگر  هیچ!

( وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ).

(‌در  آن  