حِسَابٍ (39) وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ (40) وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ (41) ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ (42)‏ وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ (43) وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ (44) وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ (45) إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ (46) وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ (47) وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الْأَخْيَارِ (48) 

این  درس  سراسر  آن  داستانها  و  مثالهائی  از  زندگانی  پیغمبران  -  صلوات الله علیهم  -  است‌.  آنها  ذکر  می‌شوند  تا  پیغمبر  خدا  (ص)  به  یاد  آنـها  باشد  وگوش  به  چیزهائی  ندهدکه  از  سوی  قوم  خود  مـی‌بيند،  از  قبیل  تکذیب  و  اتهام  و  اظهار  شگفت‌کردن  و  افتراء  زدن‌.  در  برابر  چیزی‌که  با  آن  به  مبارزه  و  مقابله‌اش  می‌پردازند  و  از  آن  دلتنگ  و  ناراحت  می‌شود،  شکیبائی‌کند  و  صبر  پیش  گیرد.

این  داستانها  در  عین  حال‌،  آثار  رحمت  خدا  در  حق  پيغمبــران  پـيش  از  او  را  بيان  می‌دارد،  و  از  نعمت  و  فضلی  یاد  می‌کندکه  ایشان  را  دربرگرفته  است‌،  و  ذکر  می‌کندکه  یزدان  چه  ملک  و  مملکت  و  حکومت  و  قدرتی  به  پیغمبران  داده  است  و  با  چه  رعایت  و  عنایت  و  نعمت  وکرامتی  ایشان  را  فراگرفته  است‌،  و  چگونه  آنان  را  پائیده  است  و  از  دردها  و  رنجها  نجات  بخشیده  است‌.  ذکر  این  امور  بدان  خاطر  است‌که  به  شگفـت‌کردن  قوم  او  از  این‌که  خدا  او  را  برگزیده  است  پاسخ  دهد،  و  بدیشان  بگویدکه  محمّد  (ص)  چیز  نوظهور  و  بی‌سابقه‌ای  در  میان  انبیاء  نیست‌.  کسانی  در  بین  پیغمبران  بوده‌اندکه  خدا  گـذشته  از  نبوت  و  رسالت‌،  بدیشان  ملک  و  مملکت  و  سلطه  و  قدرت  داده  است‌.  کسانی  هم  در  بین  آنان  بوده‌اندکه  خدا  کوه‌ها  را  مسخر  ایشان‌کرده  است‌،  وکوه‌ها  و  پرندگان  با  آنان  به  تسبیح  و  تقدیـس  یزدان  پرداخته‌اند.  همچنین  در  ميان  پیغمبران  کسانی  بوده‌اند  که  یزدان  سبحان  بادها  و  شیاطین  را  در  ا‌ختیار  او  قرار  داده  است  .  .  .  از  قبیل  داوود  و  سلیمان  .  .  .  پس  چه  جای  تعجب  است‌که  خدا  محمّد  (ص)صادق  و  امین  را  برگزیند  تا  در  میان  قریش  و  در  آخر  زمان  قرآن  را  بر  او  نازل  فرماید؟

همچنین  این  داستانها  رعایت  و  عنایت  یزدان  در  حق  پیغمبرانش  را  به  تصویر  می‏کشند،  و  پیش  چشم  مردمان  می‌داردکه  چگو‌نه  خدا  ایشان  را  از  هرسو  پائیده  است  و  رهنمود  و  رهنمونشان‌کرده  است  و  پرورده  و  تربیتشان  نموده  است‌.  آخر  پیغمبران  انسان  بوده‌اند  -  همان  گونه  که  محمّد  (ص)ا‌نسان  است  -‌ در  انان  ضعف  و  ناتوا‌نی  بشریت  بوده  است‌،  و  خدا  ایشان  را  پائیده  است  و  تحت  رعایت  و  عنایت  خویش  قـرار  داده  است‌.  آنـان  را  به  ضعف  و  عجز  بشری  وانگذاشته  است  و  به  خود  رها  نکرده  است‌.  بلکه  امور  را  برایشان  بیان  کرده  است  و  توضیح  داده  است‌،  و  راهنمائیشان  فرموده  است  و  به  راه  راستشان  انداخته  است‌.  ایشان  را  به  بلاها  و  مصیبت‌ها  و  آزمونها  مبتلا  فرموده  است‌.  تا  آنـان  را  ببخشاید  و  بزرگوارشان  فرماید.  در  ذکر  این  امور  چیزی  است‌که  مایه  دلداری  پیغمبر  (ص)  می‌گردد،  و  دل  مبارک  او  را  به  رعایت  و  عنایت  خدایش  اطمینان  می‌دهد،  و  بدو  یادآوری  می‌کند  در  هرگامی  که  آن  را  در  زندگانیش  برمی‏دارد  تحت  حمایت  و  حفاظت  خدا  قرار  دارد.
*
(اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ).
در  برابر  چیزهائی  که  می‏‎گویند  شکیبا  باش‌،  و  به  خاطر  بیاور  (‌پیغمبران  شکیبا،  از  جمله‌)  بنده  ما  داوود  قدرتمند  و  توانا  را.  واقعاً  او  (‌در  همه  کار  و  همه  حال  به  خدا  بازمی‌گشت  و)  بسی  توبه‌کار  بود.  ما  کوه‌ها  را  با  او  هماوا  کـردیم‌.  (‌کوه‌ها  همصدا  بـا  او)  شامگاهان  و  بامدادان  به  تسـبیح  و  تقدیس  (‌آفریدگار  جهان‌)  می‌پرداختند.  و  پرندگان  را  نیز  (‌با  او  در  تسبیح  و  تقدیس‌)  هماوا  کردیم  و  در  پیش او  گرد  آوردیم‌.  جملگی  آنها  فرمانبردار  داوود  بـودند  (‌و  بـه  دستور  او  عمل  مـی‌کردند)‌.  و  حکومت  او  را  (‌با  در  اختیار  قرار  دادن  وسائل  مادی  و  معنوی‌)  استحکام  بخشیدیم‌،  و  بـدو  فرزانگی  و  شناخت  (‌امور)  دادیـم‌،  و  قدرت  داوری  قاطعانه  و  عادلانه‌اش  ارزانی  داشتیم‌.

«‌اصبر:  شکیبائی‌کن‌«  .  .  .  اشاره  است  به  راه  طی  شده  در  زندگانی  پیغمبران  -  علیهم  صلوات  الله  -  را‌هی‌که  جملگي  ایشان  را  به  همدیگر  می‌رساند  و  درکنار  یکدیگرگرد  می‌آورد.  چه  هم  آنان  بر  این  راه  بوده‌اند  و  در  این  راه  رفته‌اند.  هم  ایشان  رنج  برده‌اند،  و  جملگي  آنان  به  بلا  و  مصیبت‌گرفتار  آمده‌اند  و  آزمایش  شده‌اند.  همگي  هم  شکیبائی  کـرده‌اند.  شکیبائی  زاد  و  توشه  راهشان  بوده  است‌،  و  قالب  زندگانیش  شده  است‌.  هریک  از  آنان  در  پله  ویژه  خود  در  نردبان  انبیاء  قرار  داشته‌اند  و  مرتبه  و  مقام  خاص  خویش  را  احراز  نموده‌اند  .  .  .  سراسر  زندگانی  پیغمبران  لبریز  از  بلاها  و  مصیبتها  و  آزمایشها  و  آزمونها  بوده  است‌»  لبریز  بوده  است  از  دردها  و  رنجها.  حتی  خوشیها  هم  آزمایش  و  آزمون  بوده  است  و  محک  صبر  و  شکیبائی  ایشان  بر  سرورها  و  شادیهاگذشته  از  صبر  و  شکيبائی  ایشان  بر  غمها  و  اندوه‌ها  بوده  است‌.  معلوم  است  خوشیها  و  ناخوشیها  هر  دوتا  صبر  و  شکیبائی  را  می‏‎طلبند  و  تاب  و  تحمّل  را  لازم  دارند.

زندگانی  پیغمبران  را  به  طور  همگانی  پیش  چشم  می‌داریم‌،  بدان  گونه  که  قر‌آن  مجید  آن  را  برایمان  روایت  کرده  است‌.  در  زندگانی  پیغمبران  می‏‎بینیم  که  صبر  پایه  بنیادین  و  عنصر  برجسته  ساختار  زندگانی  ایشان‌،  و  بلا  و  امتحان  ماده  و  آب  آن  ساختار  است‌.  انگار  آن  زندگانی  برگزیده  -‌ بلکه  واقعاً  هم  آن  چنان  بود  -‌ صفحاتی  از  بلا  و  امتحان  و  صبر  و  شکیبائی  است  و  به  انسانها  نشان  داده  می‌شود،  تا  بنگارد  که  چگونه  روح  انسان  می‌تواند  بر  دردها  و  نیازمندیها  پیروزگردد،  و  چگو‌نه  می‌توا