(‌سـخن‌)  چکامه‌سرای  دیوانه‌ای‌،  معبودهای  خویش  را  رها  سازیم‌؟‌!.(‌صافات/36) 

 پاسخ  بدیشان  هم  چنین  می‌آید:
( بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ).
(‌امّا  او  شاعر  و  مجنون  نیست  و)  بلکه  حق  را  آورده  و  پیغمبران  را  تصدیق  کرده  است‌.  (‌محتوای  دعوت  محمّد  و  هماهنگی  آن  با  دعوت  انبیاء‌،  دليـل  صدق  گفتار  او  است‌)‌.                                          (‌صافات‌/37) 

 به  مناسبت‌گمراهی  آنان  و  تکذیب  ایشان‌،  زنجیره‌ای  از  داستانهای  پیغمبران  را  عرضه  می‌دارد،  پیغمبرانی  از  قبیل‌:  نوح‌،  ابراهیم  و  پسرانش‌،  موسی‌،  هارون‌،  الیاس‌،  لوط  و  یونس‌.  در  این  زنجیره  داستانها  رحمت  خدا  و  کمک  او  به  پیغمبران  خود،  وگرفتار  ساختن  تکذیب  کنندگان  عذاب  و  عقاب  و  تنبیه  و  توبیخ،  پیدا  و  هویدا  است‌:

(وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ  وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ  فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ  إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ).

قبل  از  اینان  هم‌،  اکبر  پیشینیان  گمراه  بوده‌اند  (‌چون  مثل  همین  مشرکان  از  نیاکانشان  تقلید  کرده‌اند  و  کورکورانه  مسیر  ایشان  را  پیموده‌اند)‌.  و  ما  در  میانشان  بیم‌دهندگانی  (‌برانگیختیم  و  به  سویشان‌)  روانه  کردیم‌.  بنگر  که  فرجام  کار  بیم  داده  شدگان  چه  شده  است‌؟‌!  (‌همه  نابود  شده‌اند  و  عبرت  تاریخ  گشته‌اند)‌.  مگر  بندگان  پاکیزه  و  برگزیده  خدا،  (‌که  از  این  مهلکه  جان  به  در  برده‌اند  و  به  بهشت  نعیم  و  فوز  عظیم  رسیده‌اند)‌.                                     (‌صافات‌/71-74)  در  میان  این  زنجیره  داستانها  داستان  ابراهیم  با  پسرش  اسماعیل  به  گونه  ویژه‌ای  پدیدار  و  نمودار  می‌گردد.  داستان  ذبح  کردن  و  قربان  و  فدا  نمودن  است‌.  در  این  داستان  فرمانبردا‌ری  کردن  و  تسلیم  فرمان  یزدا‌ن  شدن  در  زیباترین  و  دل‌انگیزترین  و  ژرف‌ترین  و  والاترین  شکل  خود  جلوه‌گر  می‌شود،  و  به  قله  اوجی  می‌رسدکه  جز  ایمان  خالصی  بدان  نمی‌رسدکه  جانها  را  بدان  افق  بلند  درخشان  بالا  می‌برد  و  نائل  می‌گرداند.

*
انگیزه‌های  الهامگرانه‌ای  که  با  عرضه  کردن  موضوعات  و  مسائل  این  سوره  همراهی  و  همگامی  دارد،  به  صورت  روشن  و  آشکاری  جلوه‌گر  می‌آید  در:

صـحنه  آسمان  و  ستاره‌ها  و  آذرخشها  و  نشانه  رفتنهای آن‌:

( إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ  وَحِفْظاً مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ  لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ دُحُوراً وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ  إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ). 

ما  نزدیک‌ترین  آسمان  (‌به  شما)  را  با  زینت  ستارگان  آراسته‌ایـم‌.  ما  آن  را  از  هر  شیطان  متمردی‌،  کاملاً  حفظ  کرده‌ایم‌.  آنان  نمی‌توانند  به  گروه  والامقام  (‌و  صدرنشینان  عالم  ملکوت‌،  که  فرشتگان  کبارند)  دزدکی  گوش  فرادهند  (‌و  اسرار  غیب  را  بشنوند)  چرا  که  از  هر  سو  به  سویشان  (‌تیرهای  شهاب‌)  نشانه  می‌رود.  آنان  سخت  (‌به  عقب  رانده  می‌شوند  و  از  صحنه  آسمان‌)  طرد  می‌کردند،  و  عذاب  به  تمام  و  کمالی  (‌در  دنیا)  و  دائمی  و  سرمدی  (‌در  آخرت‌)  دارند.  و  امّا  از  آنان  هر  که  با  سرعت  استراق  سمعی  کند،  فوراً  آذرخشی  سوراخ‌کننده  (‌جو  آسمان  و  بدن  آن  شیطان‌)  به  دنبال  او  روان  می‏‎گردد  (‌و  وی  را  می‌سوزاند  و  نابودش  میگرداند)‌.(‌صافات/6-10)  

و  در  صحنه‌های  قیامت  و  موقعیتهای  هیجان‌آور  و  عجیب  و  غریب  آن‌،  و  رخدادهای  ناگهانی  شگفت  و  شگرف‌،  وشرمندگیهای  سخت  آن  ...

صحنه‌هائی‌که  این  سوره  آنها  را  دربر  دارد  واقعاً  دارای  قالب  بی‏نظیر  و  بی‌همتائی  است‌.  ما  این  را  لمس  خواهیم  نمود  و  خواهیم  پسود،  وقتی‌که  در  جای  خود  در  این  سوره  به  طور  مفصل  عرضه  می‌شود،  و  زمانی‌که  در  لابلای  داستانها  و  موقعیتها  و  الهامها  و  اشاره‌ها  از  آن  سخن  می‌رود.  به  ویژه  وقتی‌که  داستان  ابراهیم  و  پسر  قربانیش  اسماعیل  (ع)  به  میان  می‌آید،  و  انگیزه‌های  الهامگرانه  در  اینجا  به  قله  اوجی  می‌رسد  که  دلها  را  ژرف  و  سخت  به  تکان  در  می‌آورد.

گذشته  از  این‌،  آهنگ  موسیقی  در  این  سوره  دارای  جنبه  و  جذبه  و  نوا  و  آ‌وا‌ی  ویـژه‌ای  است‌،  با  شکلها  و  سایه‌روشنها  و  صحنه‌ها  و  موقعیتها  و  الهامها  و  ا‌شاره‌های  پیاپی  ژرف  خود  آب  و  هوای  خاص  خویش  را  پیدا  کرده  است‌.

روند  سوره  در  عرضه‌کردن  موضوعات  خود  سه  مرحله  اصلی  را  طی  می‌کند:

مرحله  اول  متضمّن  افتتاح  سوره  با  سوگند  خوردن  بدان  گروه‌های  فرشتگان  است‌:

«وَالصَّافَّاتِ صَفّاً  فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً  فَالتَّالِيَاتِ ذِكْراً »  .

قسم  به  آنان  که  (‌در  مقام  عبودیت  و  انقیاد)  محکم  صف  کشیده‌اند!  و  قسم  به  آنان  که  سخت  باز  می‌دارند!  و  قسم  به  آنان  که  پیاپی  (‌آیات  خدا  را)  تلاوت  می‌کنند.  (صا‌فات‌/1-3)  

فرشتگانی‌که  به  ذکر  و  یاد  وحدانیت  خدا  می‌پردازند،  خدای  خاورها،  و  آراینده  و  زینت  دهنده  آسمان  با  ستاره‌ها.  سپس  مساله  شیاطین  پیش  کشیده  می‌شود،  و  ازگوش  فرادادن  و  استراق  سمع‌کردن  آنان  از  جهان  والای  فرشتگان‌،  و  از  تیرهای  شهاب  سوزاننده  و  سوراخ‌کننده  نشانه  رفتن  به  سوی  همچون  شیاطین  و  اهریمنانی‌،  سخن  می‌رود.  به  دنبال  این  امر،  پرسشی  از  ایشان  می‌شود:

(أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقاً ؟)  .

آیا  آفرینش  (‌دوباره‌)  ایشان  سخت‌تر  و  دشوارتر  است‌؟‌.(‌صافات‌/11)

یا  آفرینـش  آن  آفریدگان‌،  از  قبیل‌:  فرشتگان‌،  آسمان‌،  ستارگان‌،  شیاطین‌،  آذرخشها؟

این  پرسش  بدان  خاطر  است  تا  آنچه  در  باره  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  می‌گویند،  جاهلانه  و  بی‌خردانه  به  نظر  آید،  و  آنچه  آن  را  بعید  می‌شمردند  و  وقوع  آن  را  به  تمسخر  می‌گرفتند  اثبات  شود.  بدین  خاطر  روند  قرآنی  آن  صحنه  طولانی  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  و  حساب  وکتاب  و  نعمتهای  بهشت  و  عذاب  دوزخ  را  نشان  می‌دهد  و  پیش  چشم  می‌دارد.  این  صحنه‌،  بی‌همتا  و  بی‏نظیر  است‌.

مرحله دوم  می‌آغازد  با  بیان  این‌که  همچون  سرگشتگانی  در  میان  پیشینیان  نیز  هـمگو‌ن  و  همانند  داشته‌اند.  کسانی  بوده‌اند  که  پندها  و  اندرزها  و  ترسانندگان  و  بیم‌دهندگان  به  سویشان  آمده‌اند،  امّا  اغلب  مردمان‌،  سرگشته  و  گمراه  شده‌اند.  سپس  این  مرحله  به  داستانهای  آن  بیم  داده‌شدگان  و  حذر  داشتگان  ادامه  می‌دهد  که  از  اقوام  نوح‌،  ابراهیم،  موسی‌،  هارون‌،  الیاس‌،  لوط‌،  و  یونس  بوده‌اند.  و  بیان  می‌دارد  که  عاقبت  بیم  داده‌شدگان  و  برحذرداشتگان‌