 در  مقابل  تبلیغ  قرآن  و  رساندن  دین  خدا  هیح  پاداشی  نمی‌طلبم‌،  و  از  زمره  مدعیان  (‌دروغین  نبوت  هم‌)  نیستم  (‌و  آنچه  میگویم  ساختگی  نبوده  و  از  پیش  خود  به  هم  نمی‌بافم‌)‌.  این  قرآن‌،  چیزی  جز  پند  و  اندرز  جهانیان  (‌و  مایه  بیداری  جملگی  ایشان‌)  نمی‌باشد.  و  خبر  آن  را  بعد  از  مدت  زمانی  خواهید  دانست  (‌و  به  زودی  صدق  وعده  و  وعید  و  راستی  اخبار  و  گفتار  قرآن  را  هم  در  این  جهان  و  هم  در  آن  جهان  خواهید  دید)‌.

این  دعوت  خالصانه  برای  نجات  و  رستگاری  است‌که  بعد  از  روشن‌کردن  فرجام  کار  و  سرنوشت  مردمان‌،  و  پس  از  اعلان  تهدید  و  بیم  ذکر  می‌گردد.  دعوت  خالصانه‌ای  است  که  شخص  دعوت‌کننده  اجر  و  مزدی  نمی‌خواهد.  او  دعوت‌کننده‌ای  است  که  دارای  فطرت  سالم  است‌.  او  با  زبان  خود  سخن  می‌گوید  و  تکلف  و  تصنع  ندارد.  به  چیزی  دستور  نمی‌دهد  مگر  این‌که  سهل  و  ساده  باشد  و  فطرت  الهامگر  آن  باشد.  آنچه  میگو‌ید  پند  و  اندرز  برای  جملگي  جهانیان‌،  و  یادآوری  ایشان  است‌.  تذکر  و  یادآوری  است چون  چه‌بسا  آنان  فراموش  بکنند  و  غافل‌گردند.  این  خبر  بزرگی  است  و  آنان  امروز  بدان  دل  نمی‌دهند  و  توجه  نمی‌کنند،  ولی  پس  از  مدت  زمانی  از  آن  آگاهی  پیدا  می‌کنند.  از  خبر  آن  در  زمین  مطلع  می‌گردند  -‌ چند  سال  بعد  از  این  سخن  از  آن  آگاهی  پیداکردند  -‌ و  از  خبر  آن  در  روز  مشخص  قیامت  هم  آگاهی  پیدا  می‌کنند،  بدان  هنگام  که  وعده  راستین  خدا  تحقق  پیدا  می‌کند  و  عملاً  روی  می‌دهد: 

(لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ).

هرآینه  دورخ  را  هم  از  تو  وهم  از  کسانی  که  ازتو  پیروی  کنند  پر  و  لبریز  می‌سازم‌.

این  پایانی  است‌که  با  سرآغاز  سوره  و  با  موضوعات  آن  و  با  مسائل  و  قضایائی‌که  سوره  بدان  می‌پردازد  هماهنگ  می‌گردد.  این  هم‌آهنگی  است‌که  طنین‌انداز  و  ژرف  است‌،  و  بیانگر  بزرگی  و  سترگ  چیزی  است‌که  روی  خواهد  داد:

« وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ »‌.
و  خبر  آن  را  بعد  از  مدت  زمانی  خواهید  دانست  (‌و  به  زودی  صدق  وعد  و  وعید  و  راستی  اخبار  و  گفتار  قرآن  را  هم  در  این  جهان  و  هم  در  آن  جهان  خواهید  دید)‌. 

پايان  جزء  بیست‌وسوم  
به دنبال آن جزء بيست و چهارم مي‌آيد كه با سوره‌ي زمر مي‌آغازد.
------------------------------------------------------
[1]  قاطعانه این است‌ که ابلیس از زمره فرشتگان نیست‌. مگر در قرآن مجید نیامده است‌؟:«‌... ا‌لا ابلیس ‌کان  من  الجن ...»‌ (کهف/50) ... (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:352.xml">سوره‌ي زمر آيه‌ي 7-1</a><a class="text" href="w:text:356.txt">سوره‌ي زمر آيه‌ي 10-8</a><a class="text" href="w:text:357.txt">سوره‌‌ي زمر آيه‌ي 20-11</a><a class="text" href="w:text:358.txt">سوره‌ي زمر آيه‌ي 29-21</a><a class="text" href="w:text:359.txt">سوره‌ي زمر آيه‌ي 35-30</a><a class="folder" href="w:html:360.xml">سوره‌ي زمر آيه‌ي 52-36</a><a class="text" href="w:text:363.txt">سوره‌ي زمر آيه‌ي 61-53</a><a class="text" href="w:text:364.txt">سوره‌ي زمر آيه‌ي 75-62</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:353.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:354.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:355.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي زمر آيه‌ي 7-1
جزء  بيست  و  چهارم
سوره  زمر،  سوره  غافر  و  سوره  فصلت  
سوره‌ي زمر مکی  و  مشتمل  بر  ٧٥ آیه  است
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  

تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ (1) إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ (2) أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ (3) لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لَّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (4) خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ (5)‏ خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقاً مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ (6) إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (7) 

این  سوره  تقریباً  محدود  به  توضیح  مساله توحید  و  یگانه‌پرستی  است‌.  دل  انسان  را  به  گردشهای  پیاپی  می‏‎برد،  و  بر  تارهای  دل  آهنگهای  متصل  را  می‌نوازد،  و  دل  را  از  ژرفا،  تکانهای  سخت  و  پیاپی  می‌دهد  تا  حقیقت  توحید  و  یگانه‌پرستی  را  بر  دل  بنگارد  و  آن  را  در  دل  جایگزین  گرداند،  و  از  دل  هرگونه  شبهه‌ای  را  و  هرگونه  شبحی  را  دورگرداندکه  این  حقیقت  را  بیالاید  و  آن  را  آغشته  بنماید.  بدین  خاطر  این  سوره  دارای  یک  موضوع  یگانه  است‌که  از  آغاز  تا  به  انجام  متصل  به  هم  است  و  به  شکلهای‌گوناگون  عرضه  می‌گردد.

از  سرآغاز  این  سوره‌،  این  مساله  یگانه‌ای  که  نزدیک  است  سوره  تنها  بدان  محدود  شود  و  به  چاره‌جوئی  آن  بپردازد،  خودنمائی  می‌کند  و  جلوه‌گر  مي‌آید:

«تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ . إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ . أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ... » ‌...  الخ  ...

نزول  کتاب  (‌قرآن‌)  از  سوی  خداوند  با  عزت  و  با  حکمت  انجام  پذیرفته  است‌.  (‌ای  پیغمبر!)  ما  این  کتاب  را  که  دربرگیرنده  حق  و  حقیقت  است‌،  بر  تو  فرو  فرستاده‌ایم‌.  خدا  را  پرستش  کن  و  پرستش  خود  را  سره  وخاص  او  گردان.  هان‌!  تنها  طاعت  و  عبادت  خالصانه  برای  خدا  است  و  بس  ...  تا  آخر  ... (زمر/1-3) 

 این  مساله  در  بندهای  خود  و  در  بخشهای  نزدیک  به  یکدیگر  تکرار  می‌گردد،  چه  به  صورت  نص‌،  و  چه  به  شکل  مفهوم‌.

 صورت  نص  مانند  این  فرموده  خداوند  بزرگوار:  

(قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّينَ . وَأُمِرْتُ