دیده  است‌.

روند  قرآنی  بعد  از  این  اشاره  به  وحدت  خاصیت  زوجیت  در  انسانها  و  همچنین  در  چهارپایان‌،  به  پیگیری  مراحل  آفـرینش  جنینها  در  شکمهای  مادرانشان  برمی‌گردد:              

(يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقاً مِن بَعْدِ خَلْقٍ)‌.

  او  شما  را  در  شکمهای  مادرانتان‌،  در  میان  تاریکیهای  سه‌گانه،  آفرینشهای  جوراجور  و  پیاپی  می‌بخشد  (‌و  جنین  را  هردم  به  گونه‌ای  درآورده  و  به  پله‌ای  از  خلقت  می‌رساند)‌.  

مراد  تطورات  جنین  و  تحولات  عجیب  آن  در  مراحل  مختلف  است‌،  از  قبیل‌:  نطفه‌،  علقه‌،  مضغه‌،  عظام‌[5]  و  آن‌گاه  مخلوق  شکل‌گرفته  و  پدیداری‌که  در  آن  عنصر  بشری  هویدا  و  پیدا  است‌.

ِ(في ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ.)
در  میان  تاریکیهای  سه‌گانه.

این  سه  تاریکی  عبارتند  از:  تاری  مشیمه  یا  بچه‌دان  که  جنین  را  فرا  می‌گیرد.  تاری  رحم‌که  مشیمه  یا  بچه‌دان  درآن  قرار  می‌گیرد.  تاری  شکم‌که  رحم  در  آن  جایگزین  می‌شود.[6]  دست  قدرت  خدا  این  سلول  کوچک  را  آفرینشهای  پیاپی  می‏بخشد  و  هردم  آن  را  به  شکلی  درمی‌آورد.  چشم  خدا  این  آفریده  را  می‌پاید  و  قدرت  رشد  و  نمو  در  او  به  ودیعت  می‌گذارد،  و  توانائی  تحول  و  ترقی  بدو  می‏بخشد.  بدو  قدرت  می‌دهد  ببالد  و  گام  به‌گام  در  راه  انسان  شدن  حرکت‌کند  و  پیشرفت  نماید  بدانگونه  که  آفریدگارش  برای  او  مقدر  و  مقرر  فرموده  است‌.

دنبال  کردن  این  کوچ  کوتاه  مدتی  که  دارای  فاصله‌ها  و  مرحله‌های  دور  از  یکدیگر  است‌،  و  اندیشیدن  در  باره  این  تغییرات  و  تحولات‌،  و  تدبر  و  تفکر  درباره  آن  ویژگیهای شگفـتی ‌که ‌گامهای  این  سلول  ضعیف  را  در  کوچ  شگرفی‌که  دارد  رهبری  و  راهنمائی  می‌کند  در  داخل  تاریکیهائی  که  فراتر  از  دانش  انسان  و  قدرت  انسان  و  چشم  انسان  است‌،  همه  اینها  می‌طلبدکه  دل  بشری  را  به  دیدن  دست  آفریدگار  زیبانگار  بکشاند،  دیدن  دست  آفریننده  دادار  از  دریچه  مشاهده  آثار  زنده  روشن  و  برجسته  و  پدیدار  و  نمودار.  همچنین  همه  اینها  می‌طلبدکه  دل  بشری  ایمان  بیاورد  به  وحدانیتی‌که  اثر  آن  درکار  آفرینش  و  ییدایش  هویدا  و  پیدا  است‌.  با  وجود  همه  اینها  چگو‌نه  دلی  یافته  می‌شودکه  از  دیدن  این  حقیقت  منصرف  و  روی‌گردان  می‌گردد؟‌:

(ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ )

الله  است  که  پروردگارشما  است  و  حکومت  ومملکت  (‌سراسر  عالم  هستی‌)  ازآن  او  است‌.  جز  او  معبودی  وجود  ندارد.  پس  چگونه  (‌با  وجود  این  همه  موجبات  و  دواعی  عبادت  از  حق  منحرف  می‌گردید،  و  از  پرستش  خدا  به  پرستش  چیزهای  دیگر)  برگردانده  می‌شوید؟‌.  

*
روند  قرآنی  پس  از  نگاه  داشش  مردمان  در  پیشگاه  مشاهده  آشکار  نشانه  وحدانیت  مطلق‌،  و  نشانه قدرت  کامل‌،  مردمان  را  در  پـیشگاه  وجود  خودشان  نگاه  می‌دارد،  و  دوراه  جدائی  کفر  و  شکر  را  بدیشان  نشان  می‌دهد،  و  آنان  را  به  مسوولیت  فردی  و  مستقیم  در  گزینش  راه  آشنا  می‌گرداند،  و  پایان  کوچ  را  دورادور  بدیشان  نشان  می‌دهد،  و  بدانان  می‌گوید  که  حساب  و  کتابی  در  انتظارشان  است‌،  حساب  وکتابی  که  کسی  عـهده‌دار  آن  است  که  ایشان  را  در  آن  تاریکیهای  سه‌گانه  می‌آفریند،  و  مطلع  و  آگاه  از  همه  اسرار  و  رموزی  است‌که  در  سینه‌ها  نهان  و  پنهان  می‌شود:

( إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ).

اگر  کافر  گردید،  خدا  بی‌نیاز  از  (‌ایمان  و  عبادت‌)  شما  است‌،  ولیکن  کفر  را  از  بندگان  خود  نمی‌پسندد،  و  اگر  (‌با  انجام  عبادت  و  طاعت  خدا  را)  سپاسگزاری  کنید،  از  این  کارتان  خشنود  می‏‎گردد.  هیچ  کس  بار  گناهان  دیگری  را  بر  دوش  نمی‌کشد  (‌و  گناهان  دیگری  را  به  گردن  نمیگیرد)‌.  بعدها  بازگشت  همه  شماها  بـه  سوی  پروردگارتان  خواهد  بود  و  از  چیزهائی  که  می‌کرده‌اید  آگاهتان  خواهد  ساخت‌.  چرا  که  او  آگاه  از  اسـرار  و  افکار  نهفته  در  سینه‌ها  است‌.  

کوچ  درون  شکمهای  مادران  مرحله‌ای  از  راه  دور  و  دراز  است‌.  به  دنبال  این  مرحله‌،  مرحله  زندگی  بیرون  از  شکمهای  مادران  می‌آغازد.  بعدها به  دنبال  این  مرحله  هم  مرحله  واپسین  می‌آیدکه  مرحله  حساب  وکتاب  و  سزا  و  جزا  است‌.  این  مراحل  با  تدبیر  و  تقدیر  خداوند  هستی‌بخش  بس  دانا  و  بس آگاه  صورت  می‌پذیرد.  یزدان  سبحان  بی‌نیاز  از  بندگان  ضعیف  و  ناچیز  است‌.  امّا  فضل  و  مرحمت  او  می‌طلبدکه  بندگانش  را  تحت  عنایت  و  رعایت  خود  بگیرد.  آنان  همان  ضعف  و  ناچیزی  را  دارند  که  دارند.

(إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ)‌.

اگر  کافر  گردید،  خدا  بی‌نیاز  از  (‌ایـمان  و  عبادت‌)  شما  است‌.  

ایمان  شما  چیزی  بر  ملک  و  مملکت  خدا  نمی‌افزاید.کفر  شما  هم  از  ملک  و  مملکت  خدا  چیزی  نمی‌کاهد.  ولیکن  خدا  ازکفرکافران  راضی  نیست  و  آن  را  دوست  نمی‌دارد:

(  وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ)‌.

کفر  را  از  بندگان  خود  نمی‌پسندد.[7] 

« وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ »‌.

و  اگر  (‌با  انجام  عبادت  و  طاعت  خدا  را)  سپاسگزاری  کنید،  از  این  کارتان  خشنود  می‏‎گردد.

از  شکر  و  سپاس  شما  خشنود  می‌شود  و  آن  را  دوست  می‌دارد،  و  پاداش  خوبی  در  برابر  آن  به  شما  می‌دهد.  هرکسی  درگرو  عمل  خویش  است‌،  و  در  برابرکار  و  کسب  و  رفتار  وکردارش  محاسبه  می‌گردد  و  مورد  پرس  و  جو  قرار  می‌گیرد.  هیچ‌کسی  بارگناهان‌کس  دیگری  را  برنمی‌دارد  و  بر  دوش  نمی‏‎کند.  بلکه  هرکسی  بار  خود  

را  خودش  برمی‏دارد  و  مسوول‌کار  خود  است‌. 

( وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى).

(هیچ کس  بار  گناهان  دیگری  را  بر  دوش  نمی‌کشد  (‌و  گناهان  دیگری  را  به  گردن  نمی‌گیرد)‌.

بازگشت  همگان  سرانجام به  سوی  یزدان  است  نه  به  سوی  دیگران‌.  هیچ  گريزی  وگزيری  از  حضور  در  پیشگاه  خدا  نیست‌،  و  هیچ‌گونه  پناهگاهی  در  نزد  غیر  او  پیدا  نمی‌شود:

(ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ )

بعدها  بازگشت  همه  شماها  به  سوی  پروردگارتان  خواهد  بود  و  از  چیزهائی  که  می‌کرده‌ایـد  آگاهتان  خواهد  ساخت‌.

هیچ  چیزی  ازکار  و  بار  شما  بر  خدا  پوشیده  نمی‌ماند: 

(تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ).

او  آگاه  از  اسرار  و  افکار  نهفته  در  سینه‌ها  است‌. 

 این‌،  سرانجام  کار  است‌