و  دلسوزانه‌ای  است‌.  یادی  ازکودکی  است‌.  از  طفو‌لیتی  سخن می‌رودکه  ناتوانی  و  درماندگی  برکو‌دکان  خیمه  می‌زند  و  پدران  و  مادران  نوباوگان  ضعیف  خودرادرآغوش  مهرومحبت  خود  می‌گیرند  و  می‌پرورند.  امروزه  پدران  و  مادران  به  هچون  ناتوانی  و  درماندگی‌گرفتار  آمد‌ه‌اند  و  به  رعایت  و  عنایت  و  مهربانی  و  عطوفت  نیازمند  شده‌اند.  لذا  باید  دست  دعا  به  سوی  خدا  بلندکرد  و  به  آستانه کریمانه‌اش  چشم  دوخت  و  عاجز‌انه  درخواست  نمود که  یزدان  به  پدران  و  مادران  رحم  فرماید.  چه  رحم  خدا  بسیار  فراخ  و  فراگیر  است  و  آستانه  یزد‌ان  بسی  وسیع  است‌.  خداکه  می‌تواند  پاداش  پدران  و  مادران  را  بدهد،  و  سزا  و  جز‌ای  خونشان  و  دلشان  را  عطلاء  فرماید،  خونی  و  دلی‌که  فرزندان  به  هيچ‌وجه  نمی‌توانند  پاداش  و  سزا  و  جزای  آنها  را بدهند  و  از  عهده سپاسگزاری  آنها  به ‌در آیند.

حافظ  ابوبکر  بزار  -  با  اسنادی‌که  داشته  است  -‌از  بریده  روایت‌کرده  است  و  او  نیز  از  پدرش  نقل  نموده  است‌که  مردی  در  طواف  مادر  خود  را  بر  پشت‌گرفته  و  او  را  طواف  می‌داد  و  بر گرد  کعبه  می‌چرخاند.  از  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم پرسید:  آیا  حق  مادرم  را  اداء‌کرده‌ام  و  به  وظيفه  فرزندی  برخاسته‌ام؟  فرمود:

(‌لا. ولا  بُزفرةٍ  واحدةٍ‌)‌.

نه  ...  حتی  حق  ناله  و  فریادی  را  اداء  نکرده‌ای‌.

از  آنجاکه  در  روند  قرآنی  واکنشها  و  جنشبها  به  عقیده  پیوند  خورده‌اند،  روند  قرآنی  پیرو  می‌زند  با  برگشت  دادن  همه ‌کارها  به  خدائی‌که  از  اسر‌ار  و  رموز  درون،  و  ازگفتارها  وکردارهای  بیرون  آگاه  است‌:

«رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأوَّابِينَ غَفُورًا »‌.

پروردگارتان  (‌از  خودتان‌)  آگاه‌تر  بدان  چیزهائی  است  که  در  درونتان  می‏‎گذرد  (‌و  لذا  می‌داند  که  اراده  نیکی  و  یا  بدی‌،  نسبت  به  والدین  خود  دارید)‌.  اگر  افراد  شایسته  و  بایسته‌ای  باشید  (‌و  در  راه  خدمت  بدیشان  لغزشی  از  شما  سر  زده  باشد  و  در  اندیشه جبران  آن  بوده  و  از  کرده خود  پشیمان  شوید،  خدا  شما  را  می‌بخشد)  چرا  که  او  در  حق  توبه‌کاران  همیشه  بخشنده  بوده  است‌.

اين  نص  پیش  از  این‌که  به  پیش  برود  و  بقیه  تکالیف  و  وظائف  و  واجبات  و  آداب  و  رسوم  را  بیان  دارد،  آمده  است  تا  همه  اقوال  و  افعال  را  به خدا  برگرداند،  و  درگاه  توبه  و  رحمت  را  بگشاید  برای  هرکسی‌که  راه  خطا  می‌پوید  وکوتاهي می‌ورزد  و  سپس  از  خطا  و  قصور  خویش  پشیمان  می‌شود  و  توبه  می‌کند  و  دست  می‌کشد.  مادام  که  دل  شایسته  مانده  باشد،  درگاه  آمرزش  برای  آن  باز  است‌.  اوّابین  یا  توبه‌کاران‌کسانیندکه  هر  زمان  به  خطا  روند  وگناه  ورزند،  آمرزش‌خواهان  به  سوی  پروردگارشان  برمی‌گردند.

*
آن‌گاه  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  پس  از  پدر  و  مادر  به  همگی  خویشارندان  مي‌پردازد.  درماندگان  و واماندگان  در  راه  را  نیز  بدیشان  می‌پیوندد.  بعد  از  آن  دامنه  سخن  را  راجع  به  خویشاوندیها  می‌گستراند  تا  بدانجاکه  شامل  روابط  بشریت  در  معنی  بزرگ  خود  می‌گردد:

(  رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأوَّابِينَ غَفُورًا وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلا مَيْسُورًا)  ٠

حق  خویشاوند  را  (‌از  قبیل‌:  صله  رحم  ونیکوئی  و  مودت  و  محبت‌)‌،  و  حق  مستمند  و  وامانده  در  راه  را  (‌از  قبیل‌:  زکات  و  صدقه  و  احسان‌)‌،  بپرداز،  و  به  هیح  وجه  باد دستی  مکن‌.  بی‏گمان  باددستان  دوستان  اهریمنانند  (‌و  گوش  به  وسوسه‌های  ایشان  می‌دارند  و  در  انجام  بدیها  همسان  و  همگامند)  و  اهریمنان  بسیار  ناسپاس  (‌نعمتهای‌)  پروردگار  خود  هستند  (‌و  تمام  توان  خویش  را  در  فساد و  نافرمانی  از  خدا  می‏گذرانند.  باددستی  هم  فساد  و  نافرمانی  است‌،  از  آن  خویشتن  را  برحذر  دارید  تا  همچون  اهریمنان  بشمار  نیائید  و  با  ایشان  در  آخرت  به  دوزخ  نیفتید)‌.  و  اگر  از  آنان  (‌یعنی  از  خویشاوندان  و  بیچارگان  و  واماندگان  در  راه‌،  به  سبب  نبودن  امکانات  و)  به  خاطر  انتظار  رحمت  پروردگارت  که  امید  بدان  داری‌،  روی  برگردانی‌،  با  ایشان  محترمانه  و  مهربانانه  سخن  بگو  (‌و  با  وعده  احسان  در آینده  بدیشان‌،  دلخوش  و  امیدوارشان  گردان‌)‌.

قرآن  مجید  برای  خویشاوندان  و  بیچارگان  و  واماندگان  در  راه‌،  حقی  را  تعيین  میكند  و  آن  را  بردوش  انسانها  می‌اندازد  و  باید  با  اعطاء  آن  به  تمام  وکمال  بدان  وفاء  شود.  این  هم  برتری‌کسی  بركسی  بشمار  نمی‌آید.  بلکه  این  حقی  است‌که  یزدان  جهان  آن  را  واجب‌گرداند‌ه  است‌،  و  آن  را  به  پرستش  و  یگانه‌پرستی  خودش  پیوند  داده  است‌،  حقی‌که  مکلف  آن  را  می‌پردازد  و  ذمه  خویشتن  را  از  آن  آزاد  و  رها  می‌سازد،  و  مودت  و  محبتی‌  را  برقرار  و  بردوام  می‌داردکه  میان  او  و  ميان  کسی  است‌که  حق  را  بدو  می‌پردازد.  او  تنها  پرداخت‌کننده  حقی  است‌که  یزدان  بر  وی  واجب  و  لازم  کرده‌است‌.

قرآن  مجید  از  تبذیر  و  ریخت  و  پاش  حذر  می‌دارد.  تبذیر  و  ریخت  و  پاش  را  هم  ابن‌مسود  و  ابن‌عباس  چنین  تفسیر  و  معنی‌کرده‌اند:  هزینه‌کردن  و  بخشیدن  در  غیر  جای  مناسب  خود.  مجاهدگفته  است‌:  اگر  انسانی  همه  اموال  خود  را  در  راه  حق  خرج  و  انفاق‌کند  مبذ ّر،  یعنی  ریخت  و  پاش‌کننده‌،  بشمار  نمی‌آید.  ولی  اگر  مُدّی‌‌[2]  را  در  راه  ناحق  خرج  و  انفاق‌کند  مبذّر،  یعنی  ریخت‌وپاش‌کننده  محسوب  می‌گردد.

مراد  زیادی  وکمی  در  خرج  و  انفاق  نیست‌.  بلکه  مورد  خرج  وانفاق  است‌.  بدین  جهت  مبذ ّران  و  اسراف‌کنندگان  برادران  اهریمنان  هستند.  چه  آنان  در  راه  باطل  خرج  و  انفاق  می‌کنند.  در  راه  شر  و  بدی  هزینه  می‌کنند.  در  راه‌گناه  صرف  می‌کنند.  پس  ایشان  دوستان  ویاران  اهریمنانند.

(  وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا).

و  اهریمنان  بسیار  ناسپاس  (‌نعمتهای‌)  پروردگار  خود  هستند.

اهریمنان  حق  نعمت  را  اداء  نمی‌کنند.  دوستان  و  یاران  باددست  اهریمنان  نیز  حق  نعمت  را  اداء  نمی‌کنند.  حق  نعمت  هم  این  است‌که  از  آن  خرج  و  انفاق‌کنند  در  راه  طاعات  و  حقوق،  بدون  این‌که  از  حدود  و  ثغور  درگذرند  و  بدون  این‌که  زيخت  و  پاش  نمایند.

هرگاه‌کسی  چیزی  را  نیافت‌که  با  آن  حق  خو