ی‌انداخت‌.

*<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:341.xml">سوره‌ي ص آيه‌ي 16-1</a><a class="folder" href="w:html:345.xml">سوره‌ي ص آيه‌ي 48-17</a><a class="text" href="w:text:349.txt">سوره‌ي ص آيه‌ي 64-49</a><a class="text" href="w:text:350.txt">سوره‌ي ص آيه‌ي 88-65</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:342.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:343.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:344.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي ص آيه‌ي 16-1
سوره‌‌ ص  مكّي و  ٨٨  آیه  است
بسم الله الرحمن الرحيم

ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ (1) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ (2) كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ (3) وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ (4) أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ (5) وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ (6) مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ (7) أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ (8) أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ (9) أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ (10) جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ (11) كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ (12) وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الْأَحْزَابُ (13) إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ (14) وَمَا يَنظُرُ هَؤُلَاء إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ (15) وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ (16)

این  سوره  مکی  است‌.  از  میان  موضوعهای  سوره‌های  مكي،  به  مساله  توحید  و  یگانه‌پرستی‌،  و  مساله  وحي  به  محمّد  (ص)  و  مساله  حساب  وکتاب  در  آخرت  

می‌پردازد.  این  سه  مساله  را  در  سرآغاز  خود  عرضه  می‌دارد،  سرآغازی  که  مرحله  اول  سوره  را  تشکیل  می‌دهد.  این  مرحله  از  آیات  ارزشمندی  فراهم  می‌گردد  که  فراتر  ازکلام  انسانند.  این  سوره  وحشت  و  دهشت  و  شگفت  و  شگرف  را  به  تصـویر  می‌کشد،  و  ناگهان  مشرکان  را  در  مکه  با  دعوت  پیغمبر  (ص)  از  آنان  به  سوی  توحید  و  یگانه‌پرستی‌،  و  اطلاع  دادن  بدیشان  از  داستان  وحی  وگزینش  او  به  عنوان  پیغمبری  از  سوی  خدا،  رویاروی  می‌سازد:

« وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ . أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ . وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ . مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ . أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا ؟  »‌.

در  شگفتند  از  این  که  بیم‌دهنده‌ای  از  خودشان  به  سویشان  آمده  است‌،  و  کافران  می‌گویند:  این‌،  جادوگر  بسیار  دروغگوئی  است‌.  آیا  او  بجای  این  همه  خدایان‌،  به  خدای  واحدی  معتقد  است‌؟  واقعاً  این  (‌حرفی  که  می‌زند)  چیز  شگفتی  است‌.  سرکردگان  ایشان  راه  افتادند  (‌و  به  یکدیگر  گفتند)  که  بروید  و  (‌محکم  به  بتان  خویش  بچسبید  و)  بر  (‌عبادت‌)  خدایان  خود  ثابت  و  استوار  باشید.  این  همان  چیزی  است  که  خواسته  می‌شود.  ما  در  آئین  دیگری،  این  (‌یکتاپرستی‌)  را  نشنیده‌ایم‌.  این  جز  دروغ  ساختگی  نیست‌.  آیا  از  میان  همه  ما،  قرآن  بر  او  نازل  شده  است‌؟‌.            (‌ص‌/4-8)

  این  سوره  همچنین  استهزاء  و  تمسخر  مشرکان‌،  و  انکار  عذابی  از  سوی  ایشان  را  به  تصویر  می‌کشدکه  یـزدان  آنان  را  بدان  به  عنوان  جزا  و  سزایشان  تهدید  می‌فرماید:

(وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ). 

 (‌کافران  مسخره‌کنان‌)  میگویند:  پروردگارا!  سهم  (‌عذاب‌)  ما  را  پیش  از  روز  رستاخیز  و  حسـاب  و  کتاب  (‌قیامت‌)  به  ما  برسان‌.(‌ص‌/16)  

این  را  بسی  سنگین  می‌دیدندکه  یزدان  سبحان  مردی  را  از  میان  ایشان  برگزیند،  تا  جدای  از  همگان  قرآن  بر  او  نازل  شود،  و  این  مرد  محمّد  پسر  عبدالله  باشد،‌کسی‌که  تا  به  حال  ریاستی  بر  ایشان  نداشته  است  و  در  میانشان  فرمانروائی  نکرده  است‌!  بدین  خاطر  خداوند  بزرگوار  در  سرآغاز  سوره  به  عنوان  پیروی  بر  سنگین  شمردن  و  ناگوار  دیدن  این  امر  از  سوی  ایشان‌،  و  به  عنوان  پیروی  برگفتارشان  این  پرسش  آنان  را  ذکر  می‌فرماید:

«أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا ؟  »‌.
آیا  از  میان  همه  ما،  قرآن  بر  او  نازل  شده  است‌؟‌.   (‌ص‌/٨) 

 از  ایشان  نیز  می‌پرسد:          

(أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ؟ أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ)  .      

  راستی  مگر  گنجهای رحمت  پروردگار  بسیار  با  عزت  و  بس  بخشاینده  تو در  دست  ایشان اسـت‌؟  (‌تا  هرکه  را  که  بخواهد  نبوت  بدهند  وهرکس  را  که  بخواهند  محروم  سازند؟‌!)‌.  یا  مالکیت  و حاکمیت  آسمانها  و  زمین  و  چیزهائی  که  در  میان  آن  دو  است‌،  ازآن  ایشان  است‌؟  اگر  چنین است  با  وسائل  و  اسباب  (‌لازمه  صعودی  که  در  دست  دارند،  به  سوی  آسمانها)  بالا  روند  (‌و هرگونه  که  خود  می‌خواهند  حکومت  کنند،  و  به  هر  کس  که  می‌خواهند  وحی  بفرستند)‌.                    (‌ص‌/٩‌، 10)  

خداوند  این  پرسشها  را  از  ایشان  می‌کند  تا  بـدیشان  بگو‌ید:  وقتی‌که  خدا  بخواهد  در  رحمت  را  برای‌کسی  بازکند،  چیزی  نمی‌تواند  آن  در  رحمت  را  ببندد.  در  مالکیت  آسمانها  و  زمین  هیچ  چیزی  مـتعلق  به‌کسـی  نیست  و  هیچ‌کسی  سهمی  در  آن  ندارد.  تنها  خدا  است  که  در  رزق  و  رحمت  خود  را  برای  هرکس‌که  بخواهد  می‌گشاید.  یزدان  سبحان  از  میان  بندگان  خود  هركس را  که  سزاوار  خیر  و  خوبی  ببیند  او  را  برمی‌گزیند.  تنها  خدا  است  که  نعمتهای  بی‌شمار  و  بی‏حساب  و  بدون  حد  و  مرز  خویش  را  به  بندگانش  عطاء  می‌فرماید.  در  روند  سخن  اینجا  داستان  داوود  و  داستان  سلیمان  آمده  است‌،  

و  از  نبوت  و  ملک  و  مملکت  فراخ  و  فراوانـی  سخن  رفته  است‌که  بدانان  داده  است‌.  از  مسخرکردن‌ کوه‌ها  و  پرندگان  و  جنیان  و  بادها  برای  ایشان  صحبت‌گردیده  است‌که  افزون  بر  ملک  و  مملکت  و  خزینه‌ها  و  گنجینه‌های  زمین  و  سلطه  و  قدرت  وکالا  بدیشان  داده  شده  است