،  تـهدید  كسانی  را  می‌افزاید که  همچون  روش  ننگینی  را  در  پـیش  می‌گيرند،  و  ایـن  راه  پست  و  رسواگرانه  را  می‌پیمایند:

(وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ ).

و  حیله‌گریهای  زشت  جز  دامنگیر  حیله‌گران  نمی‏گردد.  

حیله‌گریهای  زشت  و  نیرنگهای  پست  دامنگیر کسی  جز  خود  حيله‌گران  و  نیرنگبازان  نمی‌شود.  حیله‌گری  زشت  و  نیرنگ  پست  دامنگیر  حیله‌گران  و  نیرنگبازان  می‌شود  و  ایشان  را  احاطه  می‌کند  و  اعمالشان  را  هدر  می‌دهد.  

اگر کار چنین  است  پس  در  ایـن  صورت  منتظر  چه  چیزند؟  آنان  منتظر  چیزی  نيستند  جز  این ‌که  بر  سر  آنان  همان  بیاید  و  بدیشان  همان  رسد که  پیش  از  ایشان  بـر  سر تکذیب ‌کنندگان  آمده  است  و  بدانان  رسیده  است‌.  

این  چنين  چیزی  هم  برایشان  روشن  و  شناخته  است‌.  این  افراد  تنها  منتظر  این  هستند که  قانون  و  سنّت  ثابت  و  تغییرناپذیر  خدا  اجراء  شود  و  راه  خود  را  بپیماید،  راهی  که  از  آ‌ن  منحرف  نمی‌گردد  و کناره‌گیری  نمی‌کند:

(فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً) (43) 

هرگز  دگرگونی  و  تـبدیلی  در  شـیوۀ  رفتار  خدا  (‌در  معاملۀ  با  امّتها)  نخواهی  یافت‌،  و  هرگز  نخواهی  دید  که  روش  خدا  تغیير  مسیر  و  جهت  دهد.  

*
کارها  دربارۀ  مردمان‌،  ناسنجیده  اجراء  نمی‌شود.  زندگی  در  زمین  بیهوده  سپری  نمی‌گردد.  بلکه  قوانین  و  سنن  ثابت  و  تغییرناپذيری  وجـود  دارد  و  تحقّق  مـی‌یابد  و  پیاده  می‌شود،  قوانـین  و  سننی ‌که  تبدیل  و  تـغيير  نمی‏شناسد.  قرآن  این  حقیقت  را  مقرّر  می‌فرماید،  و  آن  را  به  مردمان  تعليم  می‌دهد،  تا  تک  و  تنها  و  بافتۀ  جدا  تافته  به  حادثه‌ها  و  رخدادها  ننگرند،  و  غافل  و  بی‏خبر  از  قوانین  و  سنن  اصیل  زندگی  نـزیند،  و  در  چـهارچـوب  دورۀ  کوتاهی  از  زمان  محصور  نگردند،  و  در  محدودۀ  مکانی  تنگی  بسر  نبرند.  قرآن  جهان‌بینی  مردمان  را  بالا  می‏‎برد  و  آن  را  به  سوی  ارتباطات  زندگی  و  پیوندهای  قوانین  و  سنن  هستی  ا‌وج  می‌دهد،  و  ایشان  را  همیشه  متوجّه  ثبات  قوانین  و  سنن  و  استمرار  نوامیس  و  یاساها  می‌سازد،  و  چشمانشان  را  به  سوی  مصداق  ایـن  امـر  خیره  می‌گرداند،  و  چیزی  را  جلو  چشمانشان  مجسّم  می‌دارد که  بر  سر  نسلهای  پیش  از  آنان  آمده  است‌،  و  آن  را  دلیل  بر  اجراء  همیشگی  قوانین  و  سـنن  ثابت،  و  استمرار  نوامیس  و  یاساهای  استوار  می‌گیرد  و  می‌نماید.  این  جرخش  و گردش  پنجم  هم  نمونه‌ای  از  نمونه‌های  این  رهنمود  و  رهنمون  است ‌که  به  دنبال  بیان  آن  حقیقت  کلّی  می‌آید،  حقيقتی‌ که  می‌گوید:  فانون  و  سنّت  خدا  تبدیل  و  تغییر  نمی‌یابد  و  پیوسته  برجای  و  پـایدار  و  ماندگار  است‌:

(أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَكَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِيماً قَدِيراً) (44)‏ 

آیا  در  زمین  به  گشت  و  گذار  نمی‌پردازند  تا  ببینند  فرجام  کار  پیشینیان  به  کجا  کشیده  است‌،  در  حالی  که  آنان  از  اینان  قدرت  و  قوّت  بیشتری  داشته‌اند؟  هیچ  چیزی  چـه  در  آسمانها  و  چه  در  زمین  خدا  را  درمـانده  و  نـاتوان  نخواهد  کرد.  چرا  كه  او  بسیار  فرزانه  و  خیلی  قدرتمند   است.

سیر  و  سفر  در  زمـین  با  چشمان  باز  و  دل  بیدار،  و  ایستادن  بر  جایگاه‌های  نابودی ‌گذشتگان‌،  و  نگریستن  و  ورانداز کردن  چیزهائی  که  داشته‌اند  و  جاهائی  که  در  آ‌نجاها  بوده‌ا‌ند  و  زیسـته‌انـد،  و  دقّت  و  تأمّل  دربارۀ  سرنوشتی ‌که  بدان  دچار  آمده‌اند  و  هم  اینک  در کجاها  آرمیده‌اند،  همۀ  اینها  می سزد که  به  دل  سایه‌ها  و  الهامها  و  احساسها  و  ترسها  و  هراسها  بیندازد

به   همین  خاطر  است‌ که  این  همه  رهنمونها  و  رهنمودها  در  قرآن  مکرّر  می‌گردد  برای  سیر  و  سفر  در  زمین  و  ایستادن  بر  جایگاه‌های  نابودی  و  هلاک  گذشتگان‌،  و  بالای  آثار  برجای  ماندۀ  رفتگان‌.  و  برای  بـیدار کـردن  دلها  از  خواب  غفلتی‌ که  بدان  فرو  می‌روند  و  از  آن  باز  نمی‌ایستند.  ا‌گر  هم  از  آن  بازا‌یسـتند  حسّ  و  شعور  و  اطّلاع  و  آگاهی  ندارند.  زمـانی  هـم  حسّ  و  شعور  و  اطّلاع  و آگاهی  پیدا کنند  درس  عبرت  نمی‌آموزند  و  پند  و  اندرز  نمی‌گیرند.  از  این  غفلت‌،  غفلت  دیگری  دربارۀ  قوانین  و  سنن  ثابت  و  مسـتمرّ  الهی  نشأت  می‌گیرد.  همچنین  از  این  غفلت‌،  د‌ربارۀ  درک  و  فـهم  حوادث  و  رخدادها  و  ارتباط  آنها  با  قوانـین  و  سنن ‌کلّی  آنـها،  کوتاهی  و  ناتوانی  به  انسـان  می‌دهد.  درک  و  فـهم  حوادث  و  رخدادها  و  ارتباط  دادن  آنـها  با  یکديگر،  مشخّصه‌ای  است ‌که  انسان  دانا  و  فهمیده  را  از  حیوان  نادان  و  نافهمیده  جدا  می‌سازد،  حیوانـی‌ که  در  طول  حیات  لحظه‌ها  و  حالتهای  زندگیش  منفصل  و  جداگانه  از  یکدیگر  است‌،  و  هيچ‌ گونه  ارتباط  و  پیوندی  با  همدیگر 

ندارد،  و  هيچ ‌گونه  قاعده‌ا‌ی  بر  لحظه‌ها  و  حالتهای  زندگانیش  حکمفرما  نیست‌.  و لیكن  همنوع  بشری  همه  و  همه  در  برابر  وحدت  قانونها  و  سنّتها  و  یاساها  مجموعۀ  يگانه ای  هستند‌.

قرآن  در  برابر  این  توقّفی  كه  آ‌نـان  را  در  آ‌ن‌،  جلو  جایگاه‌های  نابودی  گذشتگان  پـیش  از  ایشان  نگاه  می‌دارد،  گذشتگانی  که  از  ايشان  نیرومندتر  بوده‌اند  و  قدرت  بیشتری  داشته‌اند،  ولی  با  ایـن  وجـود  قوّت  و  قدرتشان  آنان  را  از  سرنوشت  قطعی  و  حتمی  نرهانیده  است  و  مصون  و  محفوظشان  نداشته  است‌،  ذهن  و  شعور  ایشان  را  در  همچون  ایستگاهی  متوجّه  قوّت  و  قدرت  بزرگ  خداوند  می‌سازد،  قوّت  و  قـدرت  بزرگی  كه  چیزی  بر  آن  چیره  نمی‌گردد  و  چیزی  آن  را  درما‌نده  نمی‌کند.  همان  قوّت  و  قدرت  بزرگی  كه  چیزی  بر  آن  چیره  نمی‌گردد  و  چیزی  آ‌ن  را  درمانده  نمی‌كند.  هما‌ن  قوّت  و  قدرت  بزرگی که  یقۀ ‌گذشتگان  را گرفته  است  و  زبون  و  نابودشان  كرده  ا‌ست‌،  و  می‌تواند  یقۀ  اینان  را  هم  بگیرد  و  بسان  پیشینیان  زبون  و  بابودشان  كند:

(وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ). 

هيچ چيزی چه در آسمانها و چه در زمين خدا را درمانده و ناتوان نخواهد كرد.

بر  این  حقیقت  پیرو  می‏‎زند  با  تفسیر  و ذكر  سندهای  ا‌ین  حقيقت:

(إِنَّهُ كَانَ عَلِيماً قَدِيراً) (44)‏ 

چرا كه او بسيار فرزانه و خيلی قدرتمند است.

علم  خدا  همه  چیز  آسمانها  و  زمین  را  ا‌حاطه  كرده  است‌.  قوّت  و  قدرت  خدا  نیز  در کنار  علم  او  آرمیده  ا‌ست‌.  این  است  كه  هیچ  چیزی  ا‌ز  علم  او  به  در  ن