  می‌دید.  دلهایشان  متاثر  می‌گردید  و  بر  خود  می‌لرزید  و  بدانچه  می‌دید  پاسخ  می‌گفت‌.  بدین  خاطر  دلها  و  درونهایشان  آن  دگرگونی  شگفت  و  شگرف  را  پیداکرد،  و  زندگانیشان  بر  روی  این  زمین  در  پرتو  آن  واقعیت  اخروی  چنین  حال  و  وضعی  به  خودگرفت‌،  آن  واقعیت  اخروی‌ای‌که  با  آن  می‌زیستند  در  حالی‌که  هنوز  در  دنیا  بودند!  مسلمان  باید  وعده  خدا  را  این  چنین  دریافت  دارد.
------------------------------------------------------
[1]  مصدر  است  و  از«‌طغو»  یا  «‌طغی‌»‌.  بر  وزن  «‌فعلوت‌»  است‌.  لام‌الفعل  بر  عین‌الفعل  مقدم‌ گردیده  است‌ و  به  الف  تبدیل  شده  است‌.  (‌مترجم‌)
[2] ‌ملکوت‌:  ملک ‌و  مملکت  بزرگ ‌و فراخ‌.  عظموت‌:  بسی  بزرگ‌ و  سترگ.  رحموت‌:  مهر فراوان‌(‌مترجم‌)‌.  سوره‌ي زمر آيه‌ي 29-21

( أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُّخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَاماً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ (21)‏ أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (22) اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (23) أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ (24) كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ (25) فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (26) وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (27) قُرآناً عَرَبِيّاً غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (28) ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلاً فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلاً سَلَماً لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُون(29). 

در  این  بند  سوره  نگرشی  به  زندگی‌گیاهان  بر  روی  زمین  می‌گردد  به  دنبال  بارش  باران  از  آسمان  بر  آن‌،  و  سرانجامی‌که  بدان  هرچه  زودتر  می‌رسد.  در  بسیاری  از  اوقات  مثال‌گیاهان  و  باران  به  عنوان  ضرب‌المثل  حقیقت  زندگی  دنیای  فناپذیر  بیان  می‌شود.

خردمندان  هم  رهنمود  می‌گردندکه  این  مثال  را  به  خاطر  آورند  و  در  باره‌اش  بیندیشند  و  آن  را  به  یاد  دارند.  پس  از  یاد  فروفرستادن  باران  از  آسمان  به‌کتاف  نازل  شده  از  آسمان  هم  اشاره  می‌شود  تا  دلها  بدان  زنده  شود  و  سینه‌ها  از  آن  شادگردد  و  بگشاید.  با  تصویر  الهامگرانه‌ای  از  پاسخگو‌ئی  دلهائی  که  فروتنانه  و  لرزان‌،  و  بعد  آهسته  و  آرام  و  با  اطمینان  رو  به  این  کتاب  باز  شده‌اند،  و  با  تصویر  دیگری  از  فرجام  کار  کسانی‌که  دل  به  یاد  خدا  داده‌اند  و  فرمان  او  را  لبیک  گفته‌اند،  و  با  تـصویر  سومی  از  سنگدلانی‌که  از  یاد  خدا  غافل  مانده‌اند  و  او  را  فراموش‌کرده‌اند،  این  بند  به  دنبال  این  تصویرها،  در  نهایت  متوجه  حقیقت  توحید  و  یگانه‌پرستی  می‌شود،  و  مثال  کسی  را  می‌آورد  که  خدای  یگانه  را  می‌پرستد  و  عبادت  می‌کند،  و  مثال‌کسی  را  ذکر  می‌کند  خدایان  متعددی  را  می‌پرستد  و  عبادت  می‌کند.  معلوم  است‌که  این‌کسان  برابر  و  یکسان  بشمار  

نمی‌آیند  و  یک  حال  و  یک  وضع  را  ندارند.  بدانگونه  که  حال  و  وضم  بنده‌ای‌که  صاحبان  زیادی  دارد  با  بندهای  برابر  و  یکسان  نیست‌که  یک  صاحب  دارد  و  برای  یک  آقا کار  می‌کند  وکسی  با  اربابش  در  او  سهیم  نمی‌با‌شد.

*
«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُّخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَاماً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ »  .

(‌ای  مخاطب‌)  مگر  نمی‌بینی  که  خداوند  از  آسمان  آب  را  می‌باراند  و  آن  را  به  آب‌انبارهای  زیرزمینی  زمین  وارد  و  مستقر  می‏‎گرداند  و  سپس  به  وسیله  آن  انواع  سبزه‌زارها  و  کشتزارها  را  با  رنگهای  گوناگون  می‌رویاند،  و  آنگاه  سبزه‌زارها  و  کشتزارها  می‌بالند  و  لبریز  از  جوش  و  خروش  می‌شوند  و  بعداً  آنها  را  پژمرده  و  زردرنگ  می‌بینی‌،  و  آن  وقت  خدا  آنها  را  خشک  و  پرپر  می‌سازد؟  واقعاً  در  این  (‌چرخه آب  و  گیاه،  درس‌)  عبرتی  برای  خردمندان  است‌.

این  پدیده‌ای‌که  قران  چشمها  را  برای  وارسی‌کردن  و  اندیشیدن  متوجه  ان  می‌سازد،  پدیده‌ای  است  که  پیوسته  در  نواس  زمین  تکرار  می‌گردد،  تا  بدانجاکه  انس  و  الفت  بدان  و  شـتیهائی‌که  درگام  به‌گام  و  مرحله  *  مرحلة  آن  وجود  دارد،  تازگی  و  عظمت  آن  را  از  میان  می‏‎برد  و  می‌زداید.  قران  مجید  دیدگان  را  متوجه  رویت  دست  خدا  و  دنبال‌کردن  آثار  آن  در  هر  گامی  ازگامهای  زندگی  می‌گرداند.

این  آبی‌که  از  آسمان  نازل  می‌گردد،  چیست  و  چگو‌نه  پائین  میآید!  ما  به  خاطر  الفت  زیاد  بدان  و  طول  تکرار  آن‌،  تند  و  سریع  ازکنار  آن  می‌گذریم‌.  خود  آفرینش  آب‌،  معجزه  است‌.  هرچندکه  ما  می‌دانیم  آب  از  ترکیب  دو  اتم  ئیدروژن  با  یک  اتم  اکسیژن ‌[1] در  شرائط  ویژه  حاصل  می‌گردد،  این  آگاهی  باید  که  دلهایمان  را  بیدار  گرداند  و  دست  خدا  را  به  ما  بنمایاند،  دستی‌که  این  جهان  را  به  گونه‌ای  ساخته  است‌که  ئیدروژن  و  اکسیژن  و  شرائط  ویژه‌ای  یافته  می‌شود،  شرائطی  که  اجازه  می‌دهد  ئیدروژن  و  اکسیژن  ترکیب  شوند،  و  از  این  ترکیب  آب  حاصل‌گردد،  و  آن‌گاه  زندگی  در  این  زمین  پدیدار  آید  و  میسر  شود.  اگر  آب  نبود  حیات  هم  نبود.  اینها  زنجیره‌ای  از  اندیشه  و  پژوهش  است  و  از  راه  آن  به  وجود  آب  و  به  وجود  حیات  می‌رسیم‌.  در  پشت  سر  این  چرخه  آب  و  حیات  خدا  است‌.  همه  اینها  ساختار  دست  آفریدگار  است  .  .  .گذشته  از  تشکیل  و  پیدایش  آب‌،  بارش  این  آب  و  نزول  آن  نیز  معجزه  نوینی  است  که  از  پابرجائی  زمین  و  جهان  بر  این  نظم  و  نظام  استوار  است‌،  نظم  و  نظامی  که  اجازه  می‌دهد  آب  تشکیل  و  حاصل  شود  و  برابر  تدبیر  و  تق