یه  یکسان  است‌.  بیان  این  حقیقت  در  اینجا  حلقه‌ای  از  حـلقه‌های  توحید  و  یکتاپرستی  را  تشکیل  مـی‌دهد،  توحید  و  یکتاپرستی‌که  سراسر  این  سوره  آن  را  مقرر  و  موكد  می‌دارد.  بعد  از  بیان  این  امر  از  چیزی  سخن  می‌رودکه  بعد  از  مرگ  روی  می‌دهد.  چه  مرگ  پایان  گشت  وگذار  نیست‌.  بلکه  مرگ  حلقه‌ای  است  و  حلقه‌های  دیگری  از  پیدایش  مقدر  و  نشات  مجدد  را  به  دنبال  دارد  که  هیچ  بخشی  از  آن  بیهوده  و  بیفائده  و  سرسری  و  ناسنجیده  نیست‌.  مثلاً  در  روز  قیامت  بندگان  با  یکدیگر  به  دفاع  از  اختلافاتی  می‌پردازندکه  در  میانشان  بوده  است‌.  پیغمبر  خدا  (ص)  در  پیشگاه  پروردگار  خود  می‌ایستد  و  مردمانی  نیز  نگاه  داشته  می‌شوند  و  دادگاهی  می‌گردند  درباره  چیزهائی  که  در  حق  او  می‌گفتند  وکارهائی‌که  می‌کردند،  و  پیکاری‌که  با  هدایت  نازل  شده  از  سوی  خدا  داشته‌اند  و  با  آن  مبارزه  می‌کرده‌اند.

(  فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ ؟ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ ‌؟).

چه  کسی  ستمکارتر  از  کسی  است  که  بر  خدا  دروغ  می‌بندد،  و  حقیقت  و  صداقت  را  که  (‌توسط  پیغمبران‌)  بدو  رسیده  است  (‌بدون  کم‌ترین  پژوهش  و  اندیشه‌ای‌)  تکذیب  می‌کند؟  آیا  منزل  و  ماوای  کافران  در  دوزخ  نخواهد  بود؟  (‌پــس  بگذار  هرچه  می‌خواهند  بگویند  و  بکنند،  تا  بدانجا  می‌رسند)‌.

این  پرسشی  برای  تقریر  و  بیان  است‌.  چه‌،‌کسی  یافته  نمی‌شود  که  ستمگرتر  از  فردی  باشدکه  بر  خدا  دروغ  ببندد  وگمان  برد  خدا  دخترانی  دارد  و  یا  انبازهائی  دارد.  صدقی  را  تکذیب‌کندکه  پیغمبر  خدا (ص) با  خود  آورده  است‌،  و  سخن  توحید  و  یکتاپرستی  را  تـصدیق  نکند  و  باور  نداشته  باشد.  این  کارکفر  است‌،  و  جایگاه  کافران  دوزخ  است‌.  این  مطلب  به  شکل  سوال  تقریری  بیان  می‌شود  برای  توضیح  و  تاکید  بیشتر.

این  یک  طرف  جدال  و  ستیز  است‌.  و  امّا  طرف  آخر  کسی  است‌که  صدق  را  از  سوی  خدا  آورده  است‌،  و  خودش  آن  را  تصدیق‌کرده  است  و  از  روی  عقیده  و  قانع  گردیدن  به  تبلیغ  آن  کوشیده  است‌.  همه  پیغمبران  پیش  از  پیغمبر  خدا  (ص) در  این  صف  شرکت  می‌ورزند،  همان‌گونه‌که  هرکسی  با  پیغمبر  خدا  (ص)  شرکت  می‌ورزدکه  به  سوی  این  صدق  دعوت‌کند  و  خودش  بدان  قانع  شده  باشد  و  ایمان  داشته  باشدکه  این  صدق  حق  است‌.  و  در  این  مساله  دلش  هم  با  زبانش  در  چیزی‌که  بدان  دعوت  می‌کند  یکی  باشد.

(أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ)  .

آنان  پرهیزکاران  واقعی  هستند.

یزدان  سبحان  در  عرضه‌کردن  صفت  این  پرهیزگاران‌،  و  در  توصیف  سزا  و  جزائی  که  برایشان  آماده  کرده  است‌،  بیشتر  صحبت  می‌فرماید:

« لَهُم مَّا يَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ».               .

هرچه  بـخواهد  برایشان  در  پیشگاه  پروردگارشان  آماده  است‌.  این‌،  پاداش  نیکوکاران  است‌.  (‌آنان  که  عقیده  نیک  و  کردار  نیک  دارند)‌.

این  تعبیر  شامل  و  جامعی  است‌.  همه  رغائب  و  علائق  و  چیزهای  مورد  علاقه  و  دوست  داشتنی  شخص  مومن  را  در  برمی‌گیرد.  بیان  هم  می‌فرمایدکه  اینها:

« لَهُم ».  برای  ایشان  است  و  دارند.

در  پیشگاه  خدایشان  .  .  .  این  حق  ایشان  است‌،  حقی‌که  نه  سر  به  ناامیدی  می‌کشد،  و  نه  هدر  می‌رود  و  ضائع  می‌شود.

(  ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ)  .

این  پاداش  نیکوکاران  است‌،  (‌آنان  که  عقیده  نیک  و  کردار  نیک  دارند)‌.

این  بدان  خاطر  است‌که  خدا  می‌خواهد  خیر  و  خوبی  و  کرامت  و  بزرگواری‌ای  راکه  برایشان  خواسته  است  تحقق  بخشد  و  پیاده  فرماید،  و  فضل  و  لطفی  در  حق  ایشان‌کندکه  بر  عدل  و  عدالتی  فزونی‌گیردکه  با  آن  با  آنان  رفتار  می‌نماید.  این  هم  تـفضل  و  احسانی  است‌که  خود  روا  می‌دارد:

(لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ).

خداوند  (‌چنین  تفضلی  در  حق  ایشان  می‌فرماید)  تا  بدترین  کارهای  ایشـان  را  (‌چه  برسد  به  لغزشهای  نـاچیزشان  بزداید  و)  ببخشاید،  و  آنان  را  برابر  نیکوترین  کارهایشان  پاداش  عطاء  نماید.

دادگری  این  است  خوبیها  و  بدیها  محاسبه  شود،  و  آن‌گاه  جزا  و  سزا  تعلق  بگیرد.

تفضل  این  است‌که  خدا  به  این  بندگان  پرهیزگار  خود  روا  می‌دارد.  بدین‌گونه  که  بدترین  اعمالشان  را  می‌بخشاید،  و  دیگر  چیزی  ازگناهانشان  در  ترازوی  حسابشان  باقی  نمی‌ماند.  و  بدیشان  هم  پاداششان  را  برابر  با  بهترین  اعمالشان  می‌دهد.  بدین  وسیله  خوبیهایشان  افزایش  می‏‎یابد  و  بالا  می‌رود  و  در  ترازوی  حساب  وکتاب  اوج   می‌گیرد.

این  لطف  و  فضل  یزدان  است‌،  آن  را  به  هرکس‌که  بخواهد  عطاء  می‌فرماید.  با  وعده‌ای  که  خدا  بدین  کار  می‌دهد،  آن  را  بر  خود  واجب  مـی‌نماید.  پس  قطعاً  همچون  چیزی  تحقق  پیدا  می‌کند  و  پرهیزگاران  نیكو‌کار  بدان  اطمینان  و  یقین  دارند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:37.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:38.txt">قسمت دوم</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:361.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:362.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي زمر آيه‌ي 52-36

( أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (36) وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَامٍ (37) وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ (38) قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (39) مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ (40)‏ إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ (41) اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (42) أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئا