یشان  انجام  می‌داد  و  روا  می‌دید،  و  برسرشان  بلائی  می‌آوردکه  خود  می‌خواست  .  .  .  در  اینجا  روند  قرآنی  دو  نوع  از  همچون  بلائی  را ذکر  می‌کند،  بلائی‌که  اگر  خدا  می‌خواست  هرکسی  را  بدان‌گرفتار  می‌کردکه  خود  می‌خواست‌:                   .

(وَلَوْ نَشَاء لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ وَلَوْ نَشَاء لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيّاً وَلَا يَرْجِعُونَ)‌.

اگر  ما  بخواهیم  ایشان  را  (‌در  دنیا  مجازات  کنیم‌،  می‌توانیـم‌.  از  جمله‌)  كورشان  می‌نمائیم‌،  به  گونه‌ای  که  اگر  آنان  بخواهند  در  راه  بر  یکدیگر  پیشی  گیرند،  به  هیج  وجه  نتوانند  راه  را  ببینند.  و  اگر  ما  بخواهیم‌،  ایشان  را  با  وجود  مکانت  و  منزلتشان‌،  در  جای  خود  مسخ  می‌نمائیم  و  (‌آنان را  به  شکل  انسان  افلیج  یا  زمینگیر  درمی‌آوریم‌.)  به  گونه‌ای  که  نه  بتوانند  به  جلوحرکت  کنند  ونه  به  عقب  برگردند.

این  دو  صحنه‌،  صحنه‌هائی  هستندکه  در  آنهاگذشته  از  بلا  و  مصیبت‌،  تـمسخر  و  استهزاء  است‌،  تمسخر  تکذیب‌کنندگان  و  استهزاء  استهزء‌کنندگان‌،  آن  کسانی  که  می‌گفتند:

«  مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؟».

اگر  راست  میگوئید  (‌که  رستاخیز  و  قیامتی  در  میان  است‌)  این  وعده  کی  تحقق  می‌یابد؟‌!.

آنان  در  صحنه  اول  کور  و  نابینا  هستند.  ایشان  با  وجود  این  کوری  و  نابینائی  در  راه  می‌خواهند  بر  یکدیگر  پیشی‌گیرند،  و  در  عبورکردن  برای  یکدیگر  مزاحمت  تولید  می‌کنند  و  فشار  وارد  می‌آورند.  بسان  کوران  و  نابینایان  دست  و  پا  می‌زنند،  هنگامی‌که  با  یکدیگر  به  مسابقه  می‌پردازند  و  می‌خواهند  بر  یکدیگر  پیشی  گیرند)  زمانی  بر  یکدیگر  پیشی  می‌گیرند  و  به  مسابقه  می‌نشینند  بسان  کوران  و  نابینایان  فرو  می‌افتند  و  

سکندری  می‌خورند.

«  فَأَنَّى يُبْصِرُونَ » . 
به  هیچ  وجه  نمی‌توانند  راه  را  ببینند.

آنان  در  صحنه  دوم  ناگهانی  در  جای  خود  خشکیده‌اند.  و  تبدیل  به  مجسمه‌هائی  گردیده‌اندکه  نه  راه  می‌روند  و  نه  برمی‌گردند،  به  دنبال  این‌که  لحظه‌ای  قبل ‌کورها  و  نابینایانی  بودند  و  به  مسابقه  در  رفتن  مـی‌پرداختند  و  تکان  و  جنبشی  داشتند)

آنان  در  هر  دو  صحنه  همانند  عروسکها  و  اسباب‌بازیها  به  نظر  می‌آیند،  و  وضع  و  حالی  را  دارندکه  موجب  تمسخر  و  استهزاء  قرار  می‌گیرند.  در  صورتی‌که  چندی  پیش  بیم  و  تهدید  خدا  را  سبک  ميانگاشتند  و  آن  را  به  تمسخر  و  استهزاء  می‌گرفتند!

*
همه این  چیزها  در  هنگامه  موعدی  است‌که  شتابان  آن  را  درخواست  می‌کردند  و  هم  اینک  فرا  رسیده  است  ...  اگر  مردمان  در  زمین  رها  می‌گردیدند  و  به  حال  خود     و  واگذاشته  می‌شدند،  و  طول  عمر  می‌داشتند  و  اجل  مقرر      «  تا  مدت  زمانی  بدیشان  مهلت  می‌داد  و  یقه  ایشان  را  در  وقت  معین  خود  نمی‌گرفت‌،  آنان  به  شر  و  بلائی  دچار      می‌آمدندکه  شتابان  مرگ  را  خواستن  از  ایشان  ،  پسندیده  و  زیبا  می‌نمود  .  .  .  چه  آنان  پیر  و  فرتوت( می‌گشتند  و  اندک  انـدک  مشوش  و  پریشان  حال  و  روزگار  می‌شدند  و  ذهن  و  شعور  و  اندیشه  و  خردشان   سر  در  نشیب  می‌نهاد:             .                       .  (وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ؟  )‌.   

به  هرکس  که  طول  عمر  بدهیم‌،  او  را  از  لحاظ  خلقت  و  آفرینش  وارونه  و  واژگونه  می‌کنیم‌.  آیا  متوجه  نیستند ،  (‌که  سیر  صعودی‌،  سیر  نـزولی  به  دنبال  دارد،  و  این ،  جهان  سرای  فنا  است  نه  سرای  بقا؟‌)‌.

پیری  سر  در  نشیب  نهادن  به  سوی ‌کودکی  است‌،  آن  کودکی‌ که  شیرینی ‌کودکانه  و  پاکی  محبوبانه  آن  را  به  همراه  ندارد)  پیر  پیوسته  سر  در  نشیب  می‌نهد  و  به  سوی  کودکی  خود  برمی‌گردد.  آنچه  راکه  یادگرفته  است  و  دانسته  است  فراموش  می‌کند)  اعصاب  او  خسته  و  خسته‌تر  مـی‌گردد!  اندیشه‌اش  سستی  و  ضعف  می‌پذیرد!  تحمّل  او  كم  وکم‌تر  می‌شود)  تا  بدانجاکه  به  کودکی  خویش  برمی‏گردد.  ولیکن  کودک‌،  تازه  زبان  گرفتن  وگنگ  و  نامفهوم‌گفتن  او  دوست  داشتنی  است‌.  هرکار  ابلهانه‌ای‌که  بکند  از  آن  دلها  شاد  می‌گردد  و  لبها  می‌خندد  و  چهره‌ها  می‌گشاید  و  شادی  می‌نماید.  ولی  پیر،  زشت  وگندیده  است‌.  اشتباه  او  بخشیده  نمی‌شود  و  از  او  صرف  نظر  نمی‌گردد،  مگر  این‌که  در  حق  او  مهربانی  و  دلسوزی  بکنند  و  از  سر  ترحم  از  او  درگذرند.  پیر  مسخره  می‌گردد  هـر  وقت  نشانه‌های  کودکی  بر  او  پدیدار  و  از  وی  صادرگردد،  و  نادانی  و  ابلهی‌کند  بدان  هنگام‌که  سالها  پشت  او  را  کمانی  و  خمیده  کرده  است‌» این  فرجام  بسان  آن  فرجام  چشم  به  راه  تکذیب‌کنندگان  است‌،  آن  کسانی‌که  خدا  ایشان  را  با  اعطاء  ایمان‌گرانبها  و  والا،  مکرم  و  معزز  نمی‌دارد.

*
-------------------------------------------------------
[1]   خورشید  با  مجموعه  منظومه  شمسی  در  وسط  کهکشان  ما  به  سوی  یک  سمت  معین  و  ستاره  دوردستی  به  نام  «‌وگا»  با  سرعت    700کیلومتر  در  ثانیه  حرکت  می‌کند.  (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:328.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:329.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي يس آيه‌ي 83-69

وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ (69) لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّاً وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ (70)‏ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَاماً فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ (71)وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ (72)وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ (73)وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنصَرُونَ (74)لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ (75) فَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ (76) أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ (77) وَضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ (78) قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ (79) الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ (80) أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ (81) إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (82) فَسُبْحَ