  یادآور  این  رخداد  بزرگ  باشدکه  به  عنوان  مشعلی  فروزان  بر  قله  حقیقت  ایمان  و  اطاعت  زیبا،  و  سترگی  تسلیم  یزدان  جهان  پایدار  و  برقرار  می‌ماند.  ملت  مسلمان  بدین  رخداد  سترگ  برمی‏گردد  تا  حقیقت  پدرشان  ابراهیم  را  درک  و  فهم‌کنند،  ابـراهیمی‌که  امّت  اسلامی  از  او  پیروی  می‌کند  و  حسب  و  نسب  و  عقیده  و  باورش  را  به  ارث  می‏‎برد،  و  سرشت  عقیده  و  باوری  را  باید  درک  و  فهم  بکندکه  با  آن  استوار  و  ماندگار  می‌ماند،  یا  بر  آن  پایدار  و  برقرار  می‌شود.  و  باید  بداند  که  عقیده‌اش  تسلیم  رضا  و  قدر  خدا  با  رضا  و  رغبت  شدن  و  اطاعت  و  فرمانبرداری  کردن  و  با  یقین  و  اطمینان  دستور  یزدان  را  لبیک‌گفتن  و  به  راه  او  رفتن  است‌،  بدون  این‌که  از  پروردگار  خود  بپرسدکه  چرا؟  ملت  مسلمان  نباید  در  پیاده  کردن  خواست  یزدان  کوچک‌ترین  تردید  و  درنگي  به  خود  راه  دهد،  و  باید  نخستین  اشاره  یزدان  سبحان  و  نخستین  رهنمون  و  رهنمود  ایزد  منان  برای  او  بس  باشد.  او  باید  فوراً  به  پیاده‌کردن  اراده  خدای  مهربان  بپردازد،  و  برای  خود  از  نفس  خود  چیزی  برجای  نگذارد  و  بلکه  همه  چیز  خود  را  فدای  خواست  خدا  نماید.  ملت  مسلمان  نباید  در  چیزی‌که  به  خدا  تقدیم  می‌دارد  شکـلی  و  شیوه‌ای  را  برگزیند،  مگر  بدان  شکل  و  بدان  شیوه‌ای‌که  خدایش  دستور  می‌دهدکه  آن  گونه  و  آن  جور  باشد  و  بشود!

گذشته  از  این  باید  ملت  مسلمان  بداندکه  پروردگارش  نمی‌خواهد  آنان  را  با  امتحان  و  آزمون  شکنجه  دهد  و  بیازارد.  بلکه  خدا  از  ایشان  می‌خواهد  که  فرمانبردار  و  لبیک‌گویان  و  وفای  به  عـهدکنندگان  و  وظیفه  انجام‌دهندگان‌،  به  سویش  بیایند.  تسلیم  فرمان  باشند  و  بدو  پیشنهادی  ندهند  و  بر  او  پیشی  نگیرند.  هرگاه  خدا  از  ملت  مسلمان  در  این  امور  صدق  و  صداقت  را  ببیند،  ایشان  را  از  فداکاریها  و  قربانی  دادن  و  دردها  و  رنجها  معاف  می‌فرماید،  و  آن  امور  را  برایشان  وفای  به  عهد  و  ادای  وظیفه  محسوب  می‌دارد،  و  آن  کارها  را  از  آنان  می‌پذیرد  و  بلاگردان  و  عوض  آنها  را  بدیشان  می‌دهد  و  می‌رساند،  و  ایشان  را  گرامـی  و  بزرگوار  می‌کند  همان‌گونه‌که  پدرشان  را  گرامی  و  بزرگوارکرده  است‌.  (وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ )‌.

و  نام  نیک  او  را  در  میان  ملتهای  بعدی  باقی  گذاردیم  (‌و  اسوه  آیندگان  با  ایمان  و  قدوه  پاکبازان  جهانش  کردیم‌)‌.  

ابراهیم  در  طول  اعصار  و  قرون  به  نیكي  یاد  می‌شود  و  نام  او  بر  زبان  نسلهای  پیاپی  به  نیکی  می‌رود.  ابراهیم  به  تنهائی  ملتی  است‌.  او  به  پدر  پیغمبران  ملقب  می‌شود.  او  پدر  این  ملت  مسلمان  نیز  است‌.  این  ملت  مسلمان  وارث  ملت  او  است‌.  خدا  برای  این  ملت  مسلمان  رهبری  جامعه  بشریت  را  نوشته  است  و  باید  این  رهبری  را  برابر  آئین  ابراهیم  انجام  دهد.  خداوند  ملت  مسلمان  را  نوادگان  و  پس‌ماندگان  و  حسب  و  نسب  ابراهیم  تا  روز  جزا  و  سزای  قیامت‌کرده  است‌.

(سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ).
درود  بر  ابراهیم‌!.

درود  خدا  از  سوی  پروردگار  ابراهیم  بر  ابراهیم  باد،  درودی  که  درکتاب  جاودانه‌اش  آن  را  می‌نگارد،  و  آن  را  برصفحات  بزرگ  وسترگ  هستی  ثبت  وضبط  می‌فرماید.

(كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ).
ما  اینگونه  نیکوکاران  را  پاداش  خیر  خواهیم  داد.

  ما  این‌گونه  نیكو‌کاران  را  با  آزمون‌،  و  وفای  به  عهد،  و  به  نيكی  نام  بردن‌،  و  درود،  و  بزرگداشت،  پاداش  خیر  می‌دهیم‌.

(إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ)‌.
چرا  که  او  از  بندگان  با  ایمان  ما  بود.

این  پاداش  ایمان  است‌.  این  حقیقت  ایمان  است  که  آزمایش  روشن  پرده  از  آن  برداشته  است‌.

آن‌گاه  دوباره  پروردگار  ابراهیم  بار  دیگر  بر  ابراهیم  با  فضل  و  لطف  و  نعمت  و  عنایت  خود  جلوه‌گر  می‌آید  و  بدو  در  سن‌کهنسالی  اسحاق  را  می‏بخشد،  و  ابراهیم  و  اسحاق  را  مبارک  می‌گرداند،  و  اسحاق  را  پیغمبری  از  میان  شایستگان  می‌نماید:

(وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيّاً مِّنَ الصَّالِحِينَ .وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ)‌.

ما  او  را  به  (‌تولد)  اسحاق  که  پیغمبر  و  از  زمره  صالحان  بود،  مژده  دادیم‌.  و  ما  به  ابراهیم  و  (‌فرزندش‌)  اسحاق  خیر  و  برکت  دادیم  (‌در  عمر  و  زندگی،  در  نسلهای  آینده‌،  در  مکتب  و  ایمان‌،  و  .  .  .)‌.

بعد  از  آن  دو،  دودمان  ایشان  به  یکدیگر  می‌رسد  و  می‌پیوندد.  ولی  وراثت  این  دودمان  وراثت  خون  و  حسب  و  نسب  نیست‌.  بلکه  این  وراثت‌،  وراثت  دین  و  برنامه  است‌.  پس  هرکس  از  ابراهیم  و  اسحاق  پیروی‌کند  نیک‌کار  است‌،  و  هرکس  منحرف‌گردد  به  خود  ستم  می‌کند  و  حسب  و  نسب  دور  یا  نزدیک  بدو  سودی  نمی‌رساند:

(وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ ).

از  دودمان  این  دو،  افرادی  نیکوکار  به  وجود  آمدند،  و  هم  افرادی  که  (‌به  خاطر  عدم  ایمان‌)  آشکارا  به  خود  ستم  کرد‌ند.

*
از  زمره  دودمان  ابراهیم  و  اسحاق‌،  موسی  و  هارون  بودند:
(وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ  وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ  وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ  وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ  وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ  وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ  إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ  إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ)‌.  

 ما  به  موسی  و  هارون  واقعآ  نعمتهای  گرانبهائی  بخشیدیم‌.  .آنان  و  قوم  ایشان  را  از  غم  و  اندوه  بزرگ  (‌اذیت  و  آزار  فرعون  و  فرعونیان‌)  نجات  دادیم‌.  و  آنان  را  یاری  کردیم  تا  (‌بر  دشمنانشان‌)  پیروز  شدند.  و  به  آن  دو  کتاب  روشنگر  (‌احکام  دین‌،  و  بیانگر  رهنمودهای  امور  زندگی  آن  روزی‌)  عطاء  کردیم  (‌که  تورات  است‌)‌.  و  آن  دو  را  به  راه  راست  رهنمود  کردیم  (‌که  راه  انبیاء  و  اولیاء  است‌،  و  خطر  انحراف  و  گمراهی  و  سقوط  در  آن  وجود  ندارد)‌.  و  نام  نیک  آنان  را  در  اقوام  بعد  باقی  گذاردیم.  درود  بر  موسی  و  هارون‌!  ما  اینگونه  نیکوکاران  را  پاداش  می‌دهیم‌.  آن  دو  نفر،  از  زمره  بندگان  مومن  ما  بودند.

این  پرتوی  از  داستان  موسی  و  هارون  است‌که  فضل  و  لطف  خدا  را  در  حق  آن  دو  جلوه‌گر  می‌سازد،  فضل  و  لطفی‌که  درگزینش  و  بعثت  آنان‌،  و  نجات  آنان  و  قوم  ایشان  «‌از  غم  و  اندوه  بزرگ)‌»  پدیدار  و  نمودار  می‌آید.  غم  و  اندوه  بزرگ‌که  داستان  موسی  و  هارون  آن  را  در  سوره‌های  دیگر  شرح  و  بسط  می‌دهد.  فضل  و  لطف  خدا  در  حق  آنان  همچنین  جلوه‌گر  و  پدیدار  م