ز  و  درمانده  است‌.  آنچه  می‌توانیم  این  است‌که  تصدیق  بکنیم  و  باور  داشته  باشیم  بدان  چیزهائی‌که  از  سوی  خدا  در  باره  آنها  گفته  شده  است‌.  آیا  ما  در  باره  چیزی  از  چیزهای  جهان  جز آگاهی  سطحی  داریم‌؟‌!  آیا  از  چیزی  جز  پوسته  آن  را  می‌دانیم‌؟‌!

مهم‌این  است‌که  این  شیاطینی‌که  از  رسیدن  به جهان  بالا  و  والای  فرشتگان  بازداشته  می‌شوند،  و  نمی‌گذارند  به  چیزهائی‌که  در  جهان  بالا  و  والای  فرشتگان  می‌گذرد  گوش  فرادارند،  همان  شیاطینی  هستندکه  مدعیان  ادعاء  مـی‌کنند که  میان  آنـان  و  میان  یزدان  قرابت  و  خویشاوندی  برقرار  است‌!  اگر  چیزی  از  این  چیزها  درست  می‏بود  رفتار  با  شیاطین‌ کاملا  تغییر  می‌کرد  و  به  گونه  دیگر‌ی  با  ایشان  رفتار  مـی‌شد،  و  سرنوشت  نزدیکان  و  خویشان  و  دامادان  -  به  گمان  مشرکان  - راندن  ایشان  و  نشانه  رفتن  به  سویشان  و  برای  همیشه  سوزاندنشان  و  به  عذاب  گرفتار کردنشان  نمی‌بود!

*
بعد  از  ذکر  فرشتگان‌،  و  ذکر  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  در  میان  آن  دو  است‌،  و  ذکر  ستارگانی‌که  آسـمان  نزدیک  را  می‌آرایند،  و  ذکر  شیاطین  سرکش  و  متمرد  و  تیرهای  آذرخشی  که  به  سویشان  نشـانه  مـی‌رود  و  انداخته  می‌شود  و  بدانان  می‌رسد  و  از  پایشان  درمی‌آورد،  یزدان  سبحان  پیغمبر  (ص)  را  مکلف  و  موظف  می‌فرمایدکه  از  مشرکان  و  ناباوران  بپرسد  آیا  آفرینش  ایشان  سخت‌تر  ا‌ست  یا  آ‌فرینش  ا‌ین  مخلوقات‌؟  وقتی  که  این  آفریده‌ها  سخت‌تر  و  نیرومندتر  هستند  پس  چرا  باید  از  مساله  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  حیران  بشوند  و  به  دهشت  بیفتند  و  آن  را  به  تمسخرگیرند،  و  وقوع  آن  را  بعید  بدانند؟  در  صورتی  که  زنده  گرداندن  قابل  مقایسه  با  آفرینش  این  آفریده‌های  بزرگ  نیست‌:

(فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَم مَّنْ خَلَقْنَا؟ إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ  بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ  أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ؟) .

(به  منکران  بعث  و  قیامت  بگو  و)  از  ایشان  پرس  و  جو  کن  که  آیا  آفرینش  (‌دوباره‌)  ایشان  سخت‌تر  و  دشوارتر  است  یا  آفرینش  (‌آسمانها  و  زمین  و  فرشتگان  و  سائر)  چیزهائی  که  آفریده‌ایم‌؟  ما  که  ایشان  را  از  گل  چسـبنده  نـاچیزی  (‌در  آغاز  خلقت  انسان‌)  آفریده‌ایم  (‌و  بر  آفرینش  آنان  توانا  بوده‌ایم‌.  لذا  سهل  و  ساده  ایشان  را  بازآفرینی  می‌کنیم  و  مشکلی  در  این  امر  نمی‌بینیم‌)‌.  امّا  تو  (آن‌قدر  مساله  معاد  را  مسلم  و  واضح  می‌بینی  که  از  ناباوری  ایشان‌)  تعجب  می‌کنی‌،  و  ایشان  (‌آن‌قدر  مساله  معاد  را  محال  و  ناممکن  می‌دانند  که  هم  تو  و  هم  معاد  را)  مسخره  می‌کنند.  و  هنگامی  كه  بدانان  (‌قدرت  خدا  و  ادله  قیامت‌)  تذکر  داده  شود،  متذکر  و  پندپذیر  نمی‌گردند.  (‌و  به  کفر  و  شرک  و  زشتکاریهای  خود  ادامه  مـی‌دهند)‌.  و  هرگاه  معجزه‌ای  (‌از  معجزات‌)  یا  دلیلی  (‌از  دلائل  دال  بر  قدرت  خدا)  را  ببینند،‌(‌نـه  تـنها  خود  به  تمسـخـر  می‌پردازند،  بلکه‌)  دیگران  را  به  مسخره  کردن  فرا  می‌خوانند.  و  خواهند  گفت‌:  این  (‌چیزی  که  ما  می‌بینیم‌)  جز  جادوی  آشکار  و  روشنی  نیست‌.  آیا  هنگامی  که  مردیم  و  خاک  و  استخوان  گشتیم‌،  ما  زنده  گردانده  می‌شویم‌؟‌!  آیا  پدران  و  نیاکان  گذشته  ما  نیز  (‌زنده  می‌گردند  که  سالیان  سال  است  مرده‌اند  و  ذرات  وجودشان  در  پهنه  زمین  پراکنده  و  نابود  شده  است‌؟‌!)‌. 

 از  ایشان  پرس  و  جو  كن  و  بپرس‌:  وقتی‌که  فرشتگان‌،  آسمانها  و  زمین  و  هرچه  در  میان  آن  دو  است‌،  شیاطین‌،  ستارگان‌،  و  آذرخشها،  همه  از  زمره  آفریده‌های  خدایند،  آیا  آفرینش  آنان  سخت‌تر  و  دشوارتر  از  آفرینش  ایـن  هـه  جهانها  وکیهانها  و  آفریده‌ها  است‌؟

منتظر  پاسخ  ایشان  نمی‌ماند،  چه  کار  پیدا  و  هویدا  است‌.  بلکه  این  یک  پرسش  انکاری  و  برای  شگفت  از  حـال  شگرف  ایشان  است‌.  برای  نشان  دادن  غـفلت  آنان  از  چیزهای  پیرامـونشان  است‌.  برای  استهزاء  سنجش  و  تمسخر  ارزیابی  امور  از  جانب  ایشان  است‌.  بدین  جهت  ماده  اولیه  آفرینـش  آنان  را  بر  ایشان  عرضه  می‌دارد،‌که  گل  نرم  و  چسبنده  و  برگرفته  از  بخشی  از  همین  زمین  است‌،  زمینی‌که  يكی  از  آن  آفریده‌ها  است‌:

(إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ )‌.

ما  ایشان  را  از  گل  چسبنده  ناچیزی  (‌در  آغاز  خلقت  انسان‌)  آفریده‌ایم‌.

خلقت  آنان  قطعاً  سخت‌تر  و  دشـوارتـر  از  خلقت  آن  آفریده‌ها  نیست‌!  در  این  صورت  موضعگری  ایشـان  مایه  شگفت  است‌.  آنان  آیـات  خدا  را  به  تمسخر  می‌گیرند،  و  وعده‌ای  راکه  بدیشان  داده  می‌شود  مبنی  بر  این‌که  رستاخـیز  و  زندگی  دوباره‌ای  در  پیـش  است  مورد  استهزاء  قرار  می‌دهند!  این  تمسخر  و  استهزاء  ایشان‌،  شگفت  و  شگرف  را  در  دل  پیغمبر  (ص)  ایجاد  می‌کرد.  او  تعجب  می‌فرمود  چرا  باید  بدین  موضعگیری  خود  ادامه  دهند:

(بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ).

امّا  تو  (‌آن‌قدر  مساله  معاد  را  مسلم  و  واضح  می‌بینی  که  از  ناباوران  ایشان‌)  تعجب  می‌کنی‌،  و  ایشان  (‌آن‌قدر  مساله  معاد  را  محال  و  ناممکن  می‌دانندكه  هم  تو  و  هم  معاد  را)  مسخره  می‌کنند.  و  هنگامی  که  بدانان  (‌قدرت  خدا  و  ادله  قیامت‌)  تذکر  داده  شود،  متذکر  و  پندپذیر  نمی‌گردند.  (‌و  به  کفر  و  شرک  و  زشتکاریهای  خود  ادامه  می‌دهند)‌.  و  هرگاه  معجزه‌ای  (‌از  معجزات‌)  یا  دلیلی  (‌از  دلائل  دال  بر  قدرت  خدا)  را  ببینند،  (‌نه  تنها  خود  به  تمسخر  می‌پردازند،  بلکه‌)  دیگران  را  به  مسخره  کردن  فرا  می‌خوانند.

می‌سزد  که  پیغمبر  خدا  (ص)  از  کار  و  بارشان  تعجب  کند.  مومنی  که  خدا  را  در  دلش  می‏‎بیند  همان‌گونه‌که  محمّد  (ص)  آن  را  می‌بیند،  و  نشانه‌های  شناخت  و  قدرت  خدا  را  آشکارا  بدین‌گونه  آشکار،  و  بسیار  ایـن  چنین  بسیار  می‏‎بیند،  بدون  شک  تعجب  می‌کند  و  به  دهشت  و  وحشت  می‌افتد  از  این‌که  چگو‌نه  دلها  باید  کور  بشوند  و  این  همه  نشانه‌های  شناخت  و  قدرت  را  نبینند؟‌)  و  چگو‌نه  ممکن  است  این  چنین  موضعگیری  و  موقعیت  شگفت‌آوری  را  در  برابر  نشانه‌های  شگرف  و  فراوان  یزدان  به  خود  بگیرند؟‌ا

در  همان  زمان‌که  پیغمبر  خدا  (ص)  این‌گونه  از  ایشان  تعجب  می‌کند،  آنان  این  مساله  روشن  و  آشکار  را  به  تمسخر  مـی‌گرفتند،  مساله  روشن  و  آ