 وجود  ندارد.  ولی  با  وجود  این  اظهار  می‌داشتندکه  ظاهر  این  دعوت  جدید  با  باطن  آن  همخوانی  و  همآوائی  ندارد! ...

(وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ).

سرکردگان  ایشان  راه  افتادند  (‌و  به  یکدیگر  گفتند)  کـه  بروید  و  (‌محکم  به  بتان  خویش  بچسبید  و)  بر  (‌عبادت‌)  خدایان  خود  ثابت  و  استوار  باشید.  این  همان  چیزی  است  که  خواسته  می‌شود.

این  دعوت  جدید،  دین  نیست‌،  و  عقیده  هم  نیست‌.  بلکه  این  چیز  دیگری  است‌.  هدف  از  آن  چیزی  است‌که  در  فراسوی  این  دعوت  نهفته  است‌.  چیز  نهفته‌ای‌که  باید  عامّه  مردمان  بدان‌کاری  نداشته  باشند  و  آن  را  به  صاحبان  و  افراد  والامقام  آگاه  از  این  کار  بسـپارند  و  واگذارند،  آنان  که  خوب  نهانیها  را  می‌دانند  و  از  مـانورها  و  دسـیسه  بازیها  سر  در  می‌آورند!  عامّه  مردمان  باید  به  آداب  و  رسوم  موروثی  بگرایند،  و  به  پرستش  خدایان  مشهور  و  بتان  معروف  خود  ادامه  دهند،  و  خویشتن  را  درگیر  چیزی  نسازندکه  در  پشت  سر  مانور  دین  جدید  نهفته  است‌!  سران  و  بزرگانی  هستندکه  عهده‌دار  مبارزه  با  آن  شوند.  لذا  عامّه  مردمان  باید  خاطر  جمع  باشند  و  آرامش  خود  را  حفظ‌کنند.  سران  و  بزرگان  بیدارند  و  مواظب  مصالح  و  عقائد  و  الهه  ایشان  هستند!

این  راه  معمول  و  مکرری  است‌که  طاغیان  و  قلدران  عامّه  مردمان  را  از  توجه  به ‌کارهای  همگانی‌،  و  از  دنبال  حقیقت  رفتن  وگشتن‌،  و  از  تدبر  و  تفکر  در  باره  حقائق  مهم  و  بزرگی  كـه  با  آنان  رویاروی  می‌شود،  بازمی‌دارند.  زیرا  عامّه  مردمان  اگر  خودشان  برا‌ی  آشنائی  با  حقائق  تلاش‌کنند  و  شخصا  به  پژوهش  حقائق  بپردازند  برای  طاغیان  و  قلدران‌،  و  برای  سران  و  سردمداران  خطر  دارد،  و  این  کار  ایشان  سبب  می‌گردد  باطلهائی  که  عامّه  مردمان  را  بدان  سرگرم  می‌دارند  روشن  شود  و  یاوه‌کاریها  و  یاوه  سرائیهایشان  پوچ  از  آب  درآید.  آخر  سران  و  سردمداران  جز  در  سایه  غرق  کردن  عامّه  مـردمان  در  باطلها  و  یاوه‌کاریها  و  یاوه‌سرائیها  زندگی  نمی‌کنند!

گذشته  از  این‌،  مردمان  را گول  می‌زنند  بـا  ظواهر  عقیده‌ای‌ که  به  فهم  و  شعور  ایشان  نزدیک  است‌که  عقیده  اهل‌کتاب  است‌،  بعد  از  آن‌که  افسـانه‌هائی  به  عقیده  اهل  کتاب  رخنه  کرده  است‌،  افسانه‌هائی  که  این  عقیده  را  از  توحید  و  یگانه‌پرستی  خالص  منحرف  کرده  است‌.  آنان  می‌گویند:

(  مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ )‌.

ما  در  آئین  دیگری،  این  (‌یکتاپرستی‌)  را  نشنیده‌ایم‌.  این  جز  دروغ  ساختگی  نیست‌.

عقیده  تثلیث  - ‌یعنی  سه‌گانه  پرستی  - ‌در  مسیحی گر‌ی‌،  و  افسانه  عزیر  نیز  در  یهودیگری‌،  شائع  و  پـخش  بوده  سران  قریش  بدین  مطلب  اشاره  می‌کردند،  وقتی‌که  می‌گفتند:

( مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ ).

ما  در  آئین  دیگری،  این  (‌یکتاپرستی‌)  را  نشنیده‌ایم‌.  

 ما  این  یکتاپرستی  مطلق  برای  خدا  را  نشنیده‌ایم‌که  محمّد  (ص) آن  را  با  خود  آورده  است‌،  پس  در  این  صورت  جز  دروغ  ساختگی  نمی‌گوید!

اسلام  سخت  آزمند  پالودن  عقیده  توحید  و  یگانه‌پرستی  است‌،  وکاملاً  می‌کوشد  عقیده  توحید  و  یگانه‌پرستی  را  بپالاید  و  خلاص  نماید  از  هر آن  چیزی‌ که  از  افسانه‌ها  و  آمیزه‌ها  وکجرویهائی‌که  بر  عقائد  پیشین  عارض  گردیده  است  و  آمیخته  آنها  شده  است‌.  این  اندازه  حرص  و  آز  داشته  است  چون  توحید  و  یگانه‌پرستی  نخستین  حقیقت  بزرگ  است  و  سراسر  هستی  بر  آن  استوار  است‌.  گستره هستی  آشکارا  و  موكّد  بر  این  امر  گواهی  می‌دهد.  توحید  و  یگانه‌پرستی  در  عین  حال  پایه  بنیادینی  است‌که  زندگی  بشریت  به  طورکلی  در  اصول  و  فروع  خود  وقتی  شایسته  و  بایسته  می‌گرددکه  بر  آن  استوار  و  پایدار  شود.

در  این  وقت‌که  ما  از  مبارزه  قریش  با  این  عقیده  سخن  می‌گوئیم  و  دهشت  و  وحشت  آنان  و  شگفت  و  شگرف  ایشان  را  بیان  می‌داریم  از  این‌که  اسلام  خدایان  را  یک  خدا  می‌سازد،  و  می‌گوئیم  پیش  از  مشرکان  قریش  هم  در  طول  تاریخ  بشریت  و  پیاپی  آمدن  رسالتهای  آسمانی  همراه  با  این  حقیقت‌،  و  پافشاری  هر  پیغمبری  بر  آن‌،  و  استوارگردیدن  و  پایدار  شدن  هر  رسالتی  بر  پایه  و  اساس  توحید،  و  صرف  کوشش  و  تلاش  بسیاری‌که  برای  استقرار  این  حقیقت  در  نفوس  مـردمان  در  طول  قرون  و  اعصارگردیده  است‌،  زیبا  است  اندکی  در  باره  ارزش  این  حقیقت  صحبت  بکنیم.

توحید  و  یگانه‌پرستی‌،  نخستین  حقیقت  بزرگ  و  سترگی  است‌که  هستی  بر  آن  استوار  می‌گردد،  و  هرچه  در  گستره  هستی  است  بدان  گواهی  می‌دهد.

وحدت  قوانین  جهانی  حاکم  بر  سراسر  جهان  دیـدنی  را  آشکارا  مشاهده  می‌کنیم‌.  وحدتی  که  گویای  این  واقعیت  است  این  است  اراده‌ای  که  این  قوانین  را  آفریده  است  قطعاً  باید  اراده  واحدی  باشد  .  .  .  به  هرجای  این  جهان  بنگریم  این  حقیقت  خود  را  به  ما  نشان  می‌دهد،  حقیقت  وحدت  قوانین‌.  آن  وحدتی  که  بیانگر  وحدت  اراده  است‌.

هر  چیزی‌که  در  این  جهان  است  دارای  حرکت  دائمی  و  منظمی  است  .  .  .  اتم‌ کوچكي‌ که  نخستین  واحد  ساختار  هر  چیزی  اعم  از  زنده  و  غیر  زنده  است‌،  پیوسته  در  حركت  است‌.  اتم  فراهم  آمده  است  از  الکترونهائی‌که  پـیوسته  پـیرامون  هسته  مـی‌گردند،  هسته‌ای  که  از  پروتونها  تشکیل  گردیده  است‌.  الکترونها  بدان  گونه  پیرامون  هسته  می‌گردند  که  سیارگان  پیرامون  خورشید  در  منظومه  شمسی  می‌چرخند.  همچنین‌کهکشان  که  از  منظومه‌ها  و  سحابیها  تشکیل‌گردیده  است  پیرامون  خود  می‌گردد  .  .  .  الكترونها  و  سیاره‌ها  وکهکشانها  همه  و  همه  رو  به  یک  جهت  حرکت  می‌کنندکه  از  غرب  به  شرق‌،  و  برعکس  گردش  عقربه  ساعت  است‌!‌[2]

عناصری‌که  زمین  و  سائر  سیارگان  از  آنها  تشکیل  شده‌اند  یکسان  هستند.  عناصر  ستارگان  نیز  همانند  عناصر  زمین  می‏‎باشند.  عناصر  از  اتمها  فراهم  آمده‌اند،  و  اتمها  هم  از  الکترونها  و  پروتونها  و  نوترونها  تشکیل  شده‌اند  .  .  .  همه  ذرات  جهان  بدون  استثناء  از  همین  آجرهای  سه‌گانه  فراهم  آمده‌اند!

همان‌گونه‌که  همه  مواد از  این  آجرهای  سه‌گانه  فراهم  آمده‌اند،  دانشمندان  «‌انرژیها»  را  نیز  به  یک  اصل  برمی‌گردانند:  نور  و  حرارت  .  .  .  پرتوهای  رادیو  آکتیو،  امواج  رادیوئی‌،  اشعه  گاما،  و  همه  پرتوهائی‌که  در  دنیا  هستند،  شکلهای  متعدد  وگـوناگونی  از  یک  انرژی  هستند،  و  آن  پرتو  الکترومانیتیک  است‌.  همه  اشعه‌ها  با  یک  سرعت  حرکت  می‌کنند،  و  اختلاف  آنها  تنها  در  اختلاف