است  وطبقات  آتش  ایشان  را  فراگرفته  است‌)‌.  این  چیزی  است  که  خداوند  بندگان  خود  را  از  آن  می‌ترساند  (‌و  برحذر  می‌دارد)‌.  پس  ای  بندگانم‌!  خویشتن  را  از  (‌عذاب  من  بپرهیزید  و  با  انجام  طاعت  و  عبادت  خود  را  از  آتش  دوزخ  در  امان  دارید)‌.     (زمر/16) 

 گذشته  از  این‌،  همچون  امری  را  خواهیم  یافت  در  صحنه‌های  قیامت  و  در  جزع  و  فزع  و  ترس  و  هراسی‌که  در  آنها  جلوه‌گر  می‌آید،  و  در  توبه  و  گشت  و  پشیمانی  و  خشوع  و  خضوعی‌که  در  آنها  پدیدار  می‌گردد.

*
این  سوره  به  یک  موضوع  اساسی  با  خشها  و  گردشهای  کوتاه  و  پیاپی  می‌پردازد.  هر  چرخش  و  گردشی  تقریباً  با  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت‌،  و  یا  با  سایه‌روشنی  از  سایه‌روشنهای  آن‌،  به  اتمام  می‌رسد  و  خاتمه  مـی‌پذیرد.  خواهیم‌کوشید  این  خشها  و  گردشهای  پیاپی  را  بدان‌گونه‌که  در  روند  قرآنی  آمده  است  بررسی  و  وارسی‌کنیم  و  نشان  دهیم‌.  چراکه  تقسیم  این  سوره  به  درسهای  طولانی  مشکل  می‌نماید.  هـر  مجموعه  اندکی  از  آیات  سوره‌،  حلقه‌ای  را  تشکیل  می‌دهدکه  در  جای  مناسب  آن  آیات  نشان  داده  می‌شود،  و  همه  این  حلقه‌ها  هم  به  حقیقت  واحدی  می‌پردازندکه  حقیقت  بزرگ  توحید  و  یگانه‌پرستی  است‌.

*
(تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ  إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ . أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ).

نزول  کتاب  (‌قرآن‌)  از  سوی  خداوند  با  عزت  و  باحکمت  انجام  پذیرفته  است‌.  (‌ای  پیغمبر!)  ما  این  کتاب  را  که  دربرگیرنده  حق  و  حقیقت  است‌،  بر  تو  فرو  فرستاده‌ایم‌.  خدا  را  پرستش  کن  و  پرستش  خود  را  سره  وخاص  او  گردان.  هان‌!  تنها  طاعت  و  عبادت  خالصانه  برای  خدا  است  و  بس‌.  کسانی  که  جز  خدا  سرپرستان  و  یاوران  دیگری  را  برمی‌گیرند  (‌و  بدانان  تقرب  و  توسل  می‌جویند،  می‌گویند:‌)  ما  آنان  را  پرستش  نمی‌کنیم  مگر  بدان  خاطر  كه  ما  را  به  خداوند  نزدیک  گردانند.  خداونـد  روز  قیامت  میان  ایشان  (‌و  مومنان‌)  در  باره  چیزی  که  در  آن  اختلاف  دارند  داوری  خواهـد  کرد.  خداوند  دروغگوی  کفرپیشه  را  (‌به  سوی  حق‌)  هدایت  و  رهنمود  نمی‌کند  (‌و  او  را  با  وجود  کذب  و  کفر  به  درک  و  فهم  حقیقت  نائل  نمی‌گرداند)‌.

این  سوره  با  همچون  بیان  قاطعانه‌ای  آغاز  می‌گردد: 

 (تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ )  .

نزول  کتاب  (‌قرآن‌)  از  سوی  خداوند  با  عزت  و  با حکمت  انجام  پذیرفته  است‌.

خداوند  با  عزّتی‌که  بر  فرو  فرستادن  قرآن  توانا  است‌.  حکیم  وکاربجا  است  و  می‌داند  در  باره  چه  چیز  و  برای  چه  آن  را  نازل  می‌گرداند.  این‌کار  را  با  حکمت  و  تدبیر  و  تقدیر  انجام  می‌دهد.

روند  قرآنی  در  حد  و  مرز  این  حقیقت  زیاد  نمی‌ایستد.  چه  این  حقیقت  دیباچه  مساله  اصیلی  است‌که  نزدیک  است  این  سوره  وقف  آن  شود،  و  قرآن  نازل‌گردیده  است  تا  آن  را  بیان‌کند  و  موکدش  دارد.  این  مساله‌،  توحید  یزدا‌ن  و  یگانه‌پرستی  ایزد  سبحان‌،  و  تنها  او  را  پرستیدن‌،  و  فقط  از  او  اطاعت‌کردن  و  فرمان  بردن،  و  او  را  از  هرگونه  شرکی  در  هر  شکلی  از  اشکال  شرک  زدودن  و  مبرا  دانستن‌،  و  مستقیم  و  بدون  واسطه  و  میانجی  رو  بدوکردن  است‌:

(إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ)‌.

(‌ای  پیغمبر!)  ما  این  کتاب  را  که  دربرگیرنده  حـق  و  حقیقت  است‌،  بر  تو  فرو  فرستاده‌ایم‌.

بنیاد  حقی‌که‌کتاب  قرآن  را  با  خود  به  ارمغان  آورده  است‌،  وحدانیت  مطلقی  است‌که  جهان  هستی  بر  آن  استوار  و  پایدار  است‌.  در  آیه  پنجم  همین  سوره  آمده  است‌:

( خلق السماوات و  ا‌لا‌رض بالحق) .

خداوند  آسمانها  و  زمین  را  به  حق  آفریده  است  (‌نه  به  بازیچه‌)‌.

این  حق  همان  است‌که  آسمانها  و  زمین  بر  آن  استوار  و  پایدار  است‌،  و  این‌کتاب  قرآن  نام  بدان  ناطق  و  بیانگر  آن  است‌.  حق  واحد  و  یگانه‌ای  است‌که  وحدت  نظام  هستی  بدان  گواهی  می‌دهد،  نظامی  که  آسمانها  و  زمین  را  می‌گرداند،  و  این‌کتاب  آسمانی  گویای  آن  است‌.  حقی  است‌که  هرچه  در  وجود  است  و  از  ساختار  سازنده  نو آفرین  و  زیبانگار  است  نشاندار  بدان  است‌.

(  فاعبدالله ‌مخـلصاً  له ‌الدین )  .

خدا  را  پرستش  کن  و  پرستش  خود  را  سره  وخاص  او  گردان.

خطاب  به  پیغمبر  خدا  (ص)  است  که  این‌کتاب‌که  دربرگیرنده  حق  و  فرمان‌دهنده  به  حق  است  بر  او  نازل  گردیده  است‌.  این  کتاب  برنامه  او  است‌،  برنامه‌ای  که  جملگی  مردمان  را  به  سوی  آن  می‌خواند  .  .  .  محتوای  آن  خدا  را  به  یگان  پرستیدن‌،  و  پرستش  و  اطاعت  خود  را  سره  و  خاص  اوکردن‌،  و  سراسر  زندگی  را  -  بنیاد  این  توحید  و  یگانه‌پرستی  استوار  و  پایدار  داشتن  است‌.

خدا  را  به  یگانگي  پرستیدن  و  اطاعت  و  پرستش  را  سره  و  خاص  اوکردن‌،  تنها  سخنی  نیست‌که  با  زبان‌گفته  شود و  بس،  بلکه  برنامه  کامل  زندگی  است‌.  از  جهان‌بینی  و  باور  درون  می‌آغازد،  و  به  سیستم  و  نظامی  منتهی  می‌شودکه  شامل  زندگی  فرد  و  اجتماع  است‌.

دلی‌که  خدا  را  به  یگانگي  می‌پرستد،  تنها  او  را  پرستش  می‌کند،  و  فقط  از  او  اطاعت  می‌نماید  و  فرمان  می‏‎برد،  و  سرش  را  در  برابرکسی  جز  او  خم  نمی‌کند،  و  چیزی  از  غیر  او  نمی‌طلبد،  و  برکسی  از  آفریدگانش  تکیه  نمی‌کند،  و  به‌کسی  جز  او  پشت  نمی‌بندد.  زیرا  تنها  خدا  به  عقیده  او  توانا  و  نیرومند  است‌،  و  فقط  او  بر  بندگانش  چیره  و  مسلط  است‌.  بندگان  هم  ضعیف  و  ناتوانند.  آنان  نه  مالک  سودی  و  نه  مالک  زیانی  هستند.  پس  نیازی  ندارد  به  این‌که  سرش  را  در  برابرکسی  از  ایشان  خم‌کند  و  برای  او کرنش  برد.  آنان  جملگي  هـمسان  اویند،  نه  مالک  سودی  و  نه  مالک  زیانی  برای  خودشان  هستند.  تنها  خدا  است‌که  بخشنده  و  بازدارنده  است‌.  هیچ  نیازی  بدین  ندارد که  متوجه‌کسی  شود  و  به  سوی  کسی  جز  خدا  روی  آرد.  خدا  است‌که  بی‏نیاز  و  دارا  است‌،  و  آفریدگان  همه  نیازمند  و  نادارند.

دلی  که  خدا  را  به  یگانگی  می‌شناسد،  به  وحدت  قانون  الهی  ایمان  می‌آورد،  قانونی  که  سراسر  جهان  هستی  را  اداره  می‌کند،  و  در  این  صورت  ایمان  می‌آورد  به  این‌که  سیستم  و  نظامی‌که  خدا  آن  را  برای  انسانها  برگزیده  است  بخشی  از  آن  قانون  یگانه  است‌،  و  زند‌گانی  انسانها  خوب  و  رو 