سُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا (٣٠) وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا (٣١) وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلا (٣٢) وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا (٣٣) وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولا (٣٤) وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا (٣٥) وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولا (٣٦) وَلا تَمْشِ فِي الأرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الأرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولا (٣٧) كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا (٣٨) ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَدْحُورًا (٣٩)

در  درس‌گذشته‌،  قواعد  و  مقررات‌کار  و  پاداش‌،  و  هدایت  و  ضلالت‌،  و  به  دست  آوردن  و  محاسبه‌کردن‌،  به  قانون  جهانی‌ای  ربط  داده  شدکه  شب  و  روز  را  مي‌گرداند.  در  این  درس  از  یک‌سو  قواعد  و  مقررات  رفتار  وکردار  و  آداب  و  رسوم  و  تکاليف  و  وظائف  فردی  و  اجتماعی  با  عقیده  به  یگانگی  خدا  ربط  داده  می‌شود،  و  از  دیگر  سو  فلکی  روابط  و  همگی  خویشاوندیهای  خانوادگی  وپیوستگيهای  اجتماعی  و  نزدیکيهای  زندگی،  به  این  دستاویز  محکم  قرآن  نام  پیوند  داده  میشود.

در  درس‌گذشته  آمده  است‌:
(إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ).

این  قرآن  (‌مردمان  را)  به  راهی  رهنمود  می‌كند  که  مستقیم‌ترین  راه‌ها  (‌برای  رسیدن  به  سعادت  دنیا  و  آخرت‌)  است‌. (‌اسراء‌/٩)

و  آمده  است‌:

«  وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلا »  ٠

و  ما  هر  چیزی  را  دقیقاً  (‌برای  هدف  و  کاری‌،  معین  و)  مشخص  ساخته‌ایم  (‌و  جهان  را  از  روی  نقشه  و  حساب  و  کتاب  آفریده  و  به‌کار  انداخته‌ایم‌)‌. (اسراء/12)

در  این  درس  مقداری  از  اوامر  و  نواهی  این  قرآن،  یعنی  مقداری  از  چیزهائی  عرضه  می‌شودکه  انسانها  را  به  مستقیم‌ترین  و  استوارترین  راه‌ها  رهنمود  و  رهنمون  می‌کنند،  وچیزهائی  شرح  و  بسط  می‌گرددکه  مشتمل  بر  قواعد  و  مقررات  رفتار  وکردار  در  واقعیت  زندگی  است.

این  درس  با  نهی  از  شرک‌،  و  با  اعلان  فرمان  یزدان  مبنی  بر  دستور  به  پرستش  ایزد  یگانه  سبحان  نه‌کس  و  چیز  دیگری  در  سراسر  جهان‌،  شروع  می‌شود.  بدین  خاطر  اوامر و  نواهی  می‌آغازد  درباره:  خوبی ‌و  نيكی  به  پدران  و  مادران‌،  دادن  حق  خویشاوندان  به  خو‌یشاوندان‌،  دادن  حق  مسکینان  و  واماندگان  در  راه  بد‌ون  هرگونه  زیاده‌روی  و  ريخت  و  پاشی‌،  تحریم  کشتن  اولاد،  تحریم  زنا،   حریم  قتل‌،  نگاهداری  و  حفاظت  اموال  یتیمان‌،  وفای  به  عهد،  پیمانه  و  ترازو  را  به  تمام  وکمال  دادن  و برکشیدن‌،  بر  حق  ماندگار  ماندن‌،  و  نهی  از  تکبر  و  خودبزرگ‌بینی  ...  این  درس  با  حذر  داشتن  از  شرک  به  پایان  می‌رسد.  ناگهان  متوجه  می‌شویم‌که  اوامر  و  نواهی  و  تکالیف  و  وظائف  میان  آغاز  و  انجام  درس  قرارگرفته  است  وگنجانده  شده  است‌،  و  به  عقیده  یگانه‌پرستی‌ای  مرتبط ‌گردیده  ا‌ست  که  بنیاد  زندگی  بر  آن  استوار  و  ماندگار  می‌ماند.

*

(لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَخْذُولا ).

(‌ای  انسان‌!)  با  یزدان‌،  خدای  دیگری  قرار  مده  (‌و  معبود  خود  مدان  و  به  فریاد  مخوان‌)  که  نکوهیده  و  زبون  شوی‌.

نهی  از  شرک  و  حذر  داشت  از  فرجام  آن‌،  عام  و  همگانی  است‌.  ولی  چنین  فرمانی  به  یک  فرد  داده  شده  است‌.  به  عبارت  دیگر  مخاطب  مفرد  آمده  است‌.  این  بدان  خاطر  است‌که  هرکسی  احساس‌کندکه  این  فرمان  خاص  او  است‌،  و  برای  شخص  او  صادرگردیده  است‌.  چه  اعتقاد  یک  مساله  شخصی  است  و  هر  فردی  خودش  مسوول  آن  و  بازخواست‌شونده  از  آن  است‌،  و  این  فرجام  منتظر  هرکسی  است‌که  از  یگانه‌پرستی  کناره  می‌رود  و  «‌نکوهیده  می‌شود»  در  برابر  عمل  ناپسندی  که  بدان  دست  یازیده  است  و  اقدام‌کرده  است‌،  و  «‌خوار  و  زبون  می‌گردد»  و  هیچ  یاوری  و  مددکاری  برای  خود  پیدا  نمی‌کند،  وکسی  را  نمی‌یابدکه  بدوکمک‌کند  و  یاری  رساند.  درنتیجه  خوار  و  زبون  می‌گردد  هرچندکه  مددکاران  و  یاوران  او  در  جهان  زیاد  بوده  باشند.  واژه  «‌ فَتَقْعُدَ:  خو‌اهی  نشست‌»‌‌[1]  وضع  و حالت  شخص  نکوهیده  و  زبون  را  به  تصویر  می‌کشد،  بدان  هنگام‌که  خواری  او  را  احاطه‌کرده  است  و  برجای  نشسته  است‌.  این  حالت  سایه  ضف  وناتوانی  خود  را  دارد.  چه  قعو‌د  یعنی  نشستن‌،  ضعیف‌ترین  و  درمانده‌ترین  وضع  و  حالت  انسان  است‌،  و  بیانگر  زبونی  و  ناتوانی  انسان  بیش  از  هر  وضع  و  حالت  دیگری  است‌.گذشته  از  اینها  نشستن  دوام  و  استمرار  وضع  و  حالت  دور  انداختن  و  خوار  داشتن  را  می‌رساند.  چراکه  نشستن  بیانگر  حرکت  و  جنبش  وتغییروضع  و  حالت  نیست‌.  لذا  واژه  نشستن  در  اینجا  مورد  نظر  و  بجا  است‌.

« وَقَضَى رَبُّكَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِيَّاهُ »  .

(‌ای  انسان‌!)  پروردگارت  فرمان  داده  است  که  جز  او  را  نپرستید.

این  هم  امر  به  یگانه‌پرستی  است‌که  پس  از  نهی  از  شرک  می‌آید.  فرمان  است  و  به  صورت  قضاوت  ذکر

شده  است‌.  این  فرمان  قطعي  است  و  همچون  قضاوت  حتمی  است‌.  واژه  «قضي:  داوری  کرده  است  ...  مقرر  داشته  است‌»  معنی  تاکید  را  بر  فرمان  می‌افزاید،  و  همراه  با  حصر  و  انحصاری‌که  نفی  واستثناء  بر  ان  دلالت  دارند  شدت  تاکید  را  بيشتر  می‌نماید:

« أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِيَّاهُ »  .

این  که  جز  او  را  نپرستید.

در  فضای  همگانی  تعبیر،  سایه‌های  تاکید  و  سختگيری  ،  جلوه  گر  می‌آید.

هر  زمان‌که  پایه  گذاشته  شود،  و  بنیاد  استوار  و  پایدار  گردد،  تکاليف  و  وظائف  و  اجتماعی  فر‌امی‌رسد،  و  در  ژرفای  درون  عقیده  یگانه‌پرستی  متمرکز  می‌گردد،  و  همچون  عقیده‌ای  انگيزه‌ها  و  هدفهای  تکالیف  و  وظائف  و اعمال  و  افعال  را  متحد و متفق  می‌سازد.

نخستین  رابطه  پس  از  رابطه  عقیده‌،  رابطه  خانواده  است‌.  بدین  لحاظ  روند  قرانی  خوبی  و  نیکی  د