ِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ (20) 

فضای  آخرت  بر  سراسر  این  بخش  سایه‌انداز  است‌.  ترس  و  هراس  از  عذاب  و  امید  به  ثواب  آخرت  بر  این  بخش  حاکم  است‌.  این  بخش  می‌آغازد  با  رهنمون  و  رهنمودکردن  پیغمبر  (ص)  به  اعلان  سخن  توحید  خالصانه  و  یگانه‌پرستی  مخلصانه‌،  و  اعلام  ترس  و  هراس  او  -  هرچندکه  پیغمبر  مرسل  است  -  از  فرجام  انحراف  از  توحید  و  یگانه‌پرستی‌،  و  اعلان  تصمیم  او  بر  ماندگاری  و  پایداری  بر  برنامه  و  راه  خود،  و  واگذاری  ایشان  به  برنامه  و  راهشان‌.  و  بالاخره  بیان  عاقبت  این  راه  و  آن  راه  در  روزی‌که  حساب  وکتاب  به  میان می آید.

*
(قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ .وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ . قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ).

بگو:  به  من  فرمان  داده  شده  اشت  به  این  که  خدا  را  بپرستم  و  پرستش  را  (‌از  هرگونه  شائبه  کفر  و  شرک  و  ریاء  پالوده  و  زدوده  سازم  و)  خاص  او  کنم‌.  و  به  من  دستور  داده  شده  است  که  نخستین  فرد  از  افراد  منقاد  (‌اوامر  خدا)  باشم‌.  بگو:  اگر  من  از  (‌اوامر)  پروردگارم  سرکشی  کنم‌،  از  عذاب  روز  بزرگ  (‌قیامت‌)  می‌ترسم‌.  (‌چرا  که  من  باید  اولین  مومن  به  آئین  خویش  و  پیشگام‌ترین  مسلمانان  در  انجام  وظائف  مکتب  آسمانی  باشم‌،  و  هرکس  در  هر  مقامی  که  باشد  اگر  در  برابر  مقام  الوهیت‌،  عبودیت  -‌خود  را  نشان  ندهد،  باید  به  عـذاب  الهی  بسوزد)‌.

این  اعلان  از  سوی  پیغمبر  (ص) ‌مبنی  بر  این‌که  او  مامور  و  موظف  است‌که  تنها  خداوند  يكتا  را  بپرستد  و  بس،  و  طاعت  و  عبادت  را  تنها  بدو  اختصاص  دهد  و  بس،  و  بدین  وسیله  نخستین  فرد  مسلمان  (‌و  پیرو  دین  اسلام  باشد  و  قدوه  و  الگوی  دیگران  گردد،  و  نخستین  فرد)  از  تسـلیم‌شوندگان  (‌اوامر  یزدان  در  حرکت  با  کاروان  ایمان  به  قافله‌سالاری  پیغمبران‌)  باشد،  و  اعلان  داردکه  او  از  عذاب  روز  بزرگ  قیامت  می‌ترسد  اگر  از  پروردگار  خود  نافرمانی  کند،  همچون  اعلان  و  اعلامی  دارای  ارج  و  ارزش  فراوانی  در  زدودن  و  پالودن  و  خالص  گرداندن  عقیده  توحید  و  یگانه‌پرستی  است‌،  عقیده‌ای‌که  اسلام  آن  را  با  خود  به  ارمغان  آورده  است‌.  چه  پیغمبر  (ص)‌در  چنین  مرتبت  و  منزلتی  بنده  خدا  است‌.  این  مقام  او  است  و  از  آن  تخطی  و  تجاوز  نمی‌کند.  در  مقام  عبادت  هم  همه  بندگان  صف  می‌کشند  و  به  صف  می‌ایستند،  و  ذات  یزدان  سبحان  منحصر  می‌ماند  و  بالاتر  و  والاتر  از  جمل  بندگان  قرار  می‌گیرد  .  .  .  مقصود  و  مراد  نیز  همین  است‌.

در  اینجا  معنی  الوهیت‌،  و  معنی  عبودیت  روشن  می‌گردد  و  از  همدیگر  جدا  می‌شود.  دیگر  الوهیت  و  عبودیت  با  همدیگر  نمی‌آمیزد  و  با  یکدیگر  اشتباه  نمی‌گردد.  صفت  وحدانیت  یزدان  سبحان  از  انباز  و  همگون  می‌پالاید  .  .  .  وقتی‌که  محمّد  (ص)‌پیغمبر  خدا  در  مقام  عبودیت  خود  برای  خدای  یگانه  می‌ایستد  و  بندگی  خود  را  برای  خدا  اعلان  می‌دارد،  و  این  چـنین  از  سرکشی  و  نافرمانی  می‌هراسد،  دیگر  مجالی به هیچ  وجه  برای  این  ادعاء  نمی‌ماندکه‌گفته  شود  ما  بتها  یا  فرشتگان  را  جدای  از  خدا  یا  به  همراه  خدا  عبادت  می‌کنیم  تا  برایمان  شفاعت  و  میانجیگری  کنند.

بار  دیگر  این  اعلان  و  اعلام  همراه  با  اصرار  بر  راه  خود،  و  مشرکان  را  به  راه  خودشان  رهاکردن  و  به  سرنوشت  دردناکشان  واگذاشتن‌،  مکرر  می‌گردد:

(قُلِ : اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَّهُ دِينِي فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ). 

 بگو:  تنها  خدا  را  می‌پرستم  و  بس‌،  و  عبادت  و  طاعتم  را  خاص  او  می‌کنم  و  (‌پرستش  او  را  از  هرگونه  کفر  و  شرکی  می‌زدایم  و)  می‌پالایم‌.  امّا  شما  هرچه  و  هرکه  را  جز  او  می‌خواهید  بپرستید.  (‌راه  من  این  بود  و  راه  شما  هرچه  می‌خواهد  باشد،  هرکسی  آن  درود  عاقبت  کار  که  کشت‌)‌.  بگو:  زیانکاران  واقعی  کسانی  هستند  که  (‌عمر  و  جان‌)  خود  را  (‌به  سبب  گمراهی،  و  حتی  عمر  و  جان  اهل  و  عیال‌)  و  وابستگان  خود  را  (‌با  گمراهسازی‌)‌،  در  روز  قیامت  (‌هدر  دهند  و)  زیانبار  کنند.  هان‌!  زیان  آشکار  واقعا  همین  است‌.

بار  دیگر  اعلام  و  اعلان  می‌دارد:  قطعاً  من  به  راه  خود  ادامه  می‌دهم‌.  تنها  و  تنها  خدا  را  عبادت  و  پرستش  می‌کنم‌.  و  دینداری  و  دین‌باوری  و  طاعت  و  عبادت  را  مخلصانه  از  آن  او  می‌کنم‌.  و  امّا  شما  به  راه  خود  بروید،  راهی  که  دوست  می‌دارید  و  می‌خواهید.  هرکه  و  هرچه  را  می‌خواهید  با  خدا  یا  بدون  خدا  بپرستید  و  عبادت  کنید.  ولیکن  بدانیدکه  به  زیان  و  ضرری‌گرفتار  می‌آئید  که  جز  آن  هرگونه  زیان  و  ضرری  زیان  و  ضرر  بشمار  نمی‌آید.  زیان  و  ضرر  وجودتان‌که  به  دوزخ  درمی‌افتد.  زیان  و  ضرر  اهل  و  عیالتان‌که  آنان  را  چه  مومن  باشند  و  چه  کافر  از  دست  می‌دهید.  اگر  آنان  مومن  باشند  مشرکان  ایشان  را  از  دست  می‌دهند،  چون  اینان  راهی  را  در  پیش‌گرفته‌اند  و  آنان  راه  دیگری  را  طی  می‌کنند.  اگر  هم  اهل  و  عیالشان  همسان  خودشان  مشرک  باشند،  جملگي  اینان  و  آنان  وجود  خود  را  می‌بازند  چون  آن  را  به  آتش  دوزخ  می‌اندازند).

(أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ). 

هان‌!  زیان  آشکار  واقعاً  همین  است‌.

آن  گاه  صـحنه  زیان  آشکار  را  نشان  می‌دهد:

(لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ).  

بالای  سرشان  سایبانهائی  از  آتش  و  در  زیر  پاهایشان  سایبانی  از  آتش  دارند  (‌و  بلکه  از  هرسو  آتش  بر  آنان  خیمه  زده  است  و  طبقات  آتش  ایشان  را  فراگرفته  است‌)‌.  این  چیزی  است  که  خـداوند  بندگان  خود  را  از  آن  می‌ترساند  (‌و  برحذر  می‌دارد)‌.  پس  ای  بندگانم‌!  خویشتن  را  از  (‌عذاب‌)  من  بپرهیزید  (‌و  با  انــجام  طاعت  و  عبادت  خود  را  از  آتش  دوزخ  در  امان  دارید)‌.

واقعا  این  صحنه  هراس‌انگیزی  است‌،  صحنه  آتش  به  شکل  سایبانهائی‌که  بر  بالای  سرشان  و  سایبانی‌که  در  زیرشان  است‌.  آنان  در  میان  توده‌ها  و  لابلای  این  سایبانهای  تاریک  قرار  دارند  و  چنین  سایبانهائی  ایشان  را  در  خود  می‌پیچد  و  از  هرسو  آنان  را  فرامی‌گیرد.  این  سايبانها  هم  از  آتش  هستند‌!!!

صحنه  هراس‌انگیزی  است‌.  یزدان  سبحان  آن  را  به  بندگانش  نشان  می‌دهد،  در  