ه  حائل  و  مانع  ایجاد  می‌گردد.  آن‌ گاه  بیان  می‌شود که  بیم  دادن  تنها  به ‌کسی  سود  می‌رساند که  از  قرآن  پیروی‌ کند  و  نهانی  از  خدا  بترسد،  و  دل  خود  را  برای  پذیرش  دلائل  هدایت  و  الهامهای  ایمان  آماده  بسازد  .  .  .

پس  از  آن  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌رهنمود  می‌گرد‌د  به  این ‌که  برای  ایشان  مثالی  را  ذکر کـند.  آن  مـثال  مـربو‌ط  به  ساکنان  شهر  (‌انطاکیه‌)  است‌.  در  ایـن  راسـتا  داسـتان  تکذیب  و  عاقبت  تکذیب ‌کنندگان  را  روایت  می‌کند،  و  سرشت  ایمان  در  دل  شخص  مؤمن  و  تأثیر  آن  در  فرجام  ایمان  و  تصدیق  را  ذکر  می‌نماید.

بدین  جهت  مرحلۀ  دوم  با  فریاد  حسرت  بر  بندگانی  می‌آغازد که‌ پیوسته  هر  پیغمبری  را  تکذیب  می‌کنند  و  او  را  تمسخر  می‌نمایند،  و  از  جایگاه‌های  نابودی  و  نقش  زمین  شدنهای  تکذیب ‌کنندگان  درس  عبرت  نمی‌آموزند  و  پند  نمی‌گیرند،  و  برای  د‌یـدن  و  خـوانـدن  آیـه‌های  بی‌شمار  یـزدان  د‌ر گسترۀ  جهان  بیدار  و  هوشیار  نمی‌شوند  .  .  .  در اینجا  آن  صحنه‌های  حهانی  را  نمایش  می‌دهد که  در  سرآغاز  سوره  بدانها  اشاره‌ گردیده  است‌.  همچنین  صحنۀ  دور  و  درازی  از  صحنه‌های  قیامت  را  نشان  می‌دهد.  در  این  صحنه  تفصیل  زیادی  است‌.

مرحلۀ  سوم ‌تقریباً‌ همه  موضوعهای  سوره  را  خلاصه  می‌کند.  در  سرآغاز  آن  شعر  بودن  آنچه  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  با  خود  به  ارمغان  آورده  است  را  نفی  می‌کند،  و  هر گونه  پیوند  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  با  شعر  را  از  بنیاد  مردود  اعلام  می‌نماید.  بعد  از  آن  برخی  از  صحنه‌ها  و  پسوده‌هائی  را  عرضه  می‌دارد که  دالّ  بر  الوهیّت  یگانه  است‌.  انـتخاب  خدایـانی  بجز  یـزدان  را  بر  آنـان  زشت  می‌شمارد،  خدایانی ‌که  از  آنها  پیروزی  و  بهروزی  می‌خواهند،  در  حالی  که  آنـان  خودشان  از  خـدایـانشان  مواظبت  و  محافظت  می‌کنند  و  از  آن  معبودهای  خیالی  مراقبت  و  نگاهداری  می‌نمایند!  .  .  از  مسألۀ  رستاخیز  و  زنـدگی  دوباره  سخن  می‌راند‌،  و  ایشـان  را  به  یـاد  پـیدایش  نخستین  خودشان  از  نطفه  مـی‌انـدازد  تـا  دقّت ‌کـنند  و  ببینند که  زنده  گرداندن  استخو‌انهای  پوسیده  بسان  پدید  آوردن  انسانها  از  نطفه  است  و  جای  شگـفتی  نـیست‌.  درخت  سبز  را  برایشان  مثال  می‌زند که  چگونه  آتش  در  آن  نـهان  می‌گردد.  به  ظاهر  ایـن  دو  مثال  دور  از  یکدیگرند!  آفرینش  آسمانها  و  زمین  را  برایشان  بیان  می‌دارد که  گو‌اه  بر  توانائی  و  قدرت  خدا  بـر  آفـرینش  انسانهائی  همچون  ایشان  در  پیدایش  نخستین  و  واپسین  است‌.  .  .  سـرانجام  واپسيـن  آهـنگ  در  ایـن  سوره  طنین‌انداز  می‌گردد‌:

(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (82) فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (83) 

هر گاه  خدا  چيزی  را  بخواهد  که  بشود،  کار  او  تنها  ایـن  است  كه  خطاب  بدان  بگوید:  بشو!  و  آن  هم  می‌شود  پاكا  خداوندی  که  مالکیّت  و  حاکمیّت  هـمه  چیز  در  دست  او  است‌.  و  شما  به  سـوی  او  برگردانده  مـی‌شوید  (‌و  به  حساب  و  کتابتان  رسیدگی  می‌گردد)‌.  (‌یس‌/82و83)  

هم  اینک  پس  از  این  عرضۀ کوتاه  به  تـفصیل  سخن  می‌پردازیم‌                     .

*
(يس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (4) تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (5) لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6) لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (7) إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ (8) وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ (9) وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (10) إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ (11) إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ) (12)‏ 

یا.  سـین‌.  سوگند  بـه  قرآن  حکـیم‌!  قطعاً  تـو  از  زمـرۀ  فرستادگان  (‌یـــزدان‌)  هســتی‌،  و  بــر  راه  راست  (‌خداشناسی‌)  قرار  داری  (‌کـه  دین  اسـلام  است‌)‌.  این  قرآن  را  فرو  فرستاده  است  خداونـد  چیره  و  مـهربان‌.  (‌آن  را  برای  تو  فرو  فرستاده  است‌)‌.  تا  قومی  را  بیم  دهی  که  پدران  و  نیاکان  (‌نزدیک‌)  ایشـان  (‌تـوسّط  پـیغمبران‌)  بیم  داده  نشده‌اند،  و  بـه  همین  علّت  است  کـه  غـافل  و  بـی‌خبر  (‌از  قانون  آسـمانی‌،  نسبت  بـه  خدا  و  خود  و  مردمان‌)  هستند.  (‌ایشان  مسـتحقّ  عذاب  گشته‌اند  و)  سخن  (‌خدا  مبنی  بر پر  كردن  جهنّم ‌از  چنين  افرادی‌)  دربارۀ  بيشتر آنـان  بـه  حقیقت  پـیوسته  است‌،  و آنـان  دیگر  ایـمان  نـمی‌آورند.  مـا  بـه  گردنهایشان  غـلهائی  می‌اندازیم  که  با  چانه‌هایشان  می‌رسد  و  سرهای  ایشان  (‌بـر  اثـر  آن‌)  رو  بـه  بـالا  نگاه  داشـته  مـی‌شود  (‌و  نه  می‌توانند  به  زیر  پاهای  خود  بنگرند،  و  نـه  می‏‎توانند  سرهایشان  را  بدین  سو  و  آن  سو  حرکت  دهند)‌.  مـا  در  پيش  روی  آنان  سدّی  و  در  پشت  سر  ایشان  سدّی  قرار  داده‌ایم  (‌و  لذا  به  کسانی  می‌مانند  که  در  مـیان  دو  سـدّ،  گیر  کرده  باشند،  و  پیش  رو  و  پشت  سر  خود  را  مشاهده  نکنند)  و  بدین  وسيله  جلو  چشمان  ایشان  را  گرفته‌ایم  و  دیگر  نـمی‌بینند.  چـه  آنان  را  بـترسانی  چه  ایشان  را  نترسانی‌،  برایشان  یکسان  است  ایـمان  نمی‌آورند.  تـو  تنها  کسـی  را  می‌ترسانی  (‌و  بـا  بیم  دادنت  بـدو  سـود  مـی‌رسانی‌)  كـه  از  قـرآن  پــیروی  کـند،  و  پـنهانی  از  (‌خداوند)  مهربان  هراس  داشته  باشد.  چنین  کسی  را  به  گذشت  و  پاداش  ارزشمندی  مژده  بده‌.  ما  خودمان  زنده  مــی‌گردانـیم‌،  و  چیزهائی  را  که  (‌در  دنـیا)  پـیشاپيش  فرستاده‌انـد  و  (‌کارهائی  را  کـه  کرده‌انـد،  و  هـمچنین‌)  چیزهائی  را ک  (‌در  آن‌)  برجای  نهاده‌اند  (‌و  کـارهائی  را  که  نکرده‌اند،  ثبت  و  صبط  می‌کنیم  و)  مـی‌نویسیم  و  مـا  همه  چیز  را  در  کتاب  آشکار  (‌لوح  محفوظ‌)  سـرشماری  می‌نمائیم  و  می‌نگاریم‌.

یزدان  سبحان  به  اين  دو  حرف  «‌یا.  سین‌»  و  به  قرآن  حکیم  سوگند  می‌خورد.  يکجا  جمع  آوردن  میان  این  دو  حـروف  مقطّعه  و میان  قرآن‌،  ترجيحی  را  رجحان  می‌دهد  که  ما  در  تفسیر  این  حروف ‌که  در  اوائـل  برخی  از  سوره‌ها  آمده‌اند  برگزیده‌ایم  و  در  پیش ‌گرفته‌ایـم  و 