وا لَهُ سَاجِدِينَ (72) فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (73) إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ (74) قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ (75) قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ (76) قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ (77) وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ (78) قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ (79) قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ (80) إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (81) قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (82) إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ (83)‏ قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ (84) لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ (85) قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ (86) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (87) وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ (88) 

این  واپسین  درس  سوره‌،  به  بیان  مسائل  و  قضایائی  می‌پردازدکه  در  دیباچه  آن  ذکر گردیده  است‌:  توحید  و  یگانه‌پرستی‌،  و  وحی  و  پیام  آسمانی‌،  و  سزا  و  جزا  در  آخرت...  این  درس  داستان  آدم  را  به  عنوان  دلیل  وحي  و  پیام  آسمانی  ذکر  می‌کند.  چراکه  مساله  آدم  بیانگر  چیزی  است‌که  روزی  و  روزگاری  در  جهان  بالا  و  در  عالم  فرشتگان  درگر‌فته  است‌،  و  سخن  میگو‌ید  از  محاسبه  همگان  در  روز  قیامت  در  برابر  هدایت  و  ضلالت  ایشان  در  این  جهان‌.  این  هـم  مساله‌ای  بوده  است‌که  در  جهان  بالا  و  در  عالم  فرشتگان‌،  آن  روز  موردگفتگو  بوده  است‌.  همچنین  داستان  آدم  بیانگر  رشک  بردن  و  حسادتی  است‌که  در  درون  شیطان  وجود  داشته  است‌،  و  همین  رشک  بردن  و  حسادت  بوده  است  که  شیطان  را  به  هلاکت  انداخته  است  و  از  رحمت  خدا  رانده  و  مانده‌کرده  است‌،  آن  زمان‌که  لطف  و  فضلی  را  برای  آدم  زیاد  شمرده  است‌که  خدا  بدو  ارزانی  داشته  است‌.  همچنین  این  سوره  پیکار  همیشگي  و  مستمری  را  به  تصویر  می‌کشدکه  میان  شیطان  و  آدمیزادگان  برقرار  است‌،  پیکاری‌که  زبانه  آتش  جنگ  آن  لحظه‌ای  فروکش  نمی‌کند  و  این  رزم  لحظه‌ای  بارهای  سنگین  خود  را  فرو  نمی‌اندازد  و  بر  زمین  نمی‏گذارد.  معرکه‌ای  است  که  شیطان  در  فراسوی  آن  می‌خواهد  بیشترین  آدمیزادگان  را  به  تورهای  خود  بزند  و  به  دامهای  خود  درافکند  تا  ایشان  را  با  خود  به آتش  دوزخ  داخل  کند.  این  را  هم  برای  انتقام  گرفتن  از  پدرشان  آدم  انجام  می‌دهد،  چون  وجود  آدم  بودکه  او  را  از  رحمت  مـدا  محروم  و  مطرود  ساخت‌.  جنگ  میان  شیطان  و  آدمیزادگان  دارای  اهداف  مشـهور  و  مشخصی  است‌،  ولیکن  فرزندان  آدم  تسلیم  دشمن  قدیـمـی  خود  مي‌گردند  و  فرمان  او  را  می‌برند!
این  سوره  با  تاکید  مساله  وحي،  و  بیان  عظمت  چیزی  خاتمه  داده  ميشودکه  در  فراسوی  وحي  است‌،  چیزی  که  تکذیب‌کنندگان  غافل  از  آن  به  خواب  غفلت می‌روند.  

*
(قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ .رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ).

بگو:  من  تنها  بیم‌دهنده (‌مردمان  از  عذاب  یزدان‌)  می‌باشم  و  بس‌.  و  هیچ  معبودی  جز  خداوند یگانه  غالب  (‌بر  هر  چیز  و  هر  کس‌)  وجود  ندارد.  پروردگار  آسمانها  و  زمین  وهمه  چیزهائی  است  که  در  میان  آن  دو  است  و  بسیار  با  عزت  وآمرزگار  است‌.

بگو  بدان  مشرکانی‌که  به  شگفت  و  وحشت  و  دهشت  و  شگرف‌و  شگفت  می‌افتند  و  می‌گویند:

(أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ).
 آیا  او  بجـای  این  همه  خدایان‌،  به  خدای  واحدی  معتقد  است‌؟  واقعاً  این  (‌حرفی  که  می‌زند)  چیز  شگفتی  است‌.(‌ص‌/5)  

بدیشان  بگو‌:  حقیقت  همین  است  و  بس‌:

(وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ).

و  هیچ  معبودی  جز  خداوند  یگانه  غالب  (‌بر  هر  چیز  و  هر  کس‌)  وجود  ندارد.

بدیشان  بگو‌:  هیچ‌کار  و  باری  در  دست  تو  نیست‌.  آنچه  از  سوی  خدا  وظیفه  تو  است  این  است‌که  بترسانی  و  برحذر  داری‌،  و  بعد  از  آن  مردمان  را  به  خدای  واحد  و  یگانه  چیره  و  توانا  وامی‌گذاری  و  حواله  می‌داری‌:

(رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ).

پروردگار  آسمانها  و  زمین  و  همه چیزهائی  است  که  در  میان  آن  دو  است‌.

خداوند  دارای  انبازی  نیست‌.  جز  خدا  پناه  و  پشتیبانی  در  آسمانها  یا  در  زمین  و  یا  در  میان  آن  دو  وجود  ندارد.  او  «‌‌عزیز»  و  توانا  و  نیرومند  است‌.  او  «‌غفار»و  بس  آمرزگار  است  و  ازگناهان  صرف  نظر  می‌فرماید  و  توبه  را  می‌پذیرد،  وکسانی  را  می‌بخشایدکه  به  سوی  حمایت  و  حفاظت  او  برگردند  و  خویشتن  را  در  پناه  او  دارند.  بدیشان  بگو‌:  آنچه  را  که  تو  برای  ایشان  به  ارمغان  آورده‌ای  و  آنچه  که  ایشان  از  آن  روی  می‌گردانند  بس  بزرگتر  و  والاتر  از  چیزی  است‌که  آنان  گمان  می‌برند  و  تصور  می‌کنند.  آنچه  درفراسوی  آن  است  بلی‌که  در  فراسوی  آن  است‌،  آنچه‌که  ایشان  از  آن  غافلند:

(قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ  أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ).

بگو:  (‌آنچه  من  شما  را  به  وسیله‌)  آن  (‌بیم  می‌دهم  که  قرآن  بزرگوار  است‌)  خبر  سترگی  است‌.  شما  (‌براثر  غفلت‌)  از  آن  روگردانید.

قرآن  کار  عظیمی  است‌،  بسیار  عظیم‌تر  از  ظاهر  نزدیک  آن‌.  قرآن  کاری  ازکارهای  خدا  در  سراسرگستره هستی  است‌.  کاری  از  کارهای  جهان  به  طور  کلی  است‌.  قرآن  قضا  و  قدری  از  قضـاها  و  قدرهای  یزدان  در  نظام  این  جهان  است‌.  قرآن  نه  بریده  و  نه  دور  ازکار  و  بار  آسمانها  و  زمین‌،  و  ازکارگذشته دور  و  آینده  دور  است‌.  

این  خبر  عظیم  آمده  است  تا  از  قریش  در  مکه‌،  و  از  عربها  در  جزیرةالعرب‌،  و  از  نسلی‌که  با  این  دعوت  در  زمین  معاصر  است‌،  بگذرد  و  تجاوزکند.  بگذرد  و  تجاوزکند  از  این  فاصله  محدوده  مکان  و  زمان‌،  و  در  سراسر  آینده  بشریت  در  همه  قرون  و  اعصار  و  نواحي  و  اقطار،  تاثیر  بگذارد،  و  سرنوشتها  را  دگرگون‌کند  از  همان  زمانی  که  بدین  زمین  نازل  گردیده  است  تا  آن  زمان‌که  یزدان  زمین  وکسانی  را  به  ارث  ببردکه  در  زمین  بسر  خواهند  برد.  قرآن  در  وقت  مناسب  خود  و  در  زمان  مقرر  و  مقدر  خود  در  نظام  سراسر  هستی  نازل  گردیده  است‌،  تا  نقش  خود  را  در  زمانی  بازی‌کندکه  یزدان  آن  را  برای  قرآن  مقدر  و  مقرر  فرموده  است‌.

قرآن  خط  سیر  تاریخ  بشریت  را  تغییر  داد  و  انسانها  را  به  راهی 