16)
-----------------------------------------------------
1-قرائت  دیگری  جمله  « أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيّاً ؟‌»‌.  [‌آیا  ما  ایشان  را  به  مسخره ‌گرفته‌ایم ‌و  ناچیزشان  دانسته‌ایم‌؟‌]‌.  را  استفهامی  نمی‌سازد،  و  بلکه  آن‌را  خبری  می‌داند.  ولی  ما قرائت  استفهامی ‌را  برگزیده‌ایم،  زیرا  معنی  براساس  پرسشی‌،  دقیق‌تر و  روشن‌تر  است‌، ‌و  « أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيّاً ؟‌»‌.  تکمله  جملی  قبلی  و  صفت  «‌رجالا»  می‏‎گردد.روند  قرآنی  پس  از  آن‌که  از  حرمت  ناموس  و  از  حرمت  جان  می‌پردازد،  از  حرمت  اموال  و  دارائی  یتیم‌،  و  ازحرمت  عهد  وپیمان  سخن  می‌گوید:

« وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولا».

و  در  مال  یتیم  تصرف  نکنید  مگر  به  شيوه‌ای  که  (‌در  حفظ  و  بهره‌وری  آن  مفیدتر  و)  بهتر  باشد.  (‌بدین  کار  ادامه  دهید)  تا  این  که  یتیم  به  سن  بلوغ  می‌رسد  (‌و  می‌تواند  در  دارائی  خود  تصرف  کند  و  به  نحو  احسن  آن  را  مورد  بهره‌برداری  قرار  دهد)‌.  و  به  عهد  و  پیمان  (‌خود  كه  با  خدا  یا  مردم  بسته‌اید)  وفا  کنید،  چرا  که  از  (‌شما  روز  رستاخیز  درباره)  عهد  و  پیمان  پرسیده  می‌شود.

اسلام  خون  وناموس  ومال  مسلمانان  را  حفاظت  و  حمایت  می‌کند،  برابر  فرموده  پیغمبر  (ص)که‌گفته  است‌:

(كُلُّ  مُسلمِ  علي  المُسلم  حرامُ  دَمُهُ  وعرضه  و  مالهُ‌)[3]

همه  چیز  مسلمان  بر  مسلمان  حرام  است‌:  خون  و  ناموس  و  دارائیش‌.

ولیکن  اسلام  در  دارائی  یتیم  شدت  و  حدت  بیشتری  دارد،  و  از  مجرد  نزدیک  شدن  به  اموال  یتیم  نهی  می‌کند،  مگر  به  شیوه‌ای‌که  در  حفظ  و  بهره‌وری  آن  مفیدتر  و  بهتر  باشد.  این  هم  بدان  خاطر  است‌که  یتیم  ضعیف  است  و  توان  به‌گردش  انداختن  و  اداره‌کردن  دارائی  خود  و  دفاع  از  آن  را  ندارد.گروه  مسلمانان  موظف  هستند  ازیتیم  و  دارانی  او  مراقبت  نمایند  تا  یتیم  به  سن  بلوغ  می‌رسد  و  بزرگ  می‌شود  ومی‌تواند دارائی  خود  را  به‌گردش  و  چرخش  اندازد  و  آن  را  بپاید  و  از  آن  دفاع  نماند.

قابل  ملاحظه  است  در  این  اوامر  و  نواهی‌،  کارهائی  که  هر  فردی  موظف  به  انجام  آنها  است‌،  امر  یا  نهی  درباره  آنها  به  صورت  صیغه  مفرد  ذکرگردیده  است‌.  ولی  کارهائی‌که  مربو‌ط  به  جامعه  مسلمانان  است  وگروهي  باید  انجام  پذیرد،  امر  یا  نهی  راجع  بدانها  به  صورت  صیغه  جمع ‌ذکر  شده  است‌!  مثلا  خوبي و  نیکی  به  پدرو  مادر،  دادن  حق  خویشاوندان  به  خویشاوندان‌،  و  دادن  حق  بیچارگان  و  واماندگان  در  راه  باددستی  و  ریخت‌وپاش  نکردن‌،  میانه‌روی  و  اعتدال  در  خرج‌کردن  و  بذل  و  بخشش  نمودن  و  وسط  میان  بخل  و  اسراف  هزینه‌کردن  و  بخشیدن،  بر  حق  و  حقیقت  ماندگار  ماندن  و  بر  حق  بودن  و  برای  حق زيستن،  و  نهی  از  تکبر  و  خودبزرگ‌بینی  ...  امر  یا  نهی  در  آنها  به  صورت  صیغه  مفرد  آمده  است‌،  چراکه  اینها  جنبه  فردی  دارند  و  یکایک  مردمان  ملزم  به  انجام  آنها  هستند.  در  نهی  از  کشتن  اولاد  و  زنا  وکشتن  انسان‌،  و  در  امر  به  رعایت  و  حفاظت  اموال  یتیم  و  وفای  به عهد،  و  به  تمام  وکمال  پیمودن  و  سنجيدن  و  اندازه‌گرفتن  پیمانه  و  ترازو،  امر  یا  نهی  به  صورت  صیغه  جمع  آمده  است‌،  چون  جنبه  اجتماعی  وگروهی  دارند.

بدین  خاطر  است‌که  نهی  از  نزدیک  شدن  به  اموال  یتیم  مگر  به  شکلی‌که  مفیدتر  و  بهتر  به  حال  یتیم  باشد،  به  صورت  صیغه  جمع  آمده  است‌،  تا  نمایانگر  این  باشدکه  مسلمانان  جملگی  مسوول  یتيم  و  اموال  او  هستند، و  عهد  و  پیمانی  است  با  همگا‌ن‌که  یتيم  را  و  اموال  او  را بپایند  و  نگاهداری  و  نگاهبانی  نمایند.

از  آنجاکه  حفاظلت  و  رعایت  اموال  یتیم  عهد  و  پیمانی  است‌که  با  جامعه  مسلمانان  و  جملگی  ایشان‌،  فرمان  به  وفای  به  عهد  و  پیمان  به  طورکلی‌،  ملحق به حفاظت  و  رعایت  اموال  یتیم  گردیده  است  و  پس  از  آن  آمده

(وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولا)  .

و  به  عهد  و  پیمان  (‌خود  که  با  خدا  یا  مردم  بسته‌اید)  وفا  کنید،  چرا  که  از  (‌شما  روز  رستاخیز  درباره)  عهد  و  پیمان  پرسیده  می‌شود.

خدای  بزرگوار  از  وفای  به  عهد  و  پیمان  سوال  می‌کند،  و  سزا  و  جزای‌کسی  را  خواهد  دادکه  آن  را  نقص  و  نقض  ميکند.

اسلام  درباره  وفای  به  عهد  و  پيمان  تاکید  می‌کند  و  شدت  می‌ورزد.  چراکه  وفای  به  عهد  و  پیمان  ملاک  استقامت  و  یقین  و  پاکی  در  درون  فرد  و  در  زندگی  ا‌جتماعی  است‌.  به  صورتهای‌گوناگون  در  قرآن  و  حدیث  از  وفای  به  عهد  و  پیمان  سخن  رفته  است  و  مکررگردیده  است‌،  چه  عهد  و  پیمان  با  خدا  باشد،  و  چه  عهد  و  پیمان  با  مردمان  باشد.  یا  این‌که  عهد  و  پیمان  فردی  یاگروهی  و  یا  دولت  باشد.  عهد  و  پیمان  حاکم  و  فرمانروا  باشد  و  یا  عهد  و  پیمان  محکو‌م  و  فرمانبردار  باشد.  وفای  به  عهد  و پیمان  در  واقعیت  تاریخی  اسلام  به  پله  و  درجه  والائی  رسیده  است‌،  تا  بدانجاکه  بشریت  جز  در  سایه  اسلام  بدین  پله  و  درجه  وفای  به  عهد  نرسیده  است‌.[4]

*
روند  قران  از  وفای  به  عهد  و  پیمان  می‌پردازد،  و  به  تمام  وکمال  پیمودن  و  سنجیدن  و  مترکردن  پيمانه  و  ترازو  را  می آغازد:

(وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا).

وهنگامی  که  چیزی  را  به  پیمانه  می‌زنید،  ان  را  به  تمام  و  کمال  پیمانه  کنید،  و  با  ترازوی  درست  (‌اشیاء  را)  بکشید  (‌و  در  وزن  و  پيمانه  به  مشتری  کم  ندهید)  که  این  کار  سرانجام  بهتر  و  نیکوتری  (‌در  دنیا  و  اخرت  برای  شما)  دارد.

مناسبت  وفای  به  عهد  و  پيمان،  و  به  تمام  وکمال  پیمودن  و  سنجیدن  و  مترکردن‌،  پیدا  در  لفظ  و  معنی  است‌.  در  روند  قرانی  انتقال  از  موضوعی  به  موضوع  دیگری  دارای  هماهنگی  و  ارتباط  است‌.

به  تمام  وکمال  پیمودن  و  سنجیدن  و  مترکردن‌،  امانتداری  در  معاملات،  و  پاکی  دل‌،  بشمار  است‌،  و  در  سایه امانتداری  و  پاکدلی  معاملات  در  جامعه  رو  به  راه  می‌گردد،  و  یقين  واطمینان  در  نفوس  فزونی  می‌گیرد،  و  مایه  افزایش  بركت  در  زندگی  مي‌شود.

«  ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا  »‌.

این  کارسرانجام  بهتر  ونیکوتری  (‌در  دنیا  و  آخرت  برای  شما)  دارد.

دردنیا  بهتر  است‌،  و  در  اخرت  فرجام  بهتری  دارد.

پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  می‌فرماید٠

(‌لا یقدرُ رجُل علي حَرام ثم  یَدعُه‌ُ،  لیس به الا مخافة  الله‌،  الا ابدله  الله‌ به  في عاجلِ  الدنیا  قبل‌.الاخرة ما هو خير من  ذلک‌)‌.

هرگاه  کسی  بر  چیز  حرامی  توانائی  پیدا  کند  و  با  این  وجود  آن  چیزحرام  ر