.

داوود  و  سلیمان  -  با  وجود  همه  اینها  -  انسانهائی  از  آدمیزادگان  بودند.  ضعف  بشری  و  عجز  بشری  بدیشان  روی  کرده  است‌،  و  رحمت  خدا  و  عنایت  خدا  آنان  را  دریافته  است‌،  و  ضـعف  و  عجزشان  را  جبران  نموده  است  و  از  ایشان  زدوده  است‌.  از  ایشان  توبه  و  ثبت  را  پذیرفته  است‌،  وگامهایشان  را  در  راه  خدا  استوار  داشته  است‌.

همراه  با  داستانهای  داوود  و  سلیمان‌،  رهنمود  و  رهنمون  پیغمبر  (ص)  صبر  و  شکیبائی  آمده  است‌،  صبر  و  شکیبائی  در  بر‌ابر  اذیت  و  آزاری  که  از  سوی  تکذیب‌کنندگان  بدو  دست  می‌دهد،  و  صبر  و  شکیبائی  در  چشم  دوختن  به  فضل  و  لطف  خدا  و  رعایت  و  عنایت  او،  هم  بدانگونه  که  داستان  داوود  و  داستان  مردمان  بیانگر  آن  است‌:

«اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ »‌.

در  برابر  چیزهائی  که  می‏‎گویند  شکیبا  باش‌،  و  به  خاطر  بياور  (‌پيغمبران  شکیبا،  از  جمله‌)  بنده  ما  داوود  قدرتمند  و  توانا  را.  واقعاً  او  (‌در  همه  کار  و  همه  حال  بـه  خدا  بازمی‌گشت  و)  بسـی  توبه‌کار  بود  ...  .(‌ص/17)  

تا  آخر  .  .  .

همچنین  داستان  ایوب  آمده  است‌.  این  داستان  امتحان  گرفتن  خدا  از  بندگان  خود  با  زیان  و  ضرر  است‌.  صبر  و  شکیبائی  ایوب  مثال  والای  صبر  و  شکیبائی  است‌.  داستان  ایوب  فرجام  نیک  و  حسن  عاقبت  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  بیان  می‌داردکه  چگو‌نه  خدا  او  را  با  رحمت  خود  دربرگرفته است  و  رنج  و  زحمت  او  را  جبران  فرموده  است‌.  رحمت  خدا  او  را  غرق  امواج  خویش  نموده  است‌،  و  دست  مهربانانه  خویشتن  را  بر  دردها  و  رنجهایش  کشیده  است  .  .  .  ذکر  این  داستان  برای  این  است  که  پیغمبر (ص)  و  مومنان  بدین  داستان  اقتداء  كنند  و  به  روال  آن  روند  در  زیانها  و  بلاها  و  تنگدستیها  و  رنجهائی‌که  در  مکه  بدو  و  به  مومنان  می‌رسانند.  این  داستان  بدیشان  می‌آموزدکه  به  رحمتی  بنگرند  و  چشم  امید  بدوزند  که  در  فراسوی  آزمایش  است‌،  رحمتی  که  از  خزائن  خدا  برمی‌جوشد  هر  وقت‌که  خدا  بخواهد  و  اراده  فرماید.

این  داستانها  بیشترین  بخش  سوره  را  پس  از  دیباچه  دربر  می‌گیرند،  و  مرحله  دوم  سوره  را  تشکیل  می‌دهند.  همچنین  این  سوره  پاسخ  می‌دهد  به  شتاب  و  عجله‌ای‌که  در  فرارسیدن  عذاب  داشتند،  و  می‌گفتند:

(رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ ).
پروردگارا!  سهم  (‌عذاب‌)  ما  را  پیش  از  روز  رستاخیز  و  حساب  و  کتاب  (‌قیامت‌)  به  ما  برسان‌.(‌ص‌/-116) 

 در  این  سوره  پس  از  ذکر  داستانها  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  عرضه  می‌شود،  صحنه‌ای  که  نعمت  پرهیزگاران  را  به  تصویر  می‌کشد،  نعمتی‌که  پرهیزگاران  چشم  به  راه  آن  هستند،  و  دوزخی  را  پیش  چشم  می‌دارد  که  منتظر  تکذیب‌کنندگان  است‌.  همچنین  این  صحنه  از  استقرار  معیارها  و  ارزشهای  حقیقی  موجود  در  میان  پرهیزگاران  و  تکذیب‌کنندگان  پرده  می‏‎پردازد،  معیارها  و  ارزشهای  حقیقی  و  راستینی  که  در  آخرت  پابرجا  می‌گردد  و  به  میان  می‌آید،  زمانی‌که  متکبّّران  و  خودبزرگ‌بینان  سرنوشت  خودشان  و  سرنوشت  فقیران  ضعیفی  را  می‌بینندکه  در  زمین  ایشان  را  به  تمسخر  می‌گرفتند  و  ناچیزشان  می‌شمردند،  و  بسیار  بعید  می‌دیدندکه  یزدان  ایشان  را  غرق  رحمت  خود  فرماید  و  لطف  و  مرحمتش  را  شاملشان  نماید.  آخر  آنان  جزو  بزرگان  و  از  زمره  سران  نبوده‌اند  .  .  .  در  همان  حال‌که  پرهیزگاران  فرجام  نیک  و  حسن  عاقبت  دارند:

«جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ (50) مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ (51) وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ »
(‌منزل  و  ماوائی  که‌)  باغهای  جاویدان  بهشت  و  محل  ماندگاری  همیشگی  است  و  درها(‌ی  آنجا)  به  روی  ایشان  باز  است  (‌و  پیوستـه  در  انتظارشان  است‌)‌.  در  آنجا  (‌راحت  و  آسوده  بر  تختها)  تکیه  می‌زنند  و  میوه‌های  فراوان  و  نوشیدنیهای  زیادی  را  می‌طلبند  (‌و  خدمتکاران  بهشتی  فوراً  خواستهایشان  را  برآورده  می‌کنند)‌.  در  کنار  ایشان  همسرانی  هستند  که  (‌با  زیبائی  و  ملاحتی  که  دارند  چشم  شوهران  خود  را  متوجه  خود  می‌کنند  و  از  دیگران  بازمی‌دارند،  و  به  سبب  زیبائی  شوهرانشان‌)  تنها  به  شوهرانشان  چشم  می‌دوزند،  و  جملگی  همسن  و  سال  می‌باشند  (‌و  در  میانشان  پیر  وجود  ندارد  و  گوئی  همه  در  یک  زمان  متولد  گردیده‌اند)‌.(‌ص‌/50-52)  

طاغیان  و  سرکشان  هم  بدترین  فرجام  را  دارند:

«  جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَاد هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ  وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ »  .             آن  دوزخ  است  که  بدانجا  درمی‌آیید  و  بدان  می‌سوزند،  و  چه  بد  جایگاه  و  قرارگاهی  است‌.  این  آب  داغ  و  خونابه  (‌اندام  دوزخیان  است  که  نوشیدنی  ایشان‌)  است‌،  باید  که  از  آن  پیوسته  بچشند  و  بخورند.  و  جز  این‌،  انواع  کیفرهای  دیگری  از  این  قبیل  دارند.(‌ص/‌56-٥٨)  

آنان  در  دوزخ  همدیگر  را  نفرین  می‌کنند  و  با  یکدیگر  دشمنان  می‌ورزند،  بیان  می‌دارند  که  چگونه  ایشان  مومنان  را  استهزاء  می‌کردند  و  به  تمسخرشان  می‌پرداختند:

«قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَباً بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ ‏ وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالاً كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ  أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيّاً أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ »

(‌سرانجام‌،  دوزخیان  به  همدیگر)  میگویند:  ما  چـرا  کسانی  را  نمی‌بینیم  که  (‌در  دنیا)  ایشان  را  از  زمره  بدان  و  بدکاران  به  حساب  می‌آوردیم‌؟  آیا  ما  (‌اشتباهاً  در  دنیا)  ایشان  را  حقیر  و  ناچیز  گرفته  بودیم  و  بدیشان  گپ  می‌زدیم  (‌و  هم  اینک  در  بهشت  بسر  می‌برند  و  از  مقرّّبان درگاه  یزدانند؟‌)  و  یا  این  که  (‌همان  گونه‌اند  که  ما  گمان  می‌بردیم  و  الان  در  دوزخند  و  در  میان  این  دودها  و  شعله‌های  اتش‌)‌،  چشمان  (‌نزدیک‌بین  ما)  ایشان  را  نمی‌توانند  ببینند؟‌. (ص/62-63)

  آنان  را  در  دوزخ  نمی‏‎یابند.  آخر  به  اطلاع  همگان  رسیده  است‌که  آنان  در  بهشتند!     این  هم  پاسخ  آن  شتاب  و  عجله  و  تمسخر  و  استهزاء  است‌)

این  صحنه  نیز  مرحله  سوم  سوره  را  تشکیل  می‌دهد.  همچنین  پاسخ  انكار  کردنشان  فرا  می‌رسد،  انکار  کردن  چیزی‌که  پیغمبر  ( ص )  ازکار  و  بار  وحی  بدیشان  خبر  می‌داد.  این  پاسخ  در  داستان  آدم ( ع )  با  جمع  فرشتگان  جلوه‌گر  می‌آید.  پیغمبر  ( ص )  در  میان  جمع  فـرشتگان  در  آن  ج