  است  که‌)  خورشید  به  سوی  قرارگاه  خود  در  حرکت  است‌.

خورشید  پیرامون  خود  دور  می‌زند.  گمان  می‌رفت  که  خورشید  در  جایگاه  خود  ثابت  است‌،  جایگاهی‌که  در  آنجا  پیرامون  خود  می‌گردد.  و  لیکن  به  تازگی  دانسته  شده  است‌که  خورشید  در  جایگاه  خود  ثابت  نیست‌.  بلکه  خورشید  در  حرکت  است‌،  و  واقعاً  به  پیش  می‌رود.  در  سمت  یگانه‌ای  از  فضای  هراس‌انگیز  جهانی  پیش  می‌تازد  با  سرعتی  که  ستاره‌شناسان  آن  را  حساب  کرده‌اند  و  دوازده  مایل  در  ثانیه  دانسته‌اند![1]

خداوند  بزرگوارکه  خداوندگار  آگاه  از  خورشید  و  حر‌کت  خورشید  و  سرنوشت  آن  است  مـی‌فرماید:  خورشید  به  سوی  قرارگاه  خود  حرکت  می‌کند.  این  قرارگاهی  که  خورشید  بدان  خواهد  رسید،  جز  خدای  سبحان  کسی  از  آن  آگاه  نیست‌،  و  همچنین  جز  یزدان  جهان  کسی  نمی‌داند  چه  وقت  بدانجا  خواهد  رسید  و  موعد  آن‌کی  خواهد  بود.

وقتی‌که  به  تصور  درآوریم‌که  حجم  خورشید  حدود  یک  میلیون  برابر  حجم  زمین  ما  است‌،  و  این  توده  هراس‌انگیز  حرکت  می‌کند  و  در  فضا  جریان  دارد  و  چیزی  تکیه‌گاه  آن  نیست‌،‌گوشه‌ای  از  صفت  قدرتی  را  درمی‌یابیم‌که  این  هستی  را  با  توان  و  دانش  اداره  می‌کند  و  می‌گرداند  و  می‌چرخاند:

(  ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ).

این‌،  محاسبه  و  اندازه‌گیری  و  تعیین  خدای  بس  چیره  و  توانا  و  آگاه  و  دانا  است‌.

«  وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ »  .

برای  ماه  نیز  منزلگاه‌هائی  تعیين  کرده‌ایم  که  (‌پس  از  طی  کردن  آنها)  به  صورت  ته‌مانده  کهنه  (‌خوشه  خرما  بر  درخت‌)  درمی‌آید  (‌قوسی  شکل  و  زرد  رنگ‌)‌.بندگان‌،  ماه  را  در  این  منزلگاه‌های  خود  می‏بینند.  آنان  مشاهده  می‌کنندکه  ماه  به  شکل  هلال  رویت  می‌گردد.  سپس  هرشب  بزرگ  و  بزرگتر  می‌شود،  تا  به  شکل  بدر  تمام  درمی‌آید  و  کره  کاملی  می‌گردد.  آن‌گاه  رو  به  کاستی  می‌گذارد  تا  وقتی‌که  دیگر  باره  به  شکل  هلال  درمی‌آید  و  قوسی  ميشود  بسان  پایه  خوشه  خرماکه  پس  از  چیدن  خوشه  بر  درخت  مي‌ماند  و زرد  رنگ  و  قوسی  شکل  است‌.  «‌عرجون‌»  به  خوشه‌ای‌گفته  می‌شود  که  میوه  نارس  خرما  در  آن  قرار  می‌گیرد.

کسی‌که  ماه  را  وراندازکند  و  هرشب  آن  را  زیر  نظر  بدارد،  متوجه  سایه  روشن  تعبیر  شگفت  قرآنی  می‌گردد: 

(حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ)  .

تا  بدان  گاه  که  به  صورت  ته‌مانده  کهنه  (‌خوشه  خرما  بر  درخت‌)  درمی‌آید  (‌قوسی  شکل  و  زرد  رنگ‌)‌.

مخصوصاً  چنین  شبی  متوجه  سایه  روشن  واژه  (قدیم‌)  یعنی  کهنه‌،  می‌شود.  چه  ماه  در  شبهای  اول  به  شکل  هلال  است‌،  و  در  شبـهای  آخر  نيز  به  شکل  هلال  است  .  .  .  ولیکن  ماه  در  شبهای  اول  تازه  و  جوان  و  تمییز  بـه  نظر  می‌آید،  ولی  در  شبهای  آخر  می‌درخشد  بدان‌گونه‌که  انگار  غمها  و  اندوه‌ها  بدو  روی  کرده‌اند  و  سیلیها  خورده  است  و  لاغریها  و  پژمردگیها  دیده  است  و  زرد  رنگ  و  افسره  بسان  ته‌مانده  خوشه‌کهنه  بر  درخت  خرما  گردیده  است‌)  این  تصادفی  نیست  که  قرآن  مجید  چنین  تعبیر  الهام  بخش  شگفتی  از  ماه  داشته  باشد!

زیستن  با  ماه  شب  به  شب‌،  در  ذهن  و  شعورمان  احساسها  و  خاطره‌های  تازه  و  خوشایند  و  الهامگرانه  و  ژرفی  را  برمی‌انگزد.  دل  انسانی  که  یک  دور  کامل  با  ماه  بماند  و  با  آن  زیست‌کند،  از  تاثیرها  و  پاسخگوئیها  و  پذیرشها  و  همآوائیها  رهائی  نمی‌یابد،  و  چاره‌ای  جز  این  نخواهد  داشت  به  تسبیح  و  تقدیس  دست  زیبانگار  و  نوآفرینی  بپردازد  که  جمال  و  جلال  می‌آفریند،  وکرات  و  افلاک  را  با  نظم  و  نظام  خاص  می‌گرداند،  و  جهان  و  کیهان  را  روبراه  و  اداره  می‌کند.  چه  چنین  دلی  راز  همچون  منزلگاه‌ها  و  شکلـهای‌گوناگون  ماه  را  بداند  و  چه  چـیزی  از  آنها  را  نداند.  زیرا  نگریستن  خودش  به  تنهائی  برای  به  جنبش  درآوردن  دل‌،  و  به  جوش  و  خروش  انداختن  عقل  و  شعور،  و  برانگیختن  تدبر  و  تفکر،  کافی  و  بسنده  است‌.

هم  اینک  دقت  نظم  و  نظام  جهانی  را  بیان  می‌فرماید،  نظم  و  نظامی‌که  این  کرات  و  افلاک  هراس‌انگیز  فرمانروا  است‌،  و  پدیده‌ها  را  مترتب  بر  نظم  و  نظام  یگانه  و  دقیق  می‌شمارد:

(لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ).

نه  خورشید  را  سزد  (‌در  مدار  خود  سریع‌تر  شود  و)  به  (‌مدار)  ماه  رسد،  و  نه  شب  را  سزد  که  بر  روز  پیشی  گیرد  (‌و  مانع  پیدایش  آن  شود)‌.  هریک  در  مـداری  شناورند  (‌و  مسیر  خود  را  بدون  کم‌ترین  تغییر  ادامه  می‌دهند)‌.

هر  ستاره‌ای  یا  هر  سیاره‌ای  فلکی  یا  مداری  دارد  و  در  حرکت  خود  یا  درگردش  خود  از  آن  تخطی  و  تجاوز  نمی‌کند.  مسافتها  و  فاصله‌های  میان  ستارگان  و  سیارگان  مسافتها  و  فاصله‌های  زیاد  و  هراس‌انگیز  است‌.  چه  مسافت  و  فاصله  میان  زمین  ما  و  میان  خورشید  حدود  نود  و  سه  میلیون  مایل  برآورد  می‌گردد.  ماه  از  زمین  حدود  دویست  و  چهل  هزار  مایل  فاصله  دارد  .  .  .  این  مسافتها  و  فاصله‌ها  با  وجود  دوری‌،  چیز  قابل  ذکری  نیست  وقتی‌که  با  مسافت  و  فاصله  منظومه  شمسی  ما  با  نزدیک‌ترین  ستاره  از  ستارگان  آسمان  دیگر  سنجیده  می‌شود.  نزدیک‌ترین  ستاره  آسمان  دیگر  حدود  چهار  سال  نوری  برآورد  می‌گردد!  سرعت  نور  در  یک  ثانیه  صد  و  هشتاد  و  شش  هزار  مایل  برآورد  می‌شود!  یعنی  نزدیک‌ترین  ستاره  به  ما  حدود  صد  و  چهار  بیلیون  مایل  از  ما  دور  است‌)

یزدان  سبحان  آفریدگار  این  جهان  هراس‌انگیز  مقدر  و  مقرر  فرموده  است  همچون  مسافتها  و  فاصله‌هائی  در  میان  مدارات  ستارگان  و  سیارگان  باشد،  و  نقشه  و  طرح  جهان  را  بدین‌گونه  درآورده  است  و  ریخته  است  تا  جهان  را  در  پرتو  دانش  و  آگاهی  خود  از  برخوردن  و  درهم  شکستن  محفوظ  و  مصون  دارد،  تا  آن  وقت‌که  سررسید  زمان  معلوم  فراميرسد.  چه  خورشید  نباید  به  ماه  برسد،  و  شب  نباید  بر  روز  پیشی‌گیرد،  و  در  راه  برای  آن  مزاحمت  تولیدکند.  زیراگردش  و  چرخشی‌که  شب  و  روز  را  پدید  می‌آورد،  هرگز  عیب  و  نقص  وکم  و  کاستی  پیدا  نمی‌کند،  و  لذا  هیچ  یک  از  آن  دو  بر  دیگری  سبقت  نمی‌گیرد  یا  در  حرکت  مزاحمت  تولید  نمی‌کند!

(وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ).

هریک  در  مداری  شناورند.

حرکت  این  افلاک  وکرات  در  فضای‌گسترده هولناک‌،  بسان  حرکت‌کشتیها  در  میان  امواج  آبهای  فراخ  دریاها  و  اقیانوسها  است‌.  امّا  این  افلاک  وکرات  با  وجود  بزرگی  و  سترگی  خود  بیش  از  نقطه‌هائی  نیستندکه  در  گستره  عظیم  و  هولناک  فضا  شناورند.

انسان  وقتی‌که  