رزند  زاده  است‌!  قطعا  ایشان  دروغـویند.

حتی  آنان  برابر قضاوت  عرف  مشهورشان  و  منطق  شائع شان‌که  می‌گوید:  پسران  مقدم  بر  دختران  هستند،  ایشان  دروغگویند.  اخر  چگونه  خدا  دختران  را  بر  پسران  ترجیح  داده  است  و  به  خویشتن  اختصاص  فرموده  است‌؟!

« أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ؟! »  .

آیا  خدا  دختران  را  بر  پسران  ترجیح  داده  است  (در  صورتی  که  به  گمان  شما  پسران  از  دختران  بهترند؟‌!  تازه  اگر  برابر  اندیشه  تباه  شما  هم  بود،  می‌بایست  خدا  پسران  را  نصیب  خود  کند؛  نه  دختران  را!)‌.

اظهار  شگفت  می‌فرماید  از  قضاوتی  که  در  آن‌،  منطق  شائع  میان  خودشان  را  فراموش  می‌کنند:

(مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ؟ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؟)‌. 

 چه  چیزتان  شده  است‌،  چگونه  داوری  مـی‌کنید؟  (‌هیچ  می‌فهمید  چه  می‌گوئید؟‌!)  آیا  یادآور  نمی‌گردید  (‌و  از  این  بی‌خبریها  بـه  خود  نمی‌آئید،  و  از  این  بیهوده‌گوئیها  دست  برنمی‌دارید؟‌)‌.

سند  و  دلـيل  این  داوری  را  ازکجا  مـی‌آورند؟  چگونه  همچون  حکمی  را  گمان  می‏‎برند؟

« أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ »‌.

یا  این  که  شما  دلیل  روشن  و  روشنگری  (‌در  این  زمینه‌)  دارید؟  اگر  راست  میگوئید  (‌که  دلیل  و  برهانی  دارید)  کتاب  خود  را  بیاورید  و  بنمائيد.

افسانه  دیگری‌،  افسانه  پیوند  موجود  در  میان  یزدان  سبحان  و  جنیان  است‌:

«  وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً. وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ»  .

آیا  معتقد  به  خویشاوندی  و  نزدیکی  میان  خدا  و  جنیان  هستند.  در  صورتی  که  جنیان  می‌دانند  که  مشـرکان  (‌و  هم  خودشان‌،  اگر  شـرک  بورزند،  در  مـیان  دوزخ‌)  حاضر  آورده  می‌شوند.

عربها  گمان  می‏بردند  که  فرشتگان  دختران  خدایند  و  جنیان  آنان  را  برای  خدا  زاده‌اند  و  به  دنیا  آورده‌اند!  این  است  حسب  و  نسب  و  خویشاوندی  و  قرابتی‌که  گمان  می‌بردند)  جنیان  که  می‌دانند  آنان  آفریدگانی  از  آفریدگان  یزدان  سبحان  هستند،  و  این  که  آنان  در  روز  قیامت  با  اجازه  خدا  حاضر  آورده  می‌شوند.  این  هم  معامله  حسب  و  نسب  و  خویشاوندی  و  دامادی  نیست‌!  در  اینجا  ایزد  سبحان  ذات  خود  را  از  همچون  تهمت  ناروا  و  دروغ  شاخداری  پاک  و  منزه  می‌فرمابد:

«  سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ »  .

خداوند  پاک  و  منزه  است  از  توصیفهائی  که  (‌این  گروه  مشرک  و  خرافه‌پرست‌)  می‏‎کنند.

از  این  جنیانی  که  زورکی  آنان  را  در  عذاب  حاضر  می‌کنند  و  گرد  می‌آورند،  دسته‌ای  از  آنان  کـه  ایمان  آورده‌اند  مستثنی  می‌گردند.  در  میان  جنیان  هم  مومنانی  بوده‌اند:

(إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)  .

مگر  بندگان  مخلص  خدا  (‌که  در  دوزخ  گرد  آورده  نمی‌شوند)‌.

به  مشرکان  و  به  خداگونه‌هائی  که‌گمان  می‌برده‌اند  و  می‌پرستیده‌اند،  و  حتی  به  عقائد  منحرفی  که  داشته‌اند،  خطاب  می‌شود.  بدیشان  از  سوی  فرشتگان  خطاب  می‌شود،  همان‌گونه‌که  از  تعبیر  سخن  برمی‌آید:

(فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ .مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ. إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ .وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ . وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ . وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ).

 شما  و  چیزهائی  که  پرستش  می‌کنید،  هرگز  نمی‌توانید کسی  را  با  فتنه  و  فساد  از  خداپرستی  منحرف  سازید  (‌و  به  بت‌پرستی  بکشانید)‌.  مگر  کسی  را  که  مائل  باشد  به  آتش  دوزخ  بسوزد.  هریک  از  ما  مقام  مشخص  و  جایگاه  جداگانه‌ای  داریـم  (‌و  در  آنجا  و  در  آن  پست  به  انجام  وظیفه  مشغول  و  گوش  به  فرمان  یزدانیم‌)‌.  و  ما  جملگی  (‌برای  اطاعت  یزدان  و  اجراء  فرمان  خداوند  سبحان‌)  به  صف  ایستاده‌ایـم  (‌و  کسی  از  ما  جـرات  حرکت  از  جای  خود،  و  گـام  بیرون  نهادن  از  دائره  حوزه  کارش  را  ندارد)‌.  و  ما  جملگی  به  تسبیح  و  تقدیس  خدا  مشغولیم  (‌و  ستایشگران  ایزد  بیچونیم‌)‌.

یعنی  قطعاً  شما  و  چیزهائی‌که  می‌پرستید  نمی‌توانید  بندگان  خدا  را  تباه  و  منحرف  سازید  و  ایشان  راگول  بزنید  و  فریب  دهید.  هرگز  شما  نمی‌توانید  بندگان  او  را  گمراه  سازید،  مگرکسانی  را  که  از  اهل  دوزخ  بشمار  آمده‌اند،  کسانی  که  مقدر  و  مقررگردیده  است  به  دوزخ  درآیند  و  بدان  بسوزند.  شما  نمی‌توانیدکسانی  را  تباه  و  منحرف  سازیدکه  دل  مومن  و  فطرت  سالمی  داشته  باشند  و  از  زمره مومنان  فرمانبردار  باشند.  بـه  دوزخ  افروزینه  خود  را  دارد  و  افروزینه  آن  از  نوع  ویژه‌ای  است‌.  سرشت  همچون  کسانی  ایشان  را  برای  تباه  شدن  و  منحرف  گردیدن  آماده  می‌سازد،  و  آنان  را  آماده  شنیدن  وسوسه‌ها  و  سخنان  گول  زنـندگان  و  مفسدان  می‌گرداند.

فرشتگان  افسانه  ا‌یشان  را  پاسخ  می‌دهند  و  می‌گویند:  هریک  از  ما  مقام  مشخص  و  جایگاه  جداگانه‌ای  داردکه  از  آن  تخطی  و  تجاوز  نمی‌کند.  ما  بندگانی  از  آفریدگان  خدائیم‌.  ما  دارای  وظائف  و  تکالیفی  در  اطاعت  و  فرمانبرداری  هستیم.  ما  برای  نماز  به  صف  می‌ایستیم‌،  و  به  حمد  و  ثنای  خدا  می‌پردازیم‌.  هریک  از  ما  در  مقام  و  درجه‌ای‌که  دارد  می‌ایستد  و  پا  ازگلیم  خود  فراتر  نمی‌گذارد  .  .  .  خدا،  خدا  است  و  بس.

*
آن‌گاه  روند  قرآنی  برمی‏گردد  تا  از  مشرکانی  سخن  بگوید  که  همچون  افسانه‌هائی  را  پخش  می‌کنند.  بدین  منظور  عهدها  و  وعده‌هایشان  را  عرضه  می‌دارد،  در  آن  روزی‌که  آ‌نان  بر  ا‌هل‌کتاب  حسادت  می‏بردند  چون اهل  کتاب  بودند،  و  می‌گفتند:  اگر  ما  ذکر،  یعنی‌کتابی  از  کتاب‌های  آسمانی  انبیاء  پیشین  -  از  قبیل  ابراهیم  یا  پیغمبرانی  که  پس  از  او  مبعوث  گردیده‌اند  -  می‌داشتیم  دارای  مرتبه‌ای  از  ایمان  می‌شدیم  که  ما  را  به  خاطر  آن  یزدان  سبحان  از  بندگان  خاص  خود  می‌کرد  و  ما  را  برمی‌گزید:

(وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ : لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْراً مِّنْ الْأَوَّلِينَ . لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ).

 هرچند  مشرکان  (‌پیش  از  بعثت‌)  مـی‌گفتند:  اگر  کتابی  همچون  کتابهای  (‌آسمانی‌)  پیشینیان  می‌داشتیم‌،  ما  قطعاً  بندگان  مخلص  خدا  می‌شدیم‌.

وقتی‌که  کتابی  به  سویشان  آمدکه  بزرگ‌ترین‌کتابهائی  است  که  به  زمین  نازل  گـردیده  است‌،  چیزی  راکه  می‌گفتند  فراموش  نمودند  و  برعکس  آن‌کردند:  

(فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ )‌.

(‌آرزوی  آنان  جامه  عمل  به  خود  پوشید  و  بزرگ‌ترین  کتاب  آسمانی  قرآن  برای  ایشان  فرو  فرستاده  شد)  و  ایشان  بدان  کفر  ورزیدند،  و  فرجام  کار  خود  را  خواهند  دانست‌.  

تهدید  نهانی‌که  در