حالی‌که  ایشان  هنوز  در  زمین  هستند  و  می‌توانند  خود  را  از  راه  ورود  بدان  به  دور  دارند.  این  فرجام  بدفرجام  را  بدیشان  نشان  می‌دهد تا خویشش  را  از  آن  بپرهیزند  و  دور  نگاه  دارند:

( ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ).

این  چیزی  است  که  خـداوند  بندگان  خود  را  از  آن  می‌ترساند  (‌و  برحذر  می‌دارد)‌.

خداوند  بندگان  خود  را  فریاد  می‌دارد  تا  هوشیار  و  بیدار  گردند  و  خویشتن  را  برحذر  دارند  و  بپرهیزند  و  تسلیم  فرمان  یزدان  شوند:

(يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ).  

ای  بندگانم‌!  خویشتن  را  از  (‌عذاب‌)  من  بپرهیزید  (‌و  با  انجام  طاعت  و  عـبادت  خود  را  از  آتش  دوزخ  در  امان  د‌ارید)‌.

برکناره  آن  سوی  دیگر،  رستگاران  می‌ایستند،  آن  کسانی‌که  از  این  سرنوشت  منحوس  و  از  این  فرجا  شوم  ترسیده‌اند:

(  وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ . الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ).

کسانی  که  از  عبادت  طاغوت  دوری  می‌گزییند،  و  (‌با  توبه  و  استغفار)  به  سوی  خدا  بازمی‌گردند،  ایشان  را  بشارت  باد  (‌به  اجر  و  پاداش  عظیم  خداوندی‌)‌.  مژده  بده  به  بندگانم‌،  آن  کسانی  که  به  همه  سخنان  گوش  فرا  می‌دهند  و  از  نیکوترین  و  زیباترین  آنها  پیروی  می‏‎کنند.  آنان  کسانیند  که  خدا  هدایتشان  بخشیده  است‌،  و  ایشان  واقعاً  خردمندند.

«‌طاغوت‌« [1] ساختاری  از  طغیان  است‌.  برای  مبالغه  به  کار  می‌رود،  همچون‌:  ملکو‌ت  و  عظموت  و  رحموت‌.[2] بر  مبالغه  و  ستبری  دلالت  دارد.  طاغوت  هرکه  و  هرچه  طغیان  و  سرکشی‌کند  و  پای  از  حد  و  مرز  خود  فراتر  نهد.  کسانی  که  از  عبادت  طاغوت  دوری  می‌گزینند،  از  عبادت  هرکسی  و  هر  چیزی  جز  معبود  راستین  خودداری  می‌کنند  و  دوری  می‌گزینند،  این  عبادت  به  هر  نوعی  و  هر  شکلی  از  انواع  و  اشکال  عبادت  باشد.  آن  کسانیندکه  به  سوی  پروردگارشان  برگشته‌اند  و  توبه  نموده‌اند،  و  در  مقام  بندی  خدای  یگانه  استوار  و  پایدار  مانده‌اند.

همچون  کسانی‌:  (لَهُمُ الْبُشْرَى)  ايشان  را  بشارت  باد‌. 

 بشارتی  بـه  از  جهان  والا  صادر  می‌گردد،  و  پیغمبر  (ص)  آن  را  به  مردمان  به  فرمان  یزدان  ابلاغ  می‌دارد:

«  فَبَشِّرْ عِبَادِ » .  مژده  بده  به  بنگانم‌.

این  بشارت  مـژده جهان  والا  است‌که  پیغمبر  عزیز  (ص) آن  را  با  خود  می‌آورد  و  به  دیگران  می‌رساند.  این  نیز  به  تنهائی  نعمت  است‌.

از  جمله  صفات  این  چنین‌کسانی  این  است‌که  به  سخنانی  که  گوش  فرا  می‌دارند،  دلهایشان  زیباترین  و  خوب‌ترین  آنها  را  -‌ می‌گیرند  و  جز  آن  را  دور  می‌اندازند.  بر  دلهایشان  جز  سخنان  خوب  نمی‌نشیند،  سخنان  خوبی‌که  جانها  و  قلبها  بدانها  اوج  می‌گیرد  و  پاکیزه  می‌گردد  .  .  .  جان  پاک  رو  به  سخن  پاک  می‌گشاید  و  آن  را  دریافت  می‌نماید  و  بدان  پاسخ  می‌گوید.  جان  ناپاک  جز  رو  به  سخن  ناپاک  نمی‌گشاید  و  جز  بدان  پاسخ  نمی‌گوید.

(أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ).

آنان  کسانیند  که  خدا  هدایتشان  بخشیده  است‌.

خداوند  در  جانها  و  دلهایشان  از  خیر  و  خوبی  اطلاع  پیدا  کرده  است‌،  این  است‌که  آنان  را  به  گوش  فرادادن  به  زیباترین  و  بهترین  سخن  و  پاسخگوئی  بدان  هدایت  داده  است  و  رهنمود  کرده  است‌.  هدایت  و  رهنمود  هم  تنها  هدايت  و  رهنمود  یزدان  است  و  بس.

(وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ).
و  ایشان  واقعاً  خردمندند.

عقل  سالم  عقلی  است‌که  دارنده  خود  را  به  پاکی  و  پاکیزگی  بکشاند  و  به  نجات  و  رستگاری  برساند.  کسی  که  راه  پاکی  و  پاکیزگي  و  نجات  و  رستگاری  را  دنبال  نکند  و  نسپرد،  انگارکه  عقل  ندارد  و  محروم  از  این  نعمتهائی  است‌که  خدا  بدو  عطاء  فرموده  است‌.

پیـش  از  این‌که  صحنه  اینان  را  در  نعمت  و  ناز  آخرتشان  بیان  دارد،  مقرر  می‌کندکه  بندگان  طاغوت‌،  یعنی  بتان  و  شیاطین  و  هر  معبودی  جز  خدا،  عملاً  به  آتش  دوزخ  در  افتاده‌اند،  وکسی  نمی‌تواند  ایشان  را  از  این  آتش  بیرون  بیاورد  و  برهاند:

 (أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ؟).

  آیا  کسی  که  (‌به  خاطر  ارتکاب  معاصی  و  اصرار  بر  ظلم  و  فساد،  روح  ایمان  و  تشخیص  برای  همیشه  در  او  مرده  است  و  وجودش  یکپارچه  وجود  جهنمّی  شده  است‌،  و  لذا)  فرمان  عذاب  درباره  او  قطعی  و  محقق  گشته  است  (‌تو  می‌توانی  وی  را  از  عذاب  برهانی‌؟‌)  آیا  تو  می‌توانی  کسی  را  نجات  دهی  که  در  آتش  دوزخ  قرار  گرفته  است‌؟‌.

خطاب  متوجه  پیغمبر  خدا  (ص) است‌.  وقتی‌که  او  نتواند  آنان  را  از  آتشی  برهاند  که  بدان  درافتاده‌اند،  چه  کسی  جز  او  ميتواند  این‌کار  را  بکند؟‌ا

در  برابر  صـحنه  اینان  در  آتش  -‌که  انگار  عملاً  هم  اینک  بدان  درافتاده‌اند،  چرا  که  عذاب  سزاوارشان  شده  است  -  صحنه  کسانی  را  نشان  می‌دهد  که  از  پروردگارشان  ترسیده‌اند  و  تقوا  پيشه‌کرده‌اند،  و  از  هرآنچه  خدا  ایشان  را  از  آن  بیم  داده  است  پرهیز  نموده‌اند:

(لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ ).

و  امّا  کسانی  که  از  (‌عذاب‌)  پروردگارشان  (‌خویشتن  را)  بپرهیزند،  آنان  (‌در  بهشت  برین  جای  دارند  و)  دارای  قصرها  و  کاخهائی  هستثد  که  بالای  یکدیگر  ساخته  شده‌اند  و  در  زیر  آنها  رودبارها  جاری  است‌.  این  وعده  را  خدا  می‌دهد  و  خدا  خلاف  وعده  نمی‌کند.

صـحنه  قصرها  وکاخهای  ساخته  و  پرداخته  و  آماده‌ای‌که  بالای  آنها  قـصرها  وکاخها  وجود  دارد،  و  در  زیر  آنها  جویبارها  روان  است‌،  این  صحنه  با  صحنه‌ای  تقابل  دارد  که  سایبانهای  آتش  از  بالایشان  و  از  پائینشان  در  آنجا  وجود  دارد.  این  همان  تقابلی  است‌که  با  آن  تعبیر  قرآنی  صحنه‌هائی  را  برای  چشمها  ترسیم  می‌کند  و  به  تصویر  می‌زند.

این  وعده  خدا  است‌،  و  وعده  خدا  هم  تخلف‌ناپذیر  است  و  قطعاً  رخ  می‌دهد.  خدا  خلاف  وعده  نمی‌فرماید.

مسلمانانی  که  در  صدر  اسلام  برای  نخستین  بار  این  قرآن  را  دریافت  داشتند،  عملاً  و  واقعاً  با  این  صحنه‌ها  می‌زیستند.  آنان  در  درونهایشان  چنین  تصور  نمی‌کردند  که  اینها  وعد  و  وعید  است  و  در  آینده  دوری  با  آنها  رویاروی  می‌شوند  و  پیاده  شدن  آنها  را  می‏بینند.  بلکه  وعد  و  وعید  برایشان  حاضر  و  آماده  بود  و  دلهایشان  آنها  را  می‌نگریست  و  احساس  می‌کرد  و