 الْجَحِيمِ (163) وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ (164) وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ (165) وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ (166) وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ (167) لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْراً مِّنْ الْأَوَّلِينَ (168) لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (169) فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (170) وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ (171) إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ (172) وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (173) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ (174) وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (175) أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ (176) فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ (177) وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ (178) وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ (179) سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ (180) وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ (181) وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (182)

در  پرتو  داستانهائی‌که  مرحله  دوم  سوره  آنها  را  ذکر  کرد،  و  در  پرتو  چیزهائی‌که  حقیقت  رابطه  میان  یزدان  و  بندگانش  دربرگرفته  است‌،  و  چگو‌نه  با  این  حقیقت  تکذیب‌کنندگان  راگرفتار  و  به  جزا  و  سزای  خود  رسانده  است‌،  تکذیب‌کنندگانی‌که  جز  خدا  را  می‌پرستیده‌اند،  یا  برخی  از  آفریده‌هایش  را  انباز  خدا  می‌دانسته‌اند،  و  در  پرتو  خود  همین  حقیقت‌که  درس  نخست  سوره  در  برداشت،  در  این  مرحله  واپسین  سوره  پیغمبر  (ص) را  رهنمون  و  رهنمود  می‌فرمایدکه  راجع  بدین  افسانه  با  ایشان  مجادله  و  مباحثه  کند،  افسانه‌ای  که  در  آن  گمان  می‏بردند  که  فرشتگان  دختران  خدایند،  و  افسانه  دیگری  که  در  آن  آمده  است‌که  مشرکان‌گمـان  می‏بردند  میان  خداوند  سبحان  و  میان  جنیان  خویشاوندی  و  حسب  و  نسب  برقرار  است!  همچنین  یزدان  منان  به  پیغمبر  (ص) دستور  می‌فرماید  بگو‌ید  به  مشرکانی  که  پیش  از  این  رسالت  آرزو  می‌کردند  و  می‌گفتند  اگر  خدا  پیغمبری  را  در  میانشان  برانگیزد  از  او  پیروی  می‌کنند  و  راهیاب  می‌شوند  و  آمادگی  هدایت  را  دارند،  چـرا  وقتی  که  پیغمبر  (ص)  به  سویشان  روانه  شده  است‌کافر  می‌گردند؟‌..  این  سوره  با  نگارش  وعده‌ای‌که  خدا  به  پیغمبران  خود  می‌دهد،  وعده  این  که  پیغمبران  سرانجام  پیروز  می‌گردند،  و  با  تنزیه  یزدان  سبحان  از  هـرآنچه  مشرکان  او  را  بدان  وصف  می‌کنند،  و  با  توجه  دادن  به  حمد  و  سپاس  یزدان‌،  یعنی  پروردگار  جهانیان‌،  خاتمه  می‌پذیرد.

(فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ  أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثاً وَهُمْ شَاهِدُونَ  أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ  وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ  أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ  أَفَلَا تَذَكَّرُونَ  أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ)‌.

از  آنان  (‌که  ساکن  مکه  بوده  و  به  دنبال  خرافات  راه  افتاده  و  معتقدند  که  فرشتگان  دختران  خدایند)  بپرس  که  آیا  دختران  ازآن  پروردگار  تو  باشند  و  پسران  ازآن  خودشان‌؟  (‌آیا  این  عادلانـه  است‌؟‌)‌.  یا  این  که  (‌وقتی  که‌)  ما  فرشتگان  را  به  صورت  ماده  می‌آفریدیم‌،  ایشان  ناظر  (‌بر  خلقت  فرشتگان‌)  بوده‌اند؟  هان‌!  آنان  تنها  از  روی  دروغها  و  تهمتهای  بهم  بافته  خود  می‌گویند:  خداونـد  فرزند  زاده  است‌!  قطعاً  ایشان  دروغگویند.  آیا  خدا  دختر ان  را  بر  پسران  ترجیح  داده  است  (‌در  صورتی  که  به  گمان  شما  پسران  از  دختران  بهترند؟  تازه  اگر  برابر  اندیشه  تباه  شما  هم  بود،  می‌بایست  خدا  پسران  را نصیب  خود  کند؛  نه  دختران  را!)‌.  چه  چیزتان  شده  است‌،  چگونه  داوری  می‌کنید؟  (‌هیچ  می‌فهمید  چه  می‌گوئید؟‌!)‌.  آیا  یادآور  نمی‌کردید  (‌و  از  این  بـی‌خبریها  به  خود  نمی‌آئید،  و  از  این  بیهوده‌گوئیها  دست  برنمی‌دارید؟‌!)‌.  یا  این  که  شما  دلیل  روشن  و  روشنگری  (‌در  این  زمینه‌)  دارید؟  اگر  راست  میگوئید  (‌که  دلیل  و  برهانی  دارید)  

کتاب  خود  را  بیاورید  و  بنمائید.

یزدان  سبحان  افسانه  ایشان  را  از  هر  طرف  محاصره  می‌کند  و  سوراخها  و  سنبه‌های  آن  را  می‌گیرد.  با  آنان  با  منطق  خودشان  و  من  مـحیطی‌که  در  آن  زندگی  می‌کنند  صحبت  می‌کند  و  اظهار  دلیل  می‌نماید.  ایشان  پسرن  را  بر  دختران  ترجیح  ميدادند.  تولد  نوزاد  دختر  را  درد  و  رنج  مـی‌دانسـتند.  دختر  را  آفریده‌ای  می‌دانستندکه  مرتبه  پائین‌تری  از  پسر  داشت‌.  با  وجود  این  ادعاء  می‌کردندکه  فرشتگان  دخترند،  و  آنان  دختران  خدا  هستند!

خدا  در  اینجا  با  ایشان  برابر  منطق  خـودشان  بـه  پیش  می‌رود،  و  با  منطق  خـودشان  محکومشان  مـی‌سازد  تا  ا‌ندا‌زه  بیهودگی  و  یاوه‌سرا‌ئی  همچون  افسانه‌ای  را  درک  و  فهم‌کنند  و  به  هیچی  و  پوچی  آن  حتی  برابرمعیارها  و  مقیاسهای  معمول  و  متداول  خـود  پی  ببرند:

(فَاسْتَفْتِهِمْ... أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ؟)‌. 

 از  آنان  (‌که  ساکن  مکه  بوده  و  به  دنبال  خرافات  راه  افتاده  و  معتقدند  که  فرشتگان  دختران  خدایند)  بپرس  که  آیا  دختران  ازآن  پروردگار  تو  باشند  و  پسران  ازآن  خودشان‌؟  (‌آیا  این  عادلانه  است‌؟‌)‌.

آیا  وقتی‌که  دختران  -‌ همان‌گونه‌که  ادعاء  می‌کنند  -  مرتبه  پائین‌تری  از  پسران  دارند،  دختران  را  برای  پروردگارشان  درنظرگرفته‌اند  و  پسران  را  برای  خود  به  حساب  آورده‌اند؟‌ا  یا  این  که  خدا  دختران  را  برای  خود  برگزیده  است  و  پسران  را بدیشان  داده  ا‌ست‌؟!  هم  این  تقسیم‌بندی  و  هـم  آن  تقسیم‌بندی  نادرست  است  و  با  منطق  خودتان  هم نمی‌خواند.  از  ایشان  در  باره  این‌گمان  نابجا  و  نادرست  بپرس.

از  آنان  همچنین  بپرس‌که  سرچشمه  این  افسانه  کجا  است  و  چگو‌نه  پیدا  شده  است  و  شکل‌گرفته  است‌؟  از  کجا  علم  و  اطلاع  پیدا  کرده‌اندکه  فرشتگان  دختر  هستند؟  آیا  آنان  ناظر  آفرینش  فرشتگان  بوده‌اند  و  ا‌ین  است‌که  بر  جنسیت  ایشان  آگاهی  یافته‌اند؟

(أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثاً وَهُمْ شَاهِدُونَ ؟  )  .

یا  این  که  (‌وقتی  که‌)  مـا  فرشتگان  را  به  صورت  ماده  می‌آفریدیم‌،  ایشان  ناظر  (‌بر  خلقت  فرشتگان‌)  بوده‌اند؟‌.  

متن‌گفتار  دروغین  و  بهم  بافت‏های  را  بيان  می‌داردکه  از  زبان  خدا  نقل  و  روایت  می‌كند  و  می‌گویند:

« أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ :وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ »  .

هان‌!  آنان  تنها  از  روی  دروغها  و  تهمتهای  به  هم  بافته  خود  می‌گویند:  خداوند  