 و  روشنی  هستید.  و  خواهند  گفت‌:  اگر  راست  میگوئید  (‌که  رستاخیز  و  قیامتی  در  میان  است‌)  این  وعده  کی  تحقق  می‌یابد؟‌!.

این  نشانه‌ها  به  تنهائی  در  دلهایشان  نگرش  و  اندیشه  و  بینش  و  پرهیزگاری  را  برنمی‌انگیزد.  در  حالی‌که  این  نشانه‌ها  به  تنهائی  بسنده  است‌که  در  دل  باز  لرزش  و  چندش  و  ترس  و  تکان  برانگیزد،  و  دل  را  آمیزه  جهان  هستی  سازد.  این‌کتاب  باز  و  گشوده‌ای  که  هر  صفحه‌ای  از  صـفحات  آن  به  عظمت  آفریدگاره  و  به  لطف  تدبیر  و  تقدیرش  اشاره  دارد،  این  افراد کوردل  آن  را  نمی‏بینند،  و  اگر  هم  آن  را  ببینند  در  باره‌اش  نمی‌اندیشند.  خداوند  -  به  سبب  رحمت  فراوان  -‌ آنـان  را  با  وجود  این  رها  نمی‌سازد  و  بدون  پیغمبرشان  نمی‌گذارد،  پیغمبری  که  ایشان  را  بترساند  و  برحذرشان  گرداند  و رهـنمودشان  سازد،  و  به  سوی  خداوندگار  این  هستی  و  آفریدگار  این  کیهان  و  جهان  دعوتشان  نماید،  و  در  دلهایشان  بینش  و  ترس  و  پرهیزگاری  برانگیزد،  و  ایشان  را  از  چیزهائی  حذر  داردکه  موجب  خشم  و  عذاب  خدا  مـی‌گردند.  این‌گونه  چیزها  هم‌که  مـوجب  خشم  و  عذاب  خدا  می‌گردند،  ایشان  را  احاطه‌کرده  است  و  در  برشان‌گرفته  است‌،  از  روبرویشان  و  از  پشت  سرشان  و  از  هر  سو  و  از  هر  جهت  دیگرشان‌.  اگر  بیدار  و  هوشیار  نشوند  در  هر  گامی  ازگامهایشان  به  خشم  خداگرفتار  می‌آیند  و  به  عذاب  خدا  در  می‌افتند.  نشانه‌های  قدرت  خداگذشته  از  نشانه‌های  جهانی‌،  ایشان  را  دربر  می‌گیرد  به  هرسوکه  رو  بکند.  ولی  با  وجود  این  آنان  درکوری  خود  ماندگار  می‌مانند  و  در  آن  غرق  می‌گردند  و  بدان  فرومی‌افتند:  

(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ)‌.

هنگامی  که  بدانـان  گفته  شـود:  بپرهیزید  از  عذاب  و  مجازات  دنیوی  که  پیــش  رو  دارید،  و  از  عذاب  و  مجازات  اخروی  که  در  پشت  سر  دارید،  تا  به  شما  رحم  شود،  (‌اعتنا  نمی‌کنند)‌.  هیح  آیه‌ای  از  آیات  پروردگارشان  برای  آنان  نمی‌آید،  مگر  این  کـه  از  آن  رویگردان  می‌شوند.  

وقتی‌که  به  بخشش  چیزی  از  مالشان  برای  خوراک  دادن  به  فقیران  دعوت  می‌شوند،  مسخره‌کـنان  و  طـعنه‌زنان  می‌گویند:   

(أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ ؟) .
آیا  به  کسی  خوراک  بدهیم  که  اگر  خدا  می‌خواست  خوراک  بدو  می‌داد  (‌و  فقیرش  نمی‌کرد؟  مگر  مشیت  الهی  چنین  نخواسته  است‌؟  ما  با  مشیت  الهی  مخالفت  نمی‌ورزیم‌)‌.

آنان  سرکشی  می‌کردند  برکسانی‌که  ایشان  را  به سوی  نیکی‌کردن  و  خرج  کردن  دعوت  می‌نمودند.  می‌گفتند: 

 « إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ » .
شما  در  گمراهی  آشکار  و  روشنی  هستید.

اندیشیدن  ایشان  بدین  شیوه  ماشینی‌،  اشاره  دارد  به  عدم  درک  و  فهم  آنان  از  قوانین  و  سننی‌که  خدا  در  زندگی  بندگان  پدید  آورده  است‌.  خدا  روزی‌رسان  هـمگان  و  خوراک‌دهنده  ایشان  است  هرچیزی  از  رزقها  و  روزیهائی‌که  در  زمین  است  و  مردمان  آن  را  به  دست  می‌آورند،  از  جمله  آفریده‌های  خدا  است‌.  چه  مردمان  برای  خود  چیزی  از  آن  رزقها  و  روزیها  را  نیافریده‌اند،  و  آنان  بر  آفرینش  چیزی  به  هيچ  وجه  توانائی  ندارنـد.  ولیکن  خواست  خدا  در  آبادکردن  این  زمین  بر  این  بوده  است  و  بر  این  رفته  است‌که  مردمان  احتیاجها  و  نیازهائی  داشته  باشند  و  بدانها  نرسند  جز  باکارکردن  و  رنج  بردن،  شخم‌کردن  وکشت  نمودن  این  زمین‌،  دست  بردن  به  مواد  خام  و  هنرنمائی‌کردن  در  مواداولیه  زمین‌،  بردن  خیرات  و  برکات  زمین  از  جائی  به  جای  دیگر.  دست  بردن  و  بر  دست‌گرفتن  این  خیرات  و  زکات  و  دریافت  چیزهائی  در  مقابل  آنها،  از  قبیل‌کالاها  و  پولها  و  ارزشهاکه  با  اختلاف  زمان  و  مکان‌،  اختلاف  پیدا  می‌کنند.  این  امر  هم  مقتضی  است  که  نحوه  استفاده  مردمان  از  خیرات  و  برکات  جهان‌،  و  استعدادهای  ایشان  درگردآوری  و  فراچنگ  آوردن  نعمتها  مـطابق  نیازمندیهای  خلافت  کاملشان  در  این  زمین‌،  متفاوت  و  جوراجور  وگوناگون  شود.  این  خلافت  تنها  نیازمند  داده‌ها  و  آمادگیهائی  نیست  که  مربوط  به  گـردآوری  اموال  و  ارزاق  است  و  بس.  بلکه  به  داده‌ها  و  آمادگیهای  دیگری  نیازمند  است‌که  نیازهای  بنیادین  خلافت  جنس  بشری  را  در  زمین  پیاده  و  برآورده  می‌سازد،  هرچندکه  گردآوری  اموال  و  ارزاق  از  دست  انسانها  به  در  رفته  باشد  و  ایشان  را  به  فقر  و  فاقه  کشانده  باشد!

در  میان  این  امواج  بلند  و  فراخ  نیازمندیها  و  خواستهای  خلافت‌،  و  داده‌ها  و  آمادگیهای  لازم  برای  خـلافت‌،  و  چیزهائی‌که  بر  این  و  بر  آن  مترتب  می‌شود،  از  قبیل‌:  منافع  و  ارزاق‌،  وکشاکش  و  پیکار  برای  فراچنگ  آوردن  سهمها  و  بهره‌ها،  در  میان  یک  نسل‌،  بلکه  در  میان  نسلهای  فراوانی‌که  نزدیک  یا  دور،  و  یاگذشته  یا  حاضر  و  یا  آینده‌اند،  اموال  و  ارزاق  در  دست  بندگان  متفاوت  و  مختلف  خواهد  بود  .  .  .  برای  این‌کـه  این  تفاوت  و  اختلاف  به  تباهی  زندگی  و  جامعه  منتهی  نشود  و  سر  نکشد،  تفاوت  و  اختلافی‌که  در  اصل  از  حرکت  زندگی  برای  پیاده‌کردن  و  تحقق  بخشیدن  خلافت  انسان  در  زمین  ناشی  می‌گردد  و  سرچشمه  می‌گیرد،  اسلام  برابر  اصل  ضمانت  اجتماعی‌،  حالتهای  فردی  ضروری  را  چاره‌سازی  می‌سازد  با  صرف  نظرکردن  صاحبان  ثروت  از  مقداری  از  دارائیشان  و  بخشیدن  آن  به  فقراء  و  تنگدستان‌،  و  بدین  وسیله  برآورد  کردن  خوراکشان  و  برطرف  نمودن  نیازهایشان  .  .  .  با  همین  مقدار،  جانها  و  درونهای  بسیاری  از  اشخاص  نادار  و  اشخاص  دارا  یکسان  صلح  و  صفا  می‌گیرد  و  اصلاح  و  رو  به  راه  می‌گردد.  اسلام  این  مقدار  به  ظاهر  اندک  را  زکات  نامیده  است  و  زکات  قرار  داده  است‌.  در  زکات  پاکی  را  منظور  داشته  است‌،  و  زکات  را  عبادت  کرده  است‌،  و  با  زکات  فقیران  و  ثروتمندان  را  در  جامعه  برتر  خودکه  آن  را  بی‌مثال  و  نمونه  پدیدار  می‌گرداند،  میان  فقیران  و  ثروتمندان  انس  و  الفت  برقرار  می‌گرداند.

سخن  آن  اشخاصی‌که  حکمت  خدا  را  در  زندگی  نمی‌فهمند  و  درک  نمی‌کنند: 

(أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ ؟) .
آیا  به  کسی  خوراک  بدهیم  که  اگر  خدا  می‌خواست  خوراک  بدو  می‌داد  (‌و  فقیرش  نمی‌کرد؟‌)‌.

و  سخنان  ایشان  در  برابرکسانی‌که  آنان  را  به  صدقه  دادن  و  بذل  و  بخشش‌کردن  فرامی‌خواندند:

(إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ).
شما  در  گمراهی  آشکار  و  روشنی  هستید.

این‌گونه  سخنان‌ گمراهي  آشکار  و