این‌که  این  افسانه  موضوع  نمایان  و  برجسته‌ای  است  که  این  سوره  بدان  می‌پردازد  و  چاره  آن  را  می‌سازد،  این  سوره  با  اشاره  به‌گروه‌هائی  از  فرشتگان  می‌آغازد:

(  وَالصَّافَّاتِ صَفّاً  فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً  فَالتَّالِيَاتِ ذِكْراً...)‌.

قسم  به  آنان  که  (‌در  مقام  عبودیت  و  انقیاد)  محکم  صف  کشیده‌اند!  و  قسم  به  آنان  که  سخت  باز  می‌دارند!  و  قسم  به  آنان  که  پیاپی  (‌آیات  خدا  را)  تلاوت  می‌کنند  ...  (صافات/1-2-3)  

به  دنبال  این  اشاره‌،  سخن  از  اهریمنان  سرکش  می‌رود،  و  ایشان  را  با  آذرخشهای  آسمانی  سوراخ‌کننده  سنگباران  می‌کند  تا  به  جهان  والای  فرشتگان  نزدیک  نشوند  و  راه  پیدا  نکنند،  و  به  چیزهائی‌گوش  فرا  ندهندکه  در  آنجا  می‌گذرد،  هرچند  هم  افسانه‌های  جاهلی  گمان  می‌برده‌اند  اهریمنان  این‌گونه  رانده  نشده‌اند!  همچنین  قرآن  میوه‌های  درختچه  زقّوم  راکه  ستمگران  در  دوزخ  بدان  شکنجه  و  عذاب  داده  می‌شوند،  به  سرهای  اهریمنان  تشبیه  می‌کند  تا  زشتی  و  پلشتی  و  رسوائی  و  خواری  ایشان  را  به  نمایش  در آورد!

در  پایان  این  سوره‌،  حمله  مستقیمی  بدین  افسانه  پوچ  و  نادرست  می‌گردد:

(فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ (149) أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثاً وَهُمْ شَاهِدُونَ (150) أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ (151) وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (152) أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ (153)‏ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (154) أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (155) أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ (156) فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (157) وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (158) سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ (159). 

 از  آنان  (‌که  ساکن  مکه  بوده  و  به  دنبال  خرافات  راه  افتاده  و  معتقدند  که  فرشتگان  دختران  خدایند)  بپرس  که  آیا  دختران  ازآن  پروردگار  تو  باشند  و  پسران  ازآن  خودشان‌؟  (‌آیا  این  عادلانه  است‌؟‌)‌.  یا  این  که  (‌وقتی  که‌)  مـا  فرشتگان  را  به  صورت  ماده  می‌آفریدیم‌،  ایشان  ناظر  (‌بر  خلقت  فرشتگان‌)  بوده‌اند؟  هان‌!  آنان  تنها  از  روی  دروغها  و  تهمتهای  به  هم  بافته  خود  می‌گویند:  خداوند  فرزند  زاده  است‌!  قطعاً  ایشان  دروغگویند.  آیا  خدا  دختران  را  بر  پسران  ترجیح  داده  است  (‌در  صورتی  که  به  گمان  شما  پسران  از  دختران  بهترند؟  تازه  اگر  برابر  اندیشه  تباه  شما  هم  بود،  می‌بایست  خدا  پسران  را  نصیب  خود  کند؛  نه  دختران  را!)‌.  چه  چیزتان  شده  است‌،  چگونه  داوری  می‌کنید؟  (‌هیچ  می‌فهمید  چه  می‌گوئید؟‌!)‌.  آیا  یادآور  نمی‌گردید  (‌و  از  این  بی‌خبریها  به  خود  نمی‌آئید،  و  از  این  بيهوده‌گوئیها  دست  برنمی‌دارید؟‌!)‌.  یا  این  که  شما  دلیـل  روشن  و  روشنگری  (‌در  این  زمینه‌)  دارید؟  اگر  راست  میگوئید  (‌که  دلیل  و  برهانی  دارید)  کتاب  خود  را  بیاورید  و  بنمائید.  آنان  معتقد  بـه  خویشاوندی  و  نزدیکی  میان  خدا  و  جنیان  هستند.  در  صورتی  که  جنیان  می‌دانند  که  مشرکان  (‌و  هم  خودشان‌،  اگر  شرک  بورزند،  در  میان  دوزخ‌)  حاضر  آورده  می‌شوند  .  .  .  خداوند،  پاک  و  منزه  اسـت  از  توصیفهائی  که  (‌این  گروه  مشرک  و  خرافه  پرست‌)  می‌کنند.                                            (‌صافات/149-159) 

 درکنار  چاره‌جوئی  این  شکل  ویژه  از  شکلهای  جاهلی  شرک‌،  این  سوره  به  گوشه‌های  دیگر  عقیده  می‌پردازد،  گوشه‌هائی‌که  سوره‌های  مكي  مطرح  و  بررسی  می‌کنند.  در  این  راستا  اندیشه  یگانه‌پرستی  و  توحید  را  با  استدلال  به  جهان  دیدنی  ثابت  می‌دارد:

(  إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ  رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ).

  آن  کسی  که  خداوند  آسمانها  و  زمین  و  همه  چیزهائی  است  که  در  میان  آن  دو  قرار  دارد،  و  خداوند  مشرقها است.         (صافات/4-5)

در  لابلای  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  هم  آشکارا  بیان  می‌داردکه  شرک  سبب  و  مایه  عذاب  شدگان  است‌:  

(فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ (33) إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (34) إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ (35) وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ (36) بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ (37) إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ (38) وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (39)

 در  نتیجه  آنان  (‌همگی‌،  اعم  از  راهبران  و  پیروان‌)  در  عذاب‌،  با  یکدیگر  و  مشترکند.  ما  اینگونه  با  بزهکاران  رفتار  می‌کنیم‌.  (‌چرا  که‌)  وقتی  که  بدانان  گفته  می‌شد:  جز  خدا  معبودی  نیست‌،بزرگی  می‌نمودند  (‌و  خویشتن  را  بالاتر  از  آن  می‌دیدند  که  یکتاپرستی  را  بـپذیرند)‌.  و  می‌گفتند:  آیا  مابرای  (‌سخن‌)  چکامه‌سرای  دیوانه‌ای‌،  معبودهای  خویش  را  رها  سازیم‌؟‌!  (‌امّا  او  شاعر  و  مجنون  نیست  و)  بلکه  حق  را  آورده  و  پیغمبران  را  تصدیق  کرده  است‌.  (‌محتوای  دعوت  محمّد  و هماهنگی  آن  با  دعوت  انبیاء‌،  دلیل  صدق  گفتار  او  است‌)‌.  شما  (‌ای  مشرکان  کوردل‌!)  قطعاً  عذاب  دردناک  (‌الهی‌)  را  خواهید  چشید،  و  جز  برابر  کارهائی  که  می‌کرده‌اید  کیفر  داده  نمی‌شوید.                                             (‌صافات/33-39)

همچینین  این  سوره  به  مساله  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  و  حساب  وکتاب  و  سزا  و  جزا  می‌پردازد:

(وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ  أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ  أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ  قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ)  .

و  خواهند  گفت‌:  این  (‌چیزی  که  ما  می‌بینيم‌)  جز  جادوی  آشکار  و  روشنی  نیست‌.  آیا  هنگامی  که  مردیم  و  خاک  و  استخوان  گشتیم‌،  ما  زنده  گردانده  می‌شویم‌؟‌!  آیا  پدران  و  نیاکان  گذشته  ما  نیز  (‌زنده  می‌گردند  که  سالیان  سال  است  مرده‌اند  و  ذرات  وجودشان  در  پهنه  زمین  پراکنده  و  نـابود  شده  است‌؟‌)‌.  بگو:  بلی‌!  (‌همه  شما  زنده  می‌شوید)  در  حالی  که  خوار  و  پست  خواهید  بود.   (‌صافات  /15-18  )  

آن‌گاه  بدین  مناسبت‌،  صحنه  دور  و  دراز  عجیب  و  غریبی  از  صحنه‌های  قیامت  را  عرضه  می‌داردکه  لبریز  از  چشم‌اندازها  و  جنبشها  و  شرمندگیها  و  رویاروئیهای  ناگهانی  است!

مساله  وحـی  و  رسـالت  را  عرضه  می‌دارد،  وحی  و  رسالتی‌که  چنین  در  سخنانشان  از  آن  تعبیر  شده  است‌: 

 « أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ ؟  »  .
آیا  ما  برای  