ان  بالا  و  والا  نبوده  است  و  از  داستان  آدم  و  فرشتگان  آگاهی  نداشته  است‌.  وقتی‌که  از  حادثه آدم  و  فرشتگان  به  مشرکان  خبر  می‌دهد،  پیدا  است  که  یزدان  جهان  بدو  خبر  می‌دهد  و  از  آنچه  به  وقوع  پیوسته  است  و  جز  آدم  انسانی  در  ا‌نجا  حاضر  نبوده  است  وی  را  آگاه  می‌سازد  .  .  .  در  لابلای  داستان  آدم  و  فرشتگان  پدیدار  میا‌ید  چیزی‌که  ابلیس  را  به  هلاکت ‌کشانده  است‌،  و  او  را  دچار  لعنت  و  نفرین  خدا  و  طرد  از  رحمت  یزدان  نموده  است  حسودی  بردن  ابليس  نسبت  به  آدم ( ص )  بوده  است‌،  و  این  را  بیش  از  مقام  آدم  دیده  است‌که  خدا  او  را  برگزیند  و  بر  وی  ترجیح  دهد.  درست  بدان‌گونه که  مشرکان  این  را  بیش  از  مقام  محمّد  ( ص )  می‌دیدندکه  خدا  او  را  از  میان  ایشان  برگزیند  و  بر  آنان  ترجیح  دهد  و  جدای  از  همگان  قران  را  بر  او  نازل‌کند.  موقعیتی‌که  مشرکان  داشتند  و  موضعگری‌ای‌که  نمودند،  همسانی  و  همگو‌نی  روشنی  با  موقعیت  ابلیس  و  مـوضعگیری  او  دارد،  ابلیسی‌که  از  رحمت  خدا  مطرود  شد  و  نفرین  گردید.

این  سوره  با  این  مرحله  چهارم‌که  واپسین  مرحله آن  است  به  پـایان  می‌آید.  پيغمبر ( ص)  به  مشرکان  مـی‌گوید:  چیزی‌کـه  آنان  را به  سـوی  پذیرش  آن  می‌خواند،  چیزی  نیست‌که  خودش  آن  را  سرهم‌کند  و  از  پیشن  خود  بسازد.  بلکه  انچه  برایشان  آورده  است  ساختار  خدا  است‌.  در  برابر  این  ارمغان  الهی  اجر  و  مزدی  از  ایشان  نمی‌خواهد.  بعدها  هم  روشن  خواهد  شد  

که  این  ارمغان  چه  مرتبه  و  مقام  والائی  دارد:

«قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ (86) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (87) وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ»

 (‌ای  پیغمبر!)  بگو:  من  از  شما  در  مقابل  تبلیغ  قرآن  و  رساندن  دین  خدا  هیح  پاداشی  نمی‌طلبم‌،  و  از  زمره مدعیان  (‌دروغین  نبوت  هم‌)  نیستم  (‌و  آنچه  میگویم  ساختگی  نبوده  و  از  پیش  خـود  به  هـم  نمی‌بافم‌)‌.  این  قرآن‌،  چیزی  جز  پند  و  اندرز  جهانیان  (‌و  مایه بیداری  جملگی  ایشان‌)  نمی‌باشد.  و  خبر  آن  را  بعد  از  مدت  زمانی  خواهید  دانست  (‌و  به  زودی  صدق  وعد  و  وعید  و  راستی  اخبار  و  کفتار  قرآن  را  هم  در  این  جهان  و  هم  در  آن  جهان  خواهید  دید)‌. (ص/86-88)

ا‌ین  چهار  مرحله‌ا‌ی‌که  موضوعات  سوره  را اين ‌گونه  بیان  می‌دارد  و  به  پیش  می‏‎برد،  دل  انسان  را  در  محلّّهای  نقش  زمین  شدن  و  هلاک‌گردیدن  پیشینیانی  به‌گردش  و  مـرخش  می‌برد  و  می‌گرداندکه  طغیان  کرده‌اند  و  قلدری  نموده‌اند  و  خویشتن  را  بر  پیغمبران  و  بر  مومنان  بالاتر  و  والاتر  دیده‌اند  و  شمرده‌اند.  سرانجام  هم  کارشان  به  شکست  و  خواری  و  نابودی  كشيده  است‌:

«جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ (11) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ (12) وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الْأَحْزَابُ (13) إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ»

اینان  که  اینجا  (‌در  شهر  مکه‌)  هستند،  سپاه  ناچیز  شکست  خورده‌ای  از  دسته‌ها  و  گروه‌هایند  (‌که  قبلاً  در  برابر  پیغمبران  علم  طغیان  برافراشته‌اند  و  سرانجام  مغلوب  گشته‌اند  و  تار  و  مار  شده‌اند)‌.  قبل  از  ایشان  نیز  قوم  نوح  و  عاد  و  فرعون  که  دارای  بناهائی  بلند  و  استوار  همچون  کوه  بوده‌اند  (‌پیغمبران  ما  را)  تکذیب  کرده‌اند.  و  قوم  ثمود  و  لوط  و  صاحبان  باغهای  فراوان  سر  درهم  کشیده  (‌به  تکذیب  پیغمبران  پرداخته‌اند  و  کیفر  خویش  را  دیده‌اند)‌.  اینان  همان  گروهها  و  دسته‌هایند.  (‌گروه‌ها  و  دسته‌های  ششگانه‌ای  که  نمونه‌ای  از  مردمان  کفرپیشه  و  ستمگر  تاریخند  و  بر  پیغمبران  شوریده‌اند  و  به  عذاب  الهی  گرفتار  آمده‌انـد)‌.  هریک  از  این  گروهها،  پیغمبران  را  تکذیب  کرده  و  عذاب  من  گریبانگیرشان  کشته  است‌.                  (‌ص‌/11-14) 

 این  سوره  این  صفحه  را  به  دل  انسان  نشان  می‌دهد،  صفحه  شکست  و  نابودی  و  هلاک  طاغیان  تکذیب‌کننده  را‌،  در  مقابل  ان  صفحه عزت  و  ا‌ستقرار  و  رحمت  و  رعایت  و  عنایت  یزدان  را  نشان  می‌دهدکه  یزدان  بهره  بندگان برگزیده  خود  فرموده  است‌،  و  آن  را  در  داستانهای  داوود  و  سلیمان  و  ایوب  به  تصویر  زده  است‌.  هم  این  صفحه  و  هم  آن  صفحه  را  در  واقعیت  زمین  نشان  می‌دهد،  و  آن‌گاه  این  دل  را  در  روز  قیامت  و  در  میان  شکلها  و  انوع  نعمت  و  رضایت  خداکه  در  فراسـوی  روز  قیامت  است‌،  به گشت  وگذار  می‌برد،  و  تصویرهائی  از  دوزخ  و  خشم  خدا  را  پیش  چشم  دل  می‌دارد،  به  گونه‌ای‌که  دل  انسان  نوع  دیگری  را  از  چیزهائی  می‌بیند  که  دو  گروه  مذکور  در  سرای  جاویدان  بدان  می‌رسند،  بعد  از  آن‌که  در  هـمین  سرای  نیستی  بدان  رسیده‌اند.  یعنی  آنان‌که  مزه خشنودی  خدا  و  عنایت  او  را  در  دنیا  چشیده‌اند  دیگر  باره  مزه خشنودی  خدا  و  عنایت  او  را  به  شکل  بهتری  و  خوشایندتری  می‌چشـند،  و  آنان  که  طعم  تلخ  خشم  خدا  را  دیده‌انـد،  دیگر  باره  خشم  خدا  و انتقام  او  را  از  خود  به  شکـل  ناگوارتری  می‏بینند  و  برای  همیشه  بدان‌گرفتار  می‌آیند.  واپسین  چرخش  وگردش  در  داستان  نخستین  انسان‌،  و  در  داستان  حسودی  و  گمراهی  نخستین  دشمن‌،  سر  داده  می‌شود.  نخستین  دشمنی  که  گامهای  گمراهان  را  از  روی  قصد  و  عمد،  و  با  همان  پافشاری  و  اصراری‌که  از  او  دیده  شده  است‌،  سمت  و  سو  می‌دهد  و  راه  می‏‎برد،  در  حالی‌که  گمرهان از  او  غافل  و  بی‌خبرند.

همچنین  در  لابلای  داستانها  نگرشی  می‌شود  که  دل  انسان  را  می‌پساید  و  لمس  می‌نماید  و  آ‌ن  را بیدا‌ر  و  هوشیار  می‌سازد  و  مطلع  از  حق  و  حقیقتی  می‌گرداندکه  در  ساختار  آسمان  و  زمین  نهفته  است‌،  حق  و  حقیقتی‌که  خدا  می‌خواهد  با  روانه‌کردن  پیغمبران  آن  را  میان  مردمان  در  زمین  مستقر  و  استوار  بفرماید.  از  آن  جمله‌:

  «  وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً » 

  ما  آسمانها  و  زمین  و  چیزهائی  را  که  در  بین  آن  دو  تا  است  بیهوده  نیافریده‌ایم‌.(‌ص/27) 

 این  نگرشی  است‌که  در  قرآن  نظائر  و  هم‌نهائی  دارد  ...  این  هم  حق  و  حقیقت  اصیلی  از  حقائق  ایـن  عقیده  است‌،  حقائقی‌که  ماده  اصیل  قرآن  مکی  است  .  .  .

هم  اینک  به  تفصیل  و  تشریح  می‌پردازیم‌:

(ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ  بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ  كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ )

صاد  .  .  .  سوگند  به  قران  پرآوازه  و  والا  و  یاداور  و  بیانگر  (‌ارزشهای  حقیقی