یده  یزدان  کند.

سخن  خدا  برتری  و  پیشی‌گرفت‌،  و  قضا  و  قدر  خدا  بر  آن  رفت‌،  و  زمان  وعده‌اش  فرارسید،  و  قانون  و  سنت  او  ثابت  و  استوار  و  حاصل  و  پایدار  شد،  قانون  و  سنتی‌که  تخلف  نمی‌پذیرد  وکناره‌گیری  نمی‌کند  و  در  موقع  خود  سر  می‌رسد  و  صورت  می‌گیرد:

(وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ).

وعده  ما  راجع  به  بندگان  فرستاده  ما  قبلاً  (‌در  لوح  محفوظ‌)  ثبت  و  ضبط  گشته  است‌.  و  آن  این  که  ایشان  قطعاً  یاری  می‌گردند،  ولشکر  ما  حتماً  پیروز  می‌شوند.  

در  وقت  اعلان  این  وعده  قاطعانه‌،  و  این  فرمان  پیشین  و  سرمدی  خدا،  یزدان  سبحان  به  پیغمبر  خود (ص)‌دستور  می‌فرماید  از  آنان  دست  بدارد  و  ایشان  را  به وعده  و  فرمان  خدا  بسپارد،  و  بپاید  و  منتظر  بماند  تا  آنان  را  ببیند  در  آن  حال  و  احوالی‌که  سخن  خدا  پیاده  شده  است  و  وعده  او  تحقق  پذیرفته  است‌.  آنان  را  رهاکند  تا  بعدها  خودشان  ببینند  و  با  دیده  سر  مشاهده‌کنندکه  چه  می‌شود:

«فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ .وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ . أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ؟ فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ . وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ .وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ»  .

از  آنان  دست  بدار  و  ایشان  را  تا  مدت  زمانی  معین  به  حال  خود  واگذ‌ار.  (‌آن  وقت‌)  نگاهشان  کن  (‌که  چه  بلائی  بر  سرشان  می‌آید)  و  آنان  خود  بالاخره  خواهند  دید  (‌هزیمت  خویش  را  و  نصرت  شما  را)  آیا  عذاب  ما  را  با  شتاب  می‌خواهند؟‌!  (‌مگر  خرد  ندارند؟‌!)  هنگامی  که  عذاب  ما  در  حیاط  منازلشان  (‌و  در  میدان  زندگیشان‌)  فرود  آمد،  بیم‌شدگان  چه  بامداد  بدی  خواهند  داشت‌!  دست  از  آنان  بدار  و  ایشان  را  تا  مدت  زمانی  معین  به  حال  خود  واگذار.  (‌آن  وقت‌،  کار  آشفته  و  وضع  پریشان  ایشان  را)  تو  ببین‌،  و  آنان  خودشان  هم  (‌فرجام  بد  و  حال  تباه  خویش  را)  خواهند  دید.

از  آنان  روی  بگردان  و  دست  بردار.  بدیشان  پشت‌ کن  و  توجهی  بدانان  مکن  و  بدیشان  اهمّیت  مده‌.  ایشان  را  به  روز  و  روزگاری  واگذارکه  آنان  را  در  آن  خواهی  دید،  و  آنان  هم  خواهند  دیدکه‌ کار  به‌کجا  کشیده  است  و  فرجام‌کار  چه  شده  است‌،  و  وعده خدا  در  حق  تو  و  در  حق  ایشان  عاقبت  بـه  کجا  انجامیده  است‌.  آنان  در  فرارسیدن  عذاب  ما  شتاب  می‌ورزند!  واویلا  به  حالشان  در  آن  زمانی  که  عذاب  ماگریبانگیرشان  می‌گردد!  عذاب  ما  وقتی‌که  مردمانی  را  فراگیرد  آنچه  نباید  بر  سرشان  می‌آورد،  و  هرچه  نشاید  یقه  ایشان  را  می‌گیرد،  آن  نباید  و  نشایدی‌که  قبلاً  از  آن  بیم  داده  شده‌اند.  فرمان  روی‌گرداندن  از  ایشان  و  دست  برداشتن  از  آنان‌،  و  دستور  توجه  نکردن  و  اهمّیت  ندادن  بدانان‌،  و  تهدید  و  بیم  پیچیده  در  لابلای  سخن  از  آن‌کار  هراس‌انگیز  را  تکرار  می‌فرماید:

(وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ).

از  آنان  دست  بدار  و  ایشان  را  تا  مدت  زمانی  معین  به  حال  خود  واگذ‌ار.                                                       

همچنين  اشاره  بدان  هول  و  هراسی  را  تکرار  می‌فرمایدکه  روی  خواهد  داد:

(وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ).

(‌آن  وقت‌،  کار  آشفته  و  وضع  پریشان  ایشان  را)  تو ببین‌،  و  آنان  خودشان  هم  (‌فرجام  بد  و  حال  تباه  خویش را)  خواهند  دید.

آنان  راکوتاه  و  مختصر  رها  می‌سازد  تا  اشاره  به  هول  و هراس  وحشتناک  داشته  باشد. 

*   

 این  سوره  را  با  تنزیه  و  تقدیس  یزدان  سبحان‌،  و  اختصاص  دادن  او  به  عزت  و  قدرت  مطلق  فراوان‌،  و  درود  خدا  بر  پیغمبران،  و  اعلان  حمد  و  سـپاس  یزدان  یگانه  جهان‌،  آفریدگار  بدون  انباز  جهانیان‌،  خاتمه  می‌دهد:

(سُبْحَانَ رَبِّكَ - رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ . وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ .وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ).

پاک  و  منزه  است  خداوندگار  تو  از  توصیفهائی  که  (‌مشرکان  در  باره  خدا  به  هم  می‌بافند  و  سر  هم‌)  می‌کنند،  خداوندگار  عزت  و  قدرت‌.  درود  بر  پیغمبران‌!  سـتایش‌،  یزدان  را  سزا  است  که  خداوندگار  جهانیان  است‌.

این  خاتمه  مناسب  با  موضوعات  سوره  است‌،  و  چکیده  مسائل  و  قـضایائی  است‌که  این  سوره  بدانها  برداخته  است‌.

* به  مناسب  باددستی  و  نه  از  آن‌،  یزدان  سبحان  به  طور  کلی  به  میانه‌روی  در  هزینه‌کردن  و  بخشش  نمودن  دستور  می‌فرماید:

(وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا )‌.

دست  خود  را  بر  گردن  خویش  بسته  مدار  (‌و  از  کمک  دیگران  خودداری  مکن  و  بخیل  مباش‌،‌)  و  آن  را  فوق‌العاده  گشاده  مساز  (‌و  بذل  و  بخشش  بی‌حساب  مکن  و  اسراف  محوز،  بدان‌گونه‌)  که  سبب  شود  از  کار  بمانی  و  مورد  ملامت  (‌این  و  آن‌)  قرارگیری  و  لخت  و  غمناک  گردی‌.

توازن  و  تعادل‌،  قانون  بزرگی  در  برنامه  اسلامی  است‌.  غلو  و  زیاده‌روی  هم  همچون‌کوتاهی  ورزیدن  و  تنگ چشمی‌کردن  به  توازن  و  تعادل  زیان  می‌رساند.  تعبیر  قرآنی  در  اینجا  روال  و  شیوه  تصویرگری  خود  را  در  پیش  می‏‎گیرد،  و  بخل  و  تنگچشمی  را  به  صورت  دست  بسته‌ای  برگردن  ترسیم  می‌کند،  و  اسراف  و  باددستی  را  نیز  به  صورت  دست‌کاملا  باز  وگشوده‌ای  که  چیزی  را  نگاه  ندارد  به  تصویر  می‌کشد،  و  فرجام  بخل  و  تنگچشمی  و  فرجام  اسراف  و  باددستی  را  به  شکل‌نشستنی  همچو‌ن‌نشستن  شخص‌سرزنش  شده‌و

بی‌چیزوغمناکی  نشان  می‌دهد.  محسوربه  معنی  حسیر  است‌.  حسیر  در  لغت  به  چهارپائی‌گفته  می‌شودکه  نتواند  راه  برود  و  حرکت‌کند،  و  به  سبب  ضعف  و  عجز  بایستد.  بخیل  و  تنگچشم  نیز  چنین  است‌.  بخل  و  تنگچشمی  او  را  درمانده  و  ناتوان  می‌کند  و  از  حرکت  بازميدارد.  درنتیجه  برجای  می‌ایستد.  مسرف  و  باددست  نیز  اسراف  و  باددستیش  کار  او  را  به  جائی  ميکشاندکه  بسان  شخص  درمانده  و  ناتوان  بایستد  و  از  حرکت  بازماند.  انسان  در  هر  دو  حالت  بخل  و  تنگچشمی‌،  و  اسراف  و  باددستی‌،  سرزنش  می‏‎گردد.  لذا  بهترین‌کارها  میانه‌روی  است‌.

آن‌گاه  روند  قرآنی  -  فرمان  به  میانه‌روی  پیروی  می‌زند  بد‌ین  مضمون‌که  رازق  و  روزی‌رسان  یزدان  است ‌.  یزدان  است‌که  بر  رزق  و  روزی  می‌افزاید  و  آن  را  فراخ  و  فراوان  می‌نماید،  و  او  است‌که  رزق  و  روزی  راکاهش  می‌دهد  وکاستی  می‌بخشد  و  انسان  را  به  تنگنا  می‌کشاند.  خداکه  دهنده  رزق  و  روزی  است  خودش  به  میانه‌روی  در  بذل  و  بخشش  و  خرج  و  هزینه  دستور  می‌دهد:

«إِنَّ رَبَّكَ يَبْ