) إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ (14) قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ (15) قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ (16) وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ (17) قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (18) قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ (19) وَجَاء مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ (20) اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْراً وَهُم مُّهْتَدُونَ (21) وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (22) أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلاَ يُنقِذُونِ (23) إِنِّي إِذاً لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ (24) إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ (25) قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ (26) بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ (27)‏ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ (28) إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ) (29)

این  سورۀ  مکّی  دارای  فاصله‌های  کوتاه‌،  و  آهنگهای  سریع  است‌.  بدین  خاطر آیات  آن  هشتاد  و  سه  تا گردیده  است‌،  هر چند  این  سوره‌ کوچک‌تر  و کوتاه‌تر  از  سورۀ  پیشین  خود  - ‌سورۀ  فاطر  -‌ است ‌که  تعداد  آیـات  آن  چهل  و  پنج  تا  بود.

کوتاه  بودن  فاصله‌ها  همراه  با  سرعت  آهنگها  این  سوره  را  با  قالب  خاصّی  قالبگیری  می کند  و  سیمای  ویژه‌ای  را  بدان  می‌دهد.  آهنگهای  آن  پیاپی  و  متّصل  مـی‌آیند،  و  مضرابهای  متوالی  بر  حسّ  و  شعور  آشنا  می‌کنند.  ایـن  کار تأثیر  سوره  را  دو چندان  می سازد  با  تصویرها  و  سایه  روشنهائی‌ که  صحنه‌های  پشت  سر  هم  از آغاز  سوره  تا  پایان  سوره  با  خود  دارند،  صـحنه‌های ‌گوناگون  و  الهامگرانه‌ا‌ی‌ که  تأ‌ثیرا‌ت  ژرفی  به  سوره  می‌بخشند.  

مـوضوعهای  اصـلی  ایـن  سوره  هـمان  مـوضوعهای  سوره‌های  مکّی  است‌.  نخستین  هـدف  موضوعها  هـم  ساختن  و  استوار  داشتن  پایه‌های  عـقیده  و  باور  است‌.  این  سوره  از  همان  آغاز  به  سـرشت  وحی  و  صـدق  رسالت  می‌پرد‌ازد‌:

(يس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (4) تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ) (5) 

یـا.سـین‌.  سـوگند بـه ‌قرآن  حکیم‌!  تـو قطعاً  از زمـرۀ  فرستادگان  (‌یـــزدان‌)  هســتی‌،  و  بـــر  راه  راست  (‌خداشناسی‌)  قرار  داری  (‌که  دین  اسلام  است)‌  ...  .

آن‌ گاه  داستان  ساکنان  شهر  (‌انطاکیه‌)  را  به  پیش  می‌کشد  بدان  هنگام ‌که  پیغمبران  بدانجا  آمدند  تا  مـردمان  را  از  سرانجام  تکذیب  کردن  وحی  و  رسالت  بترسانند.  ایـن  سرانجام  را  نیز  در  داستانی  بیان  می‌دارد  بدان‌ گونه‌ که  شـیوۀ  قـرآن  در  ا‌ستفاده  از  داسـتانها  برای  استحکام  مسأله‌ها  و  قضیّه‌ها  است‌.  این  سوره  نزدیک  به  پايان  خود،  به  خود  موضوع  اصلی  برمی‌گردد:

(وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ (69) لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّاً وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ) (70)‏

ما  به  پیغمبر  (‌اسلام  سرودن‌)  چکامه  نـیاموخته‌ایـم  -‌ و  چامه‌سرائی  او  را  نسزد  - ‌این  (‌کتاب  هم  که  بر  او  نـازل  کرده‌ایم‌)  جز  یادآوری  (‌عاقلان  به  قانون  و  فرمان  یزدان  جهان‌)  و  کتاب  خواندنی  روشنگر  (‌حقائق  برای  مؤمنان‌)  نیست‌.  (‌هدف  از  فرو  فرستادن  آن‌،  این  است  که‌)  تا  افراد  زندۀ  (‌بیدار دل‌)  را  با  آن  بیم  دهـد،  و  بر  كـافران  (‌اتمام  حجّت  شود  و)  فرمان  عذاب  مسلّم  گردد. (‌یس‌/69و70)  

این  سوره  همچنین  به  مسألۀ  الوهيّت  و  وحدانـیّت  می‌پردازد.  زشت  شمردن  و  پلشت  داشتن  شرک  و  انباز  بر  زبان  مرد  مؤمنی  می‌رود که  از  دورترین  نقطۀ  شهر  آمده  است  تا  با  قوم  خود  با  دلیل  و  برهان  به  جد‌ال  و  ستیز  بنشیند  و  از کار  پیغمبران  به  دفاع  بپردازد‌.  آنجا که  می‌گوید:  

(وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (22) أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً وَلاَ يُنقِذُونِ (23) إِنِّي إِذاً لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ) (24) 

من  چرا  کسی  را  پرستش  نکنم  که  مرا  آفریده  است  و  بـه  ســوی  او  برگردانده  مـی‌شوید؟  آیــا  غیر  از  خدا،  مــعبودهائی  را  بـرگزینم  (‌و  پرستش  نـمایم‌)  کـه  اگر  خـداونـد  مــهربان  بـخـواهـد  زیانی  بـه  مـن  برساند،  میانجیگری  ایشان  کمترین  سودی  برای  من  ندارد  و  مرا  (‌از  زیان  وارده‌)  نجات  نمی‌دهند؟  (‌هر گاه  چنین  كاری  را  بکنم  و  انبازهائی  را  پرستش  نمایم‌)  در  این  صورت  مـن  در  گمراهی  آشکاری  خواهم  بود. (‌یس‌/22-24)  

نزدیک  به  نهایت  سوره‌،  دیگر  باره  ذکر  این  موضوع  به  میان ‌می‌آید:

(وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنصَرُونَ (74) لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ) (75)

آنان  گذشته  از  خدا،  معبودهائی  برای  خود  برگزیده‌اند.  بدین  امید  که  (‌از  سوی  ایشان‌)  یاری  شوند.  معبودها(‌ی  دروغین‌)  نمی‌توانند  پرستندگان  خود  را  کمک  کـنند  و  یـاری  دهـند،  و  بلکه  پــرستندگان‌،  سپاه‌های  آمادۀ  معبودها(‌ی  عاجز  خود)  هسـتند  (‌و  از  آنـها  مواظبت  می‌نمایند  و  از  بلاها  و  گزندها  بدور  می‌دارند)‌.(يس/74و75)

مسأله‌ای ‌که  در  این  سوره  بر  آن  تکیه  می‌شود،  مسألۀ  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  است‌.  این  مسأله  در  جاهای  زیادی  از  سوره  تکرار  می‌گردد.  در  سرآغاز  این  مسأله  .

(إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ) (12)‏ 

ما  خودمان  مردگان  را  زنده  می‌گردانیم‌،  و  چیزهائی  را  کـه  (‌در  دنیا)  پـیشاپیش  فرستاده‌انـد  و  (‌کـارهائی  که  کرده‌اند،  و  همچنین‌)  چیزهائی  را  کـه  (‌در  آن‌)  بـرجای  نـهاده‌انـد  (‌و  کارهائی  را  کـه  نکـرده‌انـد،  ثبت  و  ضبط  می‌کنیم  و)  می‌نویسیم‌.  و  ما  همه  چیز  را  در  کتاب  آشکار  (‌لوح  محفوظ‌)  سرشماری  می‌نمائیم  و  می‌نگاریـم‌.(يس/12)

این  مسأله  در  دا‌ستان  ساکنان  ش