  را  فریاد  می‌دارد  از  خدا  بترسند  و  پرهیزگاری‌کنند  و  نیكي  و  نیكو‌کاری  در  پیش‌گیرند.  زندگانی  کوتاهی  راکه  بر  روی  این  زمین  دارند  وسیله  فراچنگ  آوردن  اندوخته  فراوان  آخرت  کنند:

(  قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ )  .

(‌ای  پیغمبر!  از  سوی  من  به  مردمان‌)  بگو:  ای  بندگان  مومن  من‌!  از  (‌عذاب‌)  پروردگارتان  (‌خویشتن  را)  بپرهیزید.  کسانی  که‌نیکی  کنند،  در  همین  جهان  بدیشان  نیکی  می‌شود.  (‌در  مراکز  کفر  و  شرک  و  ظلم  و  غرق  در  گناه  زندگی  نکنید  و  پستی ‌و  خواری  را  نپذیرید  و  هجرت  را  پیشه  سازید)‌.  زمین  خداوند  وسیع  و  فراخ  است  (‌و  در  دیار  غربت  شکیبائی  کنید)‌.  قطعاً  به  شکیبایان  اجر  و  پاداششـان  به  تمام  و  کمال  و  بدون  حساب  داده  می‌شود.

در  این  تعبیر  نگرش  ویژه‌ای  است‌:
( قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا).
بگو:  ای  بندگان  مومن  من‌!.

در  اصل  چنین  است‌:  بگو  به  بندگان  من‌،  آن‌کسانی‌که  ایمان  آورده‌اند  .  .  .  بگو  بدیشان‌:  از  پروردگار  خود  بترسید  و  نهراسید.  ولیکن  آن  را  به  شکل  منادا  بیان  فرموده  است‌.  ایشان  را  فریاد  می‌دارد،  چون  در  فریاد  داشتن  اعلان  و  اعلام  و  بیدارباش  و  هوشیارباش  است‌.  پیغمبر  (ص) بدیشان  نمی‌گوید:

( یا عبادی )  

ای  بندگان‌من‌.  

زیرا  آنان  بندگان  خدایند.  این  نگرشی  است‌که  در  اینجا  آمده  است  و  در  لابلای  انجام  وظیفه‌اش  صنعت  التفات  به  کار  رفته  است‌،  وظیفه‌اش‌که  تبلیغ  فرمان  و  از  جمله  فریاد  داشتن  ایشان  به  نام  یزدان  است‌.  این  نداء  در  حقیقت  از  سوی  خدا  است‌.  محمّد  (ص)جز  رساننده  نداء  بدیشان  نیست‌. 

 (قُلْ : يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ )  .

بگو:  ای  بندگان  مومن  من‌!  از  (‌عذاب‌)  پروردگارتان  (‌خویشتن  را)  بپرهیزید.

تقوا  و  پرهیزگاری  حساسیتی  در  دل  است‌.  چشم  دوختن  به  خدا  است  همراه  با  ترس  و  هراس  از  او ،  و  امیدوار  بودن  به‌کرم  و  لطف  او،  و  طمع  ورزیدن  به  نعمت  و  فضل  او.  درضمن  خویشتن  را  از  خشم  خدا  دور  نگاه  داشتن  و  به  اوامر  و  نواهی  او  تن  دردادن  و  خشنود  بودن  با  آمادگی  و  هوشیاری  لازم  .  .  .  این  تصویر  درخشان  و  رخشانی  است‌که  آیه  پیشین  از  آن‌گروه  فروتن  و  مطیع  بندگان  خدا  ترسیم‌کرده  است‌.

(لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ).

کسانی  که  نیکی  کنند،  در  همین  جهان  بدیشان  نیکی  می‌شود.  

چه  سزا  و  جزای  فراوانی  است!  حسنه‌ای  که  در  این  جهان  گناه  و  دارای  روزهای  ماندگاری  اندک  انجام  بگیرد،  در  برابرش  حسنه‌ای  در  آخرت  دارد  که  سرای  ماندگاری  و  جاودانگی  است‌.  ولیکن  این  فضل  و  لطف  خدا  در  حق  این  انسان  است‌.  خدائی‌که  ضعف  و  عجز  انسان  را  می‌داند  و  از  ناچیزی  تلاش  و  پویش  او  آگاه  است‌.  این  است  که  در  حق  انسان  اکرام  و  انعام  می‌فرماید  و  او  را  تحت  رعایت  و  عنایت  خود  قرار  می‌دهد.

(وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ )  .

زمین  خداوند  وسیع  و  فراخ  است‌.

عشق  به  زمین‌،  و  انس  و  الفت  به  مکان‌،  و  روابط  خویشاوندی  و  نزدیکی  و  دوستی  در  سرزمینی‌،  شما  را  از  هجرت  از  آنجا  بازندارد،  زمانی‌که  از  لحاظ  دین  بر  شما  تنگ ‌گرفتند،  و  شما  را  از  نیکی  و  نیكو‌کاری  بازداشتند.  در  همچون  حالتی  چسبیدن  به  زمین  راهی  از  راههای  نفوذ  اهریمن  است‌،  و  نوعی  از  انتخاب  انبارها  برای  خدا  در  دل  است‌.

این  هم  یک  نگرش  ظریف  و  لطیف  قرآنی  است‌.  انسان  را  توجه  می‌دهد  به  محلهای  نهانی  شرک  در  دل  آدمی‌  .  این  نگرش  وقتی  انداخته  می‌شودکه  از  توحید  و  یکتائی  خدا  و  از  ترس  و  هراس  از  او  سخن  می‌رود.  این  نگرش  خبر  از  چشمه  این  قرآن  می‌دهد.  به  معالجه  و  چاره‌جوئی  این  دل  بشری  این  چـنین  نمی‌پردازد  مگر  آفریننده  این  دل  و  بیننده  این  دل  و  آگاه  از  اسرار  و  نهانیهای  این  دل‌.

خدا  که  آفریدگار  مردمان  است‌،  می‌داند  که  کوچیدن  و هجرت‌کردن  از  سرزمینی  برای  دل  و  درون  آدمی  چه  اندازه  مشكل  و  دشوار  است‌.  بریدن  از  همه  آن  پیوندها  و  خویشاوندیهاکار  سخت  و  سنگینی  است‌.  به  ترک  عادات  و  زندگی  مانوس‌گفتن‌،  و  وسائل  و  ابزار  رزق  و  روزی  را  رهاکردن‌،  و  پذیرای  زندگی  در  سرزمین  تازه‌ای  رفتن‌،  تکلیف  و  وظیفه  دشوار  و  سختی  برای  آدمیزادگان  است‌.  بدین  خاطر  خدا  در  اینجا  به  صبر  کردن  و  پاداش  مطلق  و  بدون  حساب  آن  در  نزد  خـدا  اشاره  می‌ فرمايد .

(إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ).

 قطعاً  به  شکیبایان  اجر  و  پاداششان  به  تمام  و  کمال  و  بدون  حساب  داده  می‌شود.

خدا  دلهای  شکیبایان  را  با  این  پسوده  در  جای  مناسب  خـود  لمس  می‌نماید،  و  به  چاره‌جوئی  آن  دلهای  ضعیف  می‌پردازد،  و  این‌گونه  به  تمام  و  به‌کمال  آن  دلها  را  معالجه  و  مداوا  می‌فرماید،  و  در  جایگاه  سختی  و  دشواری  نسیم  قربت  و  رحمت  را  بر  آن  دلها  وزان  می‌کند،  و  درهای  عوض  میهن  و  زمین  و  اهل  و  انس  و  الفت  را  برایشان  باز  می‌گرداند،  به  عنوان  عطای  بدون  حسابی  از  سوی  خود  .  .  .  پاک  و  منزه  خداوندگاری  است  که  از  این  دلها  کاملاً  آگاه  است‌،  و  از  جایگاه‌های  ورود  و  نفوذ  اهریمن  دقیقاً  خبر  دارد،  و  می‌داند  چه  اسرار  نهانی  به  دلها  می‌خزد  و  در  آنها  چه  چیزهائی  در  غوغا  است‌.سوره‌‌ي زمر آيه‌ي 20-11

قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ (11) وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (12) قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (13) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَّهُ دِينِي (14) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16) وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (18) أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ (19) لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْ