نَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ »  .

(‌ای  مخاطب‌!)  مگر  نمی‌بینی  که  خداوند  از  آسمان  آب  را  می‌باراند  و  آن  را  به  آب‌انبارهای  زیرزمینی  زمین  وارد  و  مستقر  می‏‎گرداند،  و  سپس  به  وسیله  آن  انواع  سبزه‌زارها  و  کشتزارها  را  بـا  رنگهای  گوناگون  می‌رویاند،  و  آنگاه  سبزه‌زارها  و  کشتزارها  می‌بالند  و  لبریز  از  جوش  و  خروش  می‌شوند  و  بعداً آنها  را  پژمرده  و  زردرنگ  می‌بینی‌،  و  آن  وقت  خدا  آنها  را  خشک  و  پرپر  می‌سازد؟  واقعاً  در  این  (‌چرخه  آب  و  گیاه،  درس‌)  عبرتی  برای  خردمندان  است‌. (زمر/21) 

 بجز  این  دو  صحنه  برجسته  و  پیدا  اشاره‌های  تند  و  سریعی  به  آفرینش  آسمانها  و  زمین  می‌گردد.

همچنین  این  سوره  پسوده‌هائی  از  واقعیت  زندگانی  انسانها  و  ژرفاهای  درونشان  را  دربر  داردکه  در  لابلای  آن  پخش  و  پراکنده‌اند.

در  سرآغاز  سخن  از  پیدایش  انسان  آمده  است‌:

(خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقاً مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ؟)

خداوند  شما  را  از  یک  تن  (‌به  نام  آدم‌)  بیافرید،  سپس  از  جنس  او  همسرش  را  (‌به  نام  حواء‌)  خلق  کرد،  و  برای  شما  هشت  جفت  چهارپا  گسیل  داشت‌.  او  شما  را  در  شکمهای  مادرانتان‌،  در  میان  تاریکیهای  سه‌گانه،  آفرینشهای  جوراجور  و  پیاپی  می‌بخشد  (‌و  جنین  را  هردم  به  گونه‌ای  درآورده  و  به  پله‌ای  از  خلقت  می‌رساند)‌.  کسی  کـه  چنین  (‌نعمتهائی  را  می‌بخشد  و  اینگونه  نقش‌آفرینی‌)  می‌کند،  الله  است  که  پروردگار  شما  است  و  حکومت  و  مملکت  (‌سراسر  عالم  هستی‌)  ازآن  او  است‌.  پس  چگونه  (‌با  وجود  این  همه  موجبات  و  دواعی  عبادت  از  حق  منحرف  می‌گردید،  و  از  پـرستش  خدا  بـه  پرستش  چیزهای  دیگر)  برگردانده  می‌شوید؟‌.          (‌زمر/٦)  

در  این  سوره  از  سرشت  نفس  بشری  در  وقت  زیان  و  ضرر  و  درد  و  رنج‌،  و  در  وقت  سود  و  نفع  و  خوشی  و  شادی‌،  سخن  می‌رود:

 « وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ . ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ.  .  .  »  .  .  .  الخ  .  .  .

هنگامی  که  گزندی  متوجه  انسان  می‏‎گردد،  پروردگار  خود  را  به  فریاد  می‌خواند  و  تضرع‌کنان  رو  به  درگاه  او  می‌آورد.  سپس  هنگامی  که  نعمت  بزرگی  از  جانب  خود  بدو  داد  (‌و  شقاوت  او  را  به  سعادت  و  ناخوشی  وی  را  به  خوشی  تبدیل  کرد)  خدا  را  که  قبلاً  به  فریاد  می‌خواند  فراموش  می‌کند  (‌و  گزند  را  از  یاد  می‌برد  و  به  ترک  دعا  می‌گوید)  ...  تا  آخر  ... (‌زمر/‌٨) 

 (فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ...)  

 هنگامی  که  به  انسان  گزند  و  آزار  و  زیان  و  ضرری  برسد،  ما  را  به  فریاد  می‌خواند،  و  هنگامی  که  از  سوی  خود  نعمتی  بدو  عطاء  می‌کنیم‌،  خواهد  گفت‌:  این  نعمت  در  پرتو  آگاهی  و  کاردانیم  به  من  داده  شده  است‌.  چنین  نیست‌؛  بلکه  این  نعمت  وسیله  آزمایش  است  ... (‌زمر/49)  

در  به  تصویرکشیدن  این‌که  جان  انسانها  در  همه  آن  و  همه  حال  در  قبضه  تصرف  خدا  است‌،  آمده  است‌:

(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ )

  خداوند  ارواح  را  به  هنگام  مرگ  انسانها  و  در  وقت  خواب  انسانها  برمی‌گیرد.  ارواح  کسانی  را  که  فرمان  مرگ  آنان  را  صادر  کرده  است  نگاه  می‌دارد،  و  ارواح  دیگری  را  (‌که  هنوز  صاحبانشان  اجلشان  فـرا  نرسیده  به  تن‌)  بازمی‌گرداند  تا  سرآمد  معینی  (‌و  وقت  مشخصی  که  پایان  عمر  است‌)‌.  در  این  مساله  (‌خواب  و  بیداری  که  همسان  مردن  و  زنده  شدن  است‌)  نشانه‌ای  روشنی  (‌از  مبدا  و  معاد  و  قدرت  خدا  و  ضعف  انسانها)  برای  اندیشمندان  است‌. (‌زمر/21)ولیکن  سایه  آخرت  و  فضای  آن  پیوسته  بر  سراسر  این  سوره  چیره  است  -‌ همان‌گونه‌که  قبلاً گفتیم  -  تا  بدانجا  که  این  سوره  با  صحنه  فروتنانه‌ای‌که  سایه آن  روز  و  فضای  آن  را  ترسیم  می‌کند،  به  پایان  می‌رسد:

(  وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ).

(‌در  آن  روز،  ای  مخاطب‌!)  فرشتگان  را  خواهی  دید  که  گرداگرد  عرش  خدا  حلقه  زده‌اند  و  به  سپاس  و  ستایش  پروردگار  خود  مشغولند.  در  میان  (‌بندگان  خدا  داوری  مـی‌شود)  و  دادگرانه  و  واقعی  در  میانشان  داوری  می‏‎گردد،  (‌و  از  سوی  همه  هستی  فریاد  برآورده  مـی‌شود)  و  گفته  می‌شود:  حمد  و  سپاس  خداوند  جهانیان  را  سزا  است‌!.                    (زمر/75) 

 این  سایه  هماهنگ  با  فضای  سوره‌،  و  با  نوع  پسوده‌هائی  است‌که  سوره  دل  بشری  را  با  آنها  فرا  می‌گیرد.  این  پسوده‌ها  به  فنای  ترس  و  هراس  و  لرزش  و  تپش  نزدیک‌ترند.  بدین  خاطر  حالتهائی  راکه  می‌یابیم‌،  حالتهای  لرزش  و  تپش  و  تکان  و  جنبش  و  ترس  و  هراس  دل  است‌.  این  امر  را  در  تصویرکسی  می‌یابیم‌که  در  اوقات  شب  سجده‌کنان  و  ایستاده  به  طاعت  و  عبادت  مشغول  می‌شود  و  خویشتن  را  از  عذاب  آخرت  به  دور  می‌دارد  و  رحمت  پروردگار  خود  را  خواستار  می‌گردد.[1]  و  آن  را  همچنین  در  تصویرکسانی  می‌یابیم  که  از  پروردگار  خود  می‌ترسند  و  در  برابر  این  قرآن  پوستهایشان  به  لرزه  به  افتد،  و  آن‌گاه  پوستهایشان  و  دلهایشان  نرم  و  آماده  پذیرش  قوانین  و  احکام  قرآن  و  تسلیم  حقائق  و  معانی  آن  می‌گردد.[2] همچنین  این  امر  را  دررهنمون  و رهنمود  به  تقوا  وپرهیزگاری  وترس  و  هراس  از  عذاب‌،  و  در  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن  از  عذاب‌،  خواهیم  یافت‌:

( قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ)‌.

بگو:  اگر  من  از  (‌اوامر)  پروردگارم  سرکشی  کنم‌،  از  عذاب  روز  بزرگ  (‌قیامت‌)  می‌ترسم‌.  (‌زم/13) 

 (لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ)  .

بالای  سرشان  سایبانهائی  از  آتش  و  در  زیر  پاهایشان  سایبانهائی  از  آتش  دارند  (‌و  بلکه  از  هر  سو  آتش  بر  آنان  خیمه  زده  