ه  میلیونها  و  میلیونها  ستاره گردنده  و  سیاره  خنده  بیش  از  شمار  خیره  می‌شود  و  می‌اندیشد،  خودش  راکوچک  و  ناچیز  می‌بیند،  ستارگان  و  سیارگانی  که  درگستره  فضا  پراکنده‌اند،  و  در  اقیانوس  بیکران  آسمان  شناورند،  و  فضای  پیرامون  آنها  گسترده  و  فراخ  است‌،  و  حجمهای  ستبر  و  سترگ  آنها  سرگردان  در  آن  فضای  وسیع  وگشاد  است!!!

«وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُونَ  وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعاً إِلَى حِينٍ »‌.
و  نشانه‌ای  (‌دیگر  بر  قـدرت  ما،  این  که  برابر  وزن  مخصوص  اجسام  و  خواص  ویژه  آب‌)  ما  آدمیزادگان  را  در  کشتی  مملو  (‌از  ایشان  و  کالاهایشان‌)  حمل  می‌کنیم‌.  (‌کشتیهائی  که  حرکت  آنها  در  دل  اقیانوسها،  بی‌شباهت  به  حرکت  کواکب  در  گستره  آسمانها  نیست‌)‌.  و  برای  ایشان  همسان‌کشتی  چیزهائی  را  آفریده‌ایم  که  بر  آنها  سوار  می‌شوند.  و  اگر  بخواهیم  آنان  را  غرق  خواهیم  کرد،  به  گونه‌ای  که  هیچ  فریادرسی  نداشته  باشند،  و  اصلا  نجات  داده  نشوند.  مگر  این  که  رحمت  ما  باشد  (‌و  نسیم  لطف  ما  وزیدن  گیرد)  و  تا  زمانی  (‌که  اجل  ایشان  درمی‌رسد،  آنان  را  از  زندگی‌)  بهره‌مند  سازیم‌. 

 در  روند  سخن  مناسبت  لطیف  و  ظریفی  است  میان  ستارگان  و  سیارگانی  که  در  مدارها  شناورند،  و  میان  کشتیهای  پُری‌ که  در  آب  شناورند  و  نسل  و  نـژاد  آدمیزادگان  را  در  خود  برمی‌دارند!  مناسبتی  در  شکل‌،  و  مناسبتی  در  حرکت‌،  و  مناسبتی  در  تسخیر  این  و  آن  به  فرمان  یزدان‌،  و  مناسبتی  در  حفظ  هم  آسمانها  و  هم  زمین  است‌.

این  نشانه  را  بسان  آن  نشانه‌،  بندگان  می‏بینند  و  در  باره  آن  نمی‌اندیشند.  بلکه  این  نشانه  بدیشان  نزدیک‌تر  و  برایشان  ساده‌تر  است‌که  درباره‌اش  بیندیشند  و  به  تدبر  و  تفکرش  بنشینند،  اگر  دلهایشان  را  در  برابر  نشانه‌ها  باز  کنند.

چه  بسا کشتی  پر،  همان‌کشتی  نوح  است‌که  در  اینجا  از  آن  سخن  رفته  است‌،  نوح‌که  پدر  دوم  آدمیزادگان  است‌،  و  نژاد  انسانها  را  درکشتی  خود  برداشت.  بعدها  خداوند  کشتیهائی  بسان  این‌کشتی  را  برای  آدمیان  ترتیب  دادکه  بر  سطح  آبها  شناور  می‌گردیدند  و  سینه‌های  امواج  را  می‌شکافتند  و  به  پیش  می‌تاختند.  چه  سواران  کشتی  نوح  مراد  باشد  و  چه  سواران‌کشتیهای  دیگر،  قدرت  و  قوانین  خدا  است‌که  اینان  و  آنان  را  سوار  بـر کشتی  برداشته  است  و  بدینجا  و  آنجا  حرکت  داده  است‌،  قدرت  و قوانینی‌که  بر  جهان  هستی  فرمانروائی  می‌کند  و  آن  را  اداره  می‌گرداند،  وکشتیها  را  به  گونه‌ای درمی‌آورد  و  شرائط  آنها  را  مهیا  می‌سازدکه  بر  سطح  آبها  طبق  خواص  و ویژگیهائی‌که‌کشتیها  دارند،  و  برابر  خواص  و  ویژگیهائی  که  آب‌،  باد،  یا  بخار،  یا  انرژی‌ای‌ که  از  اتم  آزاد  می‌گردد،  و  یا  انرژیهای  دیگری  غیر  از  آن‌،  شناور  می‌گردند  .  .  .  همه  اینها  هم  به  فرمان  خدا  و  برابر  آفرینش  و  سنجش  و  ارزیابی  او  است‌.

(وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعاً إِلَى حِينٍ). 
اگر  بخواهیم  آنان  را  غرق  خواهیم  کرد،  به  گونه‌ای  که  هیچ  فریادرسی  نداشته  باشند،  و  اصلاً  نجات  داده  نشوند.  مگر  اين  که  رحمت  ما  باشد  (‌و  نسیم  لطف  ما  وزیدن  گیرد)  و  تا  زمانی  (‌که  اجل  ایشان  درمی‌رسد،  آنان  را  از  زندگی‌)  بهره‌مند  سازیم‌.

کشتی  در  میان  امواج  آبهای  فراوان  بسان  پر  پرنده‌ای  است‌که  بادها  آن  را  بردارند  و  بدین  سو  و  بدان  سو  پرت‌کنند،  وزن‌کشتی  هر  اندازه  هم  زیاد،  و  حجم‌کشتی  هر  اندازه  بزرگ،  و  ساختارکشتی  هر  اندازه  محکم  و  استوار  باشد.  اگر  رحمـت  خدا  کشتی  را  در نیابد  قطعاً  نابود  می‌شود  و  بر  باد  فنا  می‌رود  چه  در  لحظه‌ای  از  شب  باشد  و  چه  در  لحظه‌ای  از  روز. کسانی  که  سوار  کشتی  شده‌اند  و  بر  سطح  آبها  مسافرت  نموده‌اند،  چه  با  قایق  بادبانی،  و  چه  باکشتیهای  بزرگ  اقیانوس‌پیما،  می‌دانند  که  دریا  چه  اندازه  دارای  هول  و  هراس  است‌.  می‌دانندکه  محفوظ  ماندن  از  خطر ‌دریای  هراس‌انگیز  و  رهائی  از  خشم  تند  و  قدرتمند  آن‌،  چه  اندازه  ناچیز  و  چه  اندازه  اندک  است‌!  همچون‌کسانی  معنی  رحمت  خدا  را  احساس  می‌کنند،  و  می‌دانند  تنها  رحمت  خدا  پناه  و  پشتیبان  و  رهائی‌بخش  از  طوفانها  وگردبادها  و  امواج  در  میان  این  آفریده  هولناک  و  خوفناکی  است‌که  دست  رحمت  خدا  زمام  سرکش  آن  را  می‌گیرد،  و  هیچ  دستی  جز  آن  دست  در  زمین  یا  در  آسمان  نمی‌تواند  آن  را  بگیرد  و  نگاه  دارد.  این  امر  تا  بدان  هنگام  است‌که  موعد  مقرر  خدا  درمی‌رسد،  و  زمان  مقرر  آن  در  وقت  خود  سر  برمی‌زند،  برابر  چیزی‌که  خداوند  حکیم  و  خبیر  مقرر  و  مقدر  فرموده  است‌:

(وَمَتَاعاً إِلَى حِينٍ). 

و  تا  زمانی  (‌که  اجل  ایشان  درمی‌رسد،  آنان  را  از  زندگی‌)  بهره‌مند  سازیم‌.

*
با  وجود  این  نشانه‌های  روشن  و  آشکار،  بندگان  در  غفلت  بسر  می‏‎برند،  و  چشمانشان  بازنمی‌گردد،  و  دلهایشان  بیدار  نمی‌شود،  و  از  تمسخرشان  و  تکذیبشان  دست  نـمی‌کشند  و  دوری  نمی‌کنند،  و  باز  هـم  در  فرارسیدن  عذاب  شتاب  می‌ورزند،  عذابی  که  پیغمبران  آنان  را  از  آن  بیم  می‌دهند  و  می‌ترسانند:

(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ  وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ  وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؟  )‌.  هنگامی  که  بدانان  گفته  شود:  بپرهیزید  از  عذاب  و  مجازات  دنیوی  که  پيش  رو  دارید،  و  از  عذاب  و  مجازات  اخروی  که  در  پشت  سر  دارید،  تا  به  شما  رحـم  شود،  (‌اعتنا  نـمی‌کنند)‌.  هیچ  آیه‌ای  از  آیـات  پـروردگارشان  برای  آنان  نمی‌آید،  مگر  این  کـه  از  آن  رویگردان  می‌شوند.  و  هنگامی  که  به  آنان  گفته  شـود:  از  چیزهائی  که  خدا  به  شما  داده  است‌،  انفاق  و  احسان  کنید.  کافران  به  مومنان  میگویند:  آیا  به  کسی  خوراک  بدهیم  كه  اگر  خدا  می‌خواست  خوراک  بدو  می‌داد  (‌و  فقیرش  نمی‌کرد؟  مگر  مشیت  الهی  چنین  نخواسته  است‌؟  ما  بـا  مشیت  الهی  مخالفت  نمی‌ورزیم‌)  شما  در  گمراهی  آشکار 