ت و بدون زحمت زیاد، برکات فراوانی بهره شما می‌سازد) و تولید روغنی و نان خورشی می‌کند (‌که دارای املاح کلسیم و آهن و فسفر و ویتامینهای «‌آ»‌» و «‌ب‌» بوده و سرشار از پروتئین است‌، و استفاده‌های صنعتی دارد و در طب نیز مورد استفاده می‌باشد، و نیز مواد غذائی‌) برای خورندگان (‌است‌)‌. در (‌چگونکی آفرینش‌) چهارپایان رهنمود مهمّی است برای شما (‌تا بدان به قدرت خدا پی ببرید)‌. از آنچه در شکم آنها است (‌و شیر نام دارد) به شما می‌نوشانیم‌، و چهارپایان (‌جز این غذای گوارا و نیروبخش شیر) منافع زیادی (‌همچون مو و پشم‌) برای شما دارند و (‌به علاوه‌) از (گوشت‌) آنها تغذیه می‌کنید و سود می‌برید. و بر (‌مرکبهای راهوار) چهارپایان (‌در خشکی‌) و (‌در دریا) بر کشتیها برداشته می‌شوید (‌و این همه فائده حیوانها و آثار و خواص اشیاء‌، مایه عبرت است‌)‌.

روند قرآنی در عرضه‌کردن این دلائل‌، به پیش می‌رود، و همه این دلائل را به یکدیگر پیوند می‌دهد. میان آنها پیوند می‌دهد به سبب این‌که از دلائل قدرت هستند، و میان آنها ارتباط برقرار می‌دارد، بدان جهت که از زمره دلائل اداره‌کردن و چرخاندن جهان می‌باشند. این دلایل در هستی خود هماهنگ هستند، و در وظائف خود همآوا می‌باشند، و در رویکرد خویش همصدا و یک مسیر هستند. همه آنها فرمانبردار قانون یگانه‌ای می‏‎باشند، و همه آنا همکاری و همیاری در وظائف خود دارند، و همه آنها به حساب این انسان و به سود او درگشت و گذارند، انسانی که خدا او را گرامی داشته است و حساب ویژه‌ای برای او بازکرده است‌.

بدین خاطر است‌که خدا میان این صحنه‌های جهانی‌، و میان مراحل پیدایش و آفرینش انسان‌، در روند سوره ارتباط برقرار می‌سازد.

*
(وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ).

ما بر فراز شما هفت آسمان آفریده‌ایم و (‌با وجود کرات و کواکب و سیارات بیشمار و بالاخره عالمهای بسیار) ما از کار آفرینش و وضع آفریدگان (‌خود) غافل نبوده و نیستیم (‌و از جمله خلقت انسان برای ما ساده‌، و آگاهی از او آسان است‌)‌.

طرائق یعنی طبقاتی‌که یکی فوق دیگری‌، یا در فراسوی دیگری است‌. چه بسا در اینجا مراد هفت مدار نجومی باشد. یا مقصود منظومه‌هائی همچون منظومه شمسی‌، و یا هفت توده سحابیها باشد. سحابیها توده‌هائی از ستارگان هستند، همان‌گونه که ستاره‌شناسان می‌گویند[6]‌... به هر حال‌، طرائق هفت آفریده نجومی هستندکه بالای سر انسانها قرار دارند. یعنی سطح آنها بالاتر از سطح زمین در این فضا می‌باشند. خدا آنها را از روی تدبیر و حکمت آفریده است‌، و آنها را با قانون قابل ملاحظه‌ای محفوظ و مصون داشته است‌:

(وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِينَ).

ما از کار آفرینش و وضع آفریدگان (‌خود) غافل نبوده و نیستیم‌.

(وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الأرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ).

ما از آسمان آب ارزشمندی را به اندازه لازم و معین فرو فرستاده‌ایم و آن را در زمین ماندگار نموده‌ایم‌، و ما کاملا می‌توانیم به گونه‌های مختلف آن را از بین ببریم‌. 

در اینجا این هفت طرائق یا طبقه‌، به زمین ربط پیدا می‌کند. آب از آسمان فرود می‌آید، و با آن افلاک ارتباط پیدا می‌کند. تشکیل جهان بر این نظم و نظام است‌که اجازه می‌دهد آب از آسمان ببارد، و بدو اجازه می‌دهد که در زمین استقرار پیدا کند.

نظریه‌ای‌که می‏‎گوید آبهای درونی از آبهای سطحی‌ای که از بارش باران تشکیل می‌شوند، و آبهای نزولات آسمانی به داخل زمین می‌رود و در آنجا (‌در حوضچه‌ها و سفره‌های زیرزمینی‌) حفظ و نگاهداری می‌شود، نظریه جدیدی است‌. تا چندی پیش گمان این بودکه میان آبهای درونی و آبهای بیرونی ارتباطی نیست‌. ولیکن این قرآن است‌که همچون حقیقتی را هزار و سیصد سال پیش بیان داشته است‌.

(وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ).

ما از آسمان آب ارزشمندی را به اندازه لازم و معین فرو فرستاده‌ایم‌.

آب را به اندازه لازم و به مقدار معین می‌بارانیم برابر حکمت و فلسفه و تدبیر و تقدیری‌که مراد است‌، نه بیش از اندازه و مقدارکه مایه غرق و تباهی‌گردد، و نه کمتر از اندازه و مقدارکه باعث خشکی و خشکسالی شود، و نه در غیر زمان خودکه آبها هدر رود و بدون استفاده شود.

(فَأَسْكَنَّاهُ فِي الأرْضِ).

و آن را در زمین ماندگار نموده‌ایم‌.

ماندگار شدن آب در (‌حوضچه‌ها و سفره‌های زیر) زمینی‌، چه اندازه شبیه و همگون آب نطفه مستقر در رحم است‌!:

(فِي قَرَارٍ مَكِينٍ).

در قرارگاه استوار (‌رحم مادر)‌. (‌مومنون/‌١٣)

هر دو تای این آبها در آنجاها با تدبیر و تقدیر یزدان جایگزین و ماندگار می‌مانند تا حیات از آنها پدیدار و نمودار گردد!.. این هم از شیوه‌های هماهنگی صحنه‌ها در امر تصویرگری قرآن است‌.

(وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ).

و ما کاملا می‌توانیم به گونه‌های مختلف آن را از بین ببریم و از میان برداریم‌.

از جمله آنها به طبقات عمیق و دوردست زمین فرو روند، با شیشه شدن یا درز برداشتن لایه‌ها و چینهای صخره سنگهائی‌که آبها بر آنها ماندگار مانده‌اند و باعث حفط و نگاهداری آبها گردیده‌اند، یا از راه‌های دیگری‌که امکان دارد و با اسباب و علل دیگری‌که در میان است‌. آن خدائی‌که آبها را با قدرت خود محافظت و نگاهداری می‌نماید، توان این را هم داردکه آبها را پحش و پراکنده سازد و ضائع و هدر دهد. امّا حفظ آبها از فضل وکرم و نعمت و رحمت خدا در حق مردمان است‌.

از آب است‌که حیات پدیدار می‌آید و زندگی برمی‌جوشد:

(فَأَنْشَأْنَا لَكُمْ بِهِ جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ).

ما به وسیله این آب، نحلستانها و تاکستانها برای شما پدید آورده‌ایم که میوه‌های زیادی برایتان به بار می‌آورند و از آنها می‌خورید.

نخلستانها وتاکستانها دو نمونه از زندگی و حیاتی هستندکه در دنیای‌گیاهان براثر آب پدیدار و نمودار می‌گردند، همان‌گونه‌که انسانها از آب نطفه‌، در دنیای مردمان پدیدار و نمودار می‌گردند. این دو تا دو نمونه نزدیک به یکدیگر برای مخاطبان آن روزی قرآن است‌، و اشاره به نظائر بسیاری از این قبیل است‌که با آب حیات پیدا می‌کنند. قرآن از میان انواع و اقسام دیگری‌، درخت زیتون را مثال می‌زند:

(وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْنَاءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ[7] لِلآكِلِينَ).

همچنین درختی (‌با آن‌) پدیدار کرده‌ایم که در کوه طور سینا می‌روید و(‌صدها سال عمرمی‌کند و پیوسته سبز و خرم است و بدون زحمت زیاد، برکات فراوانی بهره شما می‌سازد) و تولید روغنی و نان خورشی می‏‎كند (‌که دارای املاح کلسیم و آهن و فسفر و ویتامینهای «‌آ» و «‌ب‌» بو