گه  دلها  را  به  تدبر  و  تفکر  در  باره  ساختار  رب  غفور  فراخواند،  و  به  سوی  ایمان  به  وحدانیت  آفریدگار  زیبانگار  گرداننده  و  چرخاننده  و  اداره‌کننده  جهان  بکشاند،  و  در  پرتو  آثار  ساختار  یگانه  موجود  در  وجودکه  هیچ‌گونه  اختلافی  در  قالب  دقیق  و  جمیل  آن  یافته  نمی‌شود،  به  شناخت  خدا  برساند  و  نائل  گرداند.

مناسبت  ذکر  این  صفت  از  صفات  یگانه  یزدان  در  این  مقام‌،  این  بود.  خواهیم  دیدکه  ذکر  آسمان  و  ذکر  مشرقها  مناسبت  دیگری  در  آیاتی  دارد  که  ذكرشان  بعد  از  این  آیات  خواهد  آمد،  زمانی‌که  سخن  به  میان  خواهد  آمد  از  ستـاره‌ها  و  سيّـاره‌ها  و  از  آذرخـشها  و  شيـطانها  و  تیرهای  شهابی‌که  به  سویشان  نشانه  می‌رود.

*
(إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (6) وَحِفْظاً مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ (7) لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ (8) دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (9) إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ)‌.

ما  نزدیک‌ترین  آسمان  (‌به  شما)  را  با  زینت  ستارگان  آراسته‌ایم‌.  ما  آن  را  از  هر  شیطان  متمردی‌،  كاملاً  حفظ  کرده‌ایـم‌.  آنان  نمی‌توانند  به  گروه  والامقام  (‌و  صدرنشینان  عالم  ملکوت‌،  که  فرشتگان  کبارند)  دزدکی  گوش  فرادهند  (‌و  اسرار  غیب  را  بشنوند)  چرا  که  از  هر  سو  به  سویشان  (‌تیرهای  شهاب‌)  نشانه  می‌رود.  آنان  سخت  (‌به  عقب  رانده  می‌شوند  و  از  صحنه  آسمان‌)  طرد  می‏‎گردند،  و  عذاب  به  تمام  و  کمالی  (‌در  دنیا)  و  دائمی  و  سرمدی  (‌در  آخـرت‌)  دارنـد.  و  امّا  از  آنان  هر  که  با  سرعت  استراق  سمعی  کند،  فوراً  آذرخشی  سوراخ‌کننده  (‌جوّ  آسمان  و  بدن  آن  شیطان‌)  به  دنبال  او  روان  می‏‎گردد  (‌و  وی  را  می‌سوزاند  و  نـابودش  می‌گرداند)‌.

روند  قرآنی  بعد  از  آن‌که  در  سرآغاز  سوره‌،  بخش  ویژه  فرشتگان  را  در  آن  افسانه  پسوده  است  و  لمس  نموده  است‌،  هم  اینک  بخش  دوم  آن  افسانه  را  می‌پساید  و  لمس  می‌نماید  که  مربوط  به  شیاطین  است‌.  مردمان  گمان  می‌بردند  که  میان  یزدان  و  میان  جنیان  قوم  و  خویشی  است‌.  برخی  از  مردمان  بر  اساس  این  گمان‌،  و  بر  اساس  این‌که  معتقد  بودند  شیاطین  با  جهان  والای  فرشتگان  ارتباط  دارند،  غیب  را  می‌دانـند،  شیاطین  را  می‌پرستیدند!

بعد  از  ذکر  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  در  میان  آن  دو  است‌،  و  بعد  از  ذکر  مشرقها،  چه  مشرقهای  ستارگان  و  سیارگان‌،  و  چه  مشرقهای  پیاپی  نواحی  و  بخشهای  زمین‌،  و  چه  اینها  و  چه  آنها  و  نورها  و  پرتوهائی‌که  در  آنها  است‌،  از  ستارگان  سخن  می‌رود:

(إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ).
ما  نزدیک‌ترین  آسمان  (‌به  شما)  را  با  زینت  ستارگان  آراسته‌ایم‌.

نگاهی  انداختن  به  آسمان  برای  دیدن  این  زینت  و  آرایش  بسنده  است‌.کافی  است  به  آسمان  خیره  شد  و  متوجه‌گردید  زیبائی  و  جمال‌،  عنصری  است‌که  در  ساختار  زیربنائی  این  جهان  منظور  و  مقصود  بوده  است‌،  و  صنعت  صانع  سبحان  در  اساس  و  پایه  جهان‌،  دارای  زیبائی  ساختار  و  جمال  هماهنگ  است‌،  و  زیبائی  و  جمال  در  جهان  جوهری  و  ریشه‌دار  است  نه  عرضی  و  سطحی‌،  و  طرح  و  نقشه  جهان  بر  زیبابی  و  جمال  ساختار،  استوار  و  پایدار  است‌،  همان‌گونه  که  درست  یک  اندازه  برکمال  وظیفه  جا  و  پابرجا  است‌.  چه  هر  چیزی  در  جهان  به  اندازI  لازم  و  بـه  مقدار  ضروری  است‌،  و  هر  چیزی  در  جهان  وظیفه  خود  را  با  دقت  انجام  می‌دهد،  و  جهان  رویهمرفته  زیبا  و  دل‌انگیز  است‌.

آسمان‌،  و  پراکندگی  ستارگان  در  آن‌،  زیباترین  منظره‌ای  است‌که  چشم  بر  آن  می‌افتد،  و  چشم  از  بسیار  نگـاه  کردن  بدان  خسته  و  رنجور  نمی‌گردد.  هر  ستاره  و  هر  سیاره‌ای  با  نور  خود  چشمک  و  سوسو  می‌زند.  انگـار  هر  ستاره  و  هر  سیاره‌ای  چشم  محبت  است  و  دزدانه  و  زیر  زیرکی  به  تو  نگاه  می‌اندازد.  وقتی  تو  بدان  خیره  می‌شوی  چشم  برهم  نمی‌نهد  و  پنهان  می‌شود،  و  وقتی  که  از  آن  روی  می‌گردانی  می‌درخشد  و  پرتو  می‌افکند!  تغییر  جای  دادن  ستاره‌ها  و  سیاره‌ها  و  هر  شب  در  منزلی  از  منازل  خود  بودن  و  دم  به  دم  تغییر  جایگاه  دادن  لذتی  داردکه  جان  انسان  از  وراندازکردن  آن  هرگز  ملول  و  رنجور  نمی‌شود!

آن‌گاه  آیه  بعدی  مقرر  می‌داردکه  این  ستارگان  و  سـیارگان  وظیفه  دیگـری  دارند.  برخی  از  آنها  آذرخشهائی  هستندکه  با  آنها  به  سوی  شیاطین  نشانه  می‌روند  تا  به  جهان  والای  فرشتگان  نزدیک  نشوند: 

(وَحِفْظاً مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ  لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ)  .

ما  آن  را  از  هر  شیطان  متمردی‌،  کاملاً  حفظ  کرده‌ایم‌.  آنان  نمی‌توانند  به  گروه  والامقام  (‌و  صدرنشینان  عالم  ملکوت‌،  که  فرشتگان  کبارند)  دزدکی  گوش  فرادهند  (‌و  اسرار  غیب  را  بشنوند)  چرا  که  از  هر  سو  به  سویشان  (‌تیرهای  شهاب‌)  نشانه  می‌رود.  آنان  سخت  (‌به  عقب  رانده  می‌شوند  و  از  صحنه  آسمان‌)  طرد  می‌گردند،  و  عذاب  به  تمام  و  کمالی  (‌در  دنیا)  و  دائمی  و  سرمدی  (‌در  آخرت‌)  دارند.  و  امّا  از  آنان  هر  که  با  سرعت  استراق  سمعی  کند،  فوراً  آذرخشی  سوراخ‌کننده  (‌جو  آسمان  و  بدن  آن  شیطان‌)  به  دنبال  او  روان  می‏‎گردد  (‌و  وی  را  می‌سوراند  و  نابودش  می‌گرداند)‌.

برخی  از  ستارگان  انداختنی  هستند  و  آسمان  را  از  هر  شیطان  سرکشی  و  متمردی  حفظ  مـی‌کنند،  و  آن  را  از  گوش  فرا  دادن  شیاطین  به چیزی‌که  در  جهان  بالا  و  والای  فرشتگان  می‌گذرد  مصون  و  محفوظ  می‌دارنـد.  هرگاه  شیطانی  کوشید  گوش  فرادارد،  آذرخشهائی  او  را  از  هر  سو  دربر  می‌گیرند  و  می‌قاپند  و  سخت  وی  را  طرد  می‌کنند  و  می‌رانند.  همچون  شـیطانی  در  آخـرت  نیز  عذاب  پیاپی  و  ناگسیخته‌ای  دارد.  گاهی  شیطان  سرکش  و  متمردی  دزدکی  چیزی  را  تند  و  سریع  می‌رباید  از  چیزهائی‌که  در  جهان  بالا  و  والای  فرشتگان  می‌گذرد.  فوراً  آذرخشی  او  را  دنبال  می‌کند  و  در  فرو  آمدن  بدو  می‌رسد  و  او  را  دربر  می‌گیرد  وکاملا  وی  را  می‌سوزاند.

ما  نمی‌دانیم  چگو‌نه  شیطان  متمرد  و  سرکش  گوش  فرامی‌دهد،  و  چگو‌نه  چیزی  را  تند  و  سریع  برمی‌گیرد  و  می‌رباید  و  دریـافت  مـی‌نماید،  و  چگونه  آذرخش  سوراخ‌کننده  و  سوزاننده  به سـویش  نشانه  می‌رود  و  انداخته  می‌شود.  زیرا  همه  اینها  غیب  هستند  و  سرشت  بشری  ما  از  تصور  چگونگی  اینها  عا