ً وَلَا يَعْقِلُونَ (43) قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (44) وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (45) قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (46) وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ (47)‏ وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (48) فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (49) قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ (50) فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلَاء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ (51) أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (52) 

این  چرخش  وگردش‌،  فراخ‌ترین  بخش  از  بخشهای  سوره  است‌،  و  حقیقت  توحید  و  یکتاپرستی  را  از  زوایای  متعددی  و  با  پسوده‌های  متنوعی  فرامی‌گیرد.  با  به  تصویرکشیدن  دل  مومن  و  موضع  آن  در  برابر  نیروهای  زمین‌،  و  اهمّیت  دادن  و  پشت  بستن  به  نیروی  یگانه  یزدان  جهان  و  تکیه‌کردن  بر  آن‌،  بدون  توجه  نمودن  به  غیر  آن‌که  نیروهای  ناچیز  و  ضعیف  دیگران  است‌.  بدین  جهت  دل  مومن  دست  خود  را  از  همه  این  نیروهای  وهمی  وگمانی  می‌شوید  و كار  و  بار  خود  را  و كار  و  بار  ستیزه‌گران  با  خود  را  به  خدا  وامـی‌گذارد  تادر  روز  قیامت  آنچه  خواهد  بدیشان  روا  دارد.  و  به  راه  خود  ادامه  می‌دهد  و  استوار  و  پایدار  راه  خویش  را  می‌سپرد  و  به  سرنوشت  خود  یقین  و  اطمینان  دارد.

به  دنبال  این‌،  وظیفه  و  تکلیف  پیغمبر  (ص)  می‌آید،  و  بیان  می‌شودکه  او  وکیل  و  محافظ  بندگان  درکار  هدایت  و  ضلالت  ایشان  نیست‌.  بلکه  ایـن  خدا  است‌که  بر  بندگان  مسلط  و  چیره  است‌.  در  هر  حالتی  از  حالات  ایشان‌،  زمام  اختیارشان  در  دست  خدا  است‌.  جز  خدا  شفیع  و  میانجی  ندارند،  چه  شفاعت  به  طورکلی  متعلق  به  خدا  است‌،  و  ملک  و  مملکت  و  حکومت  و  فرمانروائی  آسمانها  و  زمین  ازآن  یزدان  است  که  آفریدگار  همه  چیز  و  همگان  است‌.  و  برگشت  بندگان  به  سوی  او  است  و  سرنوشت  همگان  در  دست  او  است‌.  آن  گاه  خوی  و  خصال  مشرکان  بیان  می‌شود،  و  از  منقض‌گردیدن  دلهایشان  به  هنگام  ذکرکلمه  توحید  و  یگانه‌پرستی‌،  و  منبسط  شدن  وگشودن  دلهایشان  در  وقت  ذکر  شرک  وانباز  ورزی‌،  سخن  می‌رود.  بر  این  امر  پیروی  می‌آید  مبنی  بر  دعوت  پیغمبر  (ص)  به  این‌که  خالصانه  از  توحید  و  یگانه‌پرستی  سخن  بگو‌ید،  و  كار  مشرکان  را  به  خدا  واگذارد.  سپس  مشرکان  را  در  روز  قیامت  به  تصویر  می‌کشد،  در  آن  حال  و  احوالی‌که  آنان  دوست  می‌دارند  پر  زمین  و  هم چندان  آن  ثروت  می‌داشتند  و  آن  را  فدیه  خود  می‌دادند  و  خویشتن  را  از  عذاب  می‌رهانیدند!  خدا  عذاب  و  عقابی  را  بدیشان  می‌نمایاند  که  آدمی  را  می‌ترساند  و  بیهوش  می‌گرداند!  مشرکان  که  در  دنیا  انبارها  به  خدا  نسبت  می‌دهند،  در  وقت  زیان  و  ضرر  و  بلا  و  مصیبت  تنها  خداوند  يکتا  را  به‌کمک  و  یاری  می‌طلبند.  زمانی‌که  خدا  از  سوی  خود  بدیشان  نعمتی  می‌دهد  ادعای  عریض  و  طویلی  سر  می‌دهند،  وگوینده  ایشان  می‌گوید:  این  نعمت  در  پرتو  علم  و  دانش  خودم  به  من  داده  شده  است‌!  این  هم  سخنی  است  که  افراد  پیش  از  ایشان  آن  را  گفته‌اند  و  همچون  ادعائی  را  داشته‌اند،  و  خداوند  آنان  را  به  جرم‌ گناهشان  گرفته  است‌،  خداوندی  که  می‌تواند  اینان  را  نیز  به  جرم  گناهشان  بگیرد.  نه  آنان  و  نه  اینان  نتوانسته‌اند  و  نمی‌توانند  خداوند  را  از  این  کار  بازداشته  و  دارند  و  درمانده  و  ناتوان  کرده  وکنند.  دادن  نعمت  به  بندگان  و  بازگرفتن  نعمت  از  ایشان‌،  قانون  و  سنتی  از  قوانین  و  سنن  خدا  است‌،  و  برابر  حکمت  و  قضا  و  قدر  خدا  جاری  و  ساری  می‌شود.  کسی‌که  دهنده  نعمت  است  تنها  خدا  است‌،  وکسی‌که  بازدارنده  نعمت  است  تنها  خدا  است‌:

‌(إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ).

واقعاً  در  این  (‌افزایش  و  کاهش  نعمت‌)  نشانه‌های  مهمّی  برای  مومنان  است  (‌این  که  مواظب  باشند  مسبب  الاسباب  را  فراموش  نکنند  و  تنها  به  اسباب  چشم  ندوزند)‌.           (‌زمر/52)  

*
(أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (36) وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ (37) وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ (38) قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (39) مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ (40)‏ آیا  خداوند  برای  (‌حفاظت  و  حمایت  از)  بنده‌اش  کافی  نیست‌؟  آنان  تو  را  از  کسانی  جز  خدا  می‌ترسانند.  (‌مگر  بتها  و  معبودهای  دروغین  و  عداوت  کافران  و  دشمنان  و  طوفان  حوادث  زمان‌،  می‌توانند  کـم‌ترین  زیانی  به  کسی  برسانند  که  خدا  پشتیبان  او  است‌؟‌)‌.  هرکس  را  خدا  گمراه  کند،  راهنما  و  رهبری  نخواهد  داشت‌.  و  هرکس  را  خدا  رهنمود  کند،  هیچ  گمراه‌کننده‌ای  نخواهد  داشت‌.  مگر  خدا  چیره  انتقام‌گیرنده  نیست‌؟  (‌پس  ای  مومنان‌!  تکیه  بر  لطـف  خدا  کنید  و  از  انبوه  دشمنان  نهراسید  و  از  کمی  همراهان  باک  مدارید)‌.  اگر  از  مشرکان  بپرسی  چه  کسی  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است‌؟  خواهند  گفت‌:  خدا.  بگو:  آیا  چیزهائی  را  که  بجز  خدا  به  فریاد می‌خوانید  چنین  می‌بینید  که  اگر  خدا  بخوا