  راه  زیبائی  خود  وظیفۀ  خویش  را  اداء  می‌کنند!‌..  زیبائی  موجود  در  جنسی  وسـیلۀ  جذب  و  جلب  جنس  مقابل  می‌شود،  تا  وظیفه‌ای  بجای  آورده  شود که  بر  عهدۀ ‌دو جنس  مخالف  است‌.  به  همین  شیوه  و  روال‌،  وظیفه  و كار،  از  راه  زیبائی  و  جمال  انجام می‌پذیرد.

زیبائی  و  جمال  در  طرح  و  نـقشۀ  ایـن  هسـتی  و  در  هماهنگی  و  همآوائی  آن‌،  مقصود  و  منظور  بوده  است‌.  بدین  خاطر  این  نگرشها  در کتاب  نازل  شدۀ  یزدان  یعنی  قرآن  به  زیبائی  و  جمال  انداخته  می‌شود،  و  زیبائی  و  جمال  در کتاب  دیدنی  یزدان  یـعنی  جـهان  جلوه‌گر  و  پدیدار  است‌.

(إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ) (28) 

قطعاً  خداوند  توانا  و  چیره  (‌در  كار  جهان‌آرائی  است‌)  و  بس  آمرزگار  (‌برای  بندگان  توبه‌ کار  و امیدوار  به  الطاف  کردگاری‌)  است‌.

توانا  و  چیره  بر  نوآفرینی  و  زیبانگاری  و  سـزا  و  جزا  دادن  است‌.  بس  آمرزگار  است  و  با  آمرزش  خـود کسانی  را  درمی‌یابد کـه  در  تــرس  و  هـراس  از  خدا کوتاهی  می‏‎کنند،  در  حالی كه  نوآوریها  و  زیبائیهای  ساختار  خدا  را  می بینند.

*

سخن  از کتاب  جهان  به‌ کتاب  نازل  شدۀ  یـزدان  منتقل  می‌گردد،  و  از کسانی‌ که  آن  را  می‌خوانند،  و  از  خواندن  آن  چه  چیز  را  می‌طلبند  و  امید  چه  چیز  را  دارند،  و  چه  سزا  و  جزائی  در  انتظارشان  است‌،  سخن  می‌رود:

(إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ (29) لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ) (30)‏

کسانی  که  کتاب  خدا  (‌قرآن  را)  می‌خوانند،  و  نـماز  را  برجای  می‌دارند،  و  از  چیزهـائی  که  بـدیشان  داده‌ایـم‌،  پنهان  و  آشکار،  بذل  و  بخشش  می‌نمایند،  آنـان  چشـم  امید  به  تجارتی  دوخته‌اند  که  هرگز  بی‌رونق  نمی‏گردد  و  از  میان  نمی‌رود.  ( ‌آنان  قرآن  را  تلاوت  می‌کنند،  و  نـماز  را  می‌خوانند،  و  بدل  و  بخشش  می‌کنند)  تـا  خداوند  اجرشان  را  به  تمام  و  کمال  بدهد،  و  از  فضل  خود  بـر  پاداششان  بیفزاید.  چرا  که  خدا  آمرزگار  و  سپاسگزار  است  (‌و  بدیهایشان  را  مـی‌بخشاید،  و  از  خوبیهایشان  سپاسگزاری  مــی‌فرماید،  و  مـواهبی  بـدیشان  عطاء  می‌نمـاید  که  به  اندیشه  و  تصوّر  درنمی‌آید)‌.

تلاوت‌ کتاب  خدا  چیزی  جدای  از  زمزمۀ  واژگان  قرآن  یا  خواندن  با  صدا  و صوت  لازمۀ  آن  است‌.  مراد  تلاوت  با  تدبّر و  تفکّر  و  پژوهشی  است‌ که  به  درک  و  فـهم  منتهی  شود  و  تأثیر  خود  را  ببخشد،  و کار تلاوت  به  عمل  بدان  تبدیل ‌گردد،  و  رفتار  و کردار  انسان  برابر  قوانین  قرآن  صورت  پذیرد.  بدین  لحاظ  است‌ که  روند  قرآنی  همچون  مطلبی  را  با  خوانـدن  نماز،‌ و  بذل  و  بخشش  از رزق ‌و روزی  خدا در پنهان  و  آشکار،  پیگیری  می‌کند.  آن ‌گاه  امید  ایشان  به  همۀ  اینها  را  معلوم  می‌دارد  و  می گوید که  به  خاطر  چیست‌:

(تِجَارَةً لَّن تَبُورَ). 

تجارتی  که  هرگز  بی‌رونق  نمی‏گردد  و از میان  نمی‌رود.  

آنان  می‌دانند  آنچه  در  پیشگاه  خدا  است  بهتر  از  چيزی  است‌ که  می‏‎بخشند.  آنان  تجارتی  را  انجام  می‌دهند که  درآمدزا  است  و  سود  آن  تضمین ‌گردیده  است‌.  آنـان  تنها  با  خدا  مـعامله  می‌کنند.  این  چنین  مـعامله‌ای  سودآورترین  معامله  است‌.  با  این‌ کار  تجارتی  را  در  آخــرت  انـجام  مـی‌دهند،  و  تـجارت  آخـرت  هم  سودآورترین  و  نافع‌ترین  تـجارت  است  ...  تجارتی  است‌ که  به  تمام  و کمال  پاداششان  را  بدیشان  می‌رساند،  و  آنـان  را  به  افزایشـی  از  فضل  و کرم  خـدا  نائل می گرداند.  

(إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ) .

قطعاً  خدا  آمرزگار  و  سپاسگزار  است  (‌و  بدیهایشان  را  می‌بخشاید،  و  از  خوبیهایشان  سپاسگزاری  می‌فرماید،  و  مواهبی  بدیشان  عطاء  می‌نماید  که  به  اندیشه  و  تصوّر درنمی آيد).

خدا  قصور  و کوتاهی  را  مـی‌بخشد،  و  ادای  وظـیفه  را  شکر  می‌گوید.  شکر  خداوند  بزرگوار،‌ کنایه  از  چیزی  است‌ که  به  طور  عـادی  همراه  شکـر  است‌،  از  قبیل‌:  خشنودی  و  رضایت  و  پاداش  خوب  و  نـیک‌.  و ليکن  تعبیر  قرآنی  به  انسانها  الهام  می‌کند که  شکر د‌هندۀ  نعمت  را  بجای  آورند.  در  این ‌کار  به  خدا  بنگرند  و  شـرم  نمایند  و  بسان  او  سپاس  نعمت  را  بگزارند.  وقتی‌ که  می‏بینند  خدا  از  خوب  ادای  وظیفه‌ کردن  بندگانش  تشکّر  می‌فرماید،  آیا  نباید که  آنان  از  خوب  عطاء ‌کردن  نعمت  خدا  تشكّر  و  سپاسگزاری  بنمایند؟‌!

*

آن‌ گاه  اشاره‌ای  می‌گردد  به  سرشت  اين‌ کتاب  و  به  حقّ  و  حقیقتی ‌که  در  آن  است‌،  به  عنوان  دیباچه‌ای  برای  سخن  گفتن  از  وارثان  چنین  کتابی‌:

(وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ) (31) 

آنچه  از  کتاب  (‌قران‌)  به  تو  پیام  داده‌ایـم‌،  حقّ  است‌،  و  تصدیق‌ کنندۀ  کتابهای  آسمانی  پیش  از  خود  است‌.  قطعاً  خداونـد  از  (‌اوضـاع‌)  بندگان  خود  کـاملاً  آگاه  (‌و  بـه  احوالشان‌)  بینا  است‌.

دلائل  حقّ  و  حقیقت  در  اصل  این‌ کتاب‌،  آشکار  و  پدیدار  است‌.  این‌ کتاب  در  حقیقت  ترجمۀ  درستی  ا‌ز  این  جهان  است‌.  یا  این‌ که  این‌ کتاب  یک  صفحۀ  خواندنی  است‌،  و  جهان  یک  صفحۀ  ساکت  و  بیصدا  است‌. کـتاب  قـرآن  تصد‌یق ‌کنندۀ کتابهائی  است  که  از  همان  منبعی  صـادر  گردیده‌اند که  خودش  از  آن  صادر گردیده  است‌.  حقّ  هم  یکی  است  و  نه  در  آن‌ کتابها  و  نه  در  این ‌کتاب  چـند تا  نمی‌گردد.  فرستندۀ  آن‌،  آن  را  برای  مردمان  فرو  فرستاده  است‌،  در  حالی ‌که  از  ایشان  آگاه  و  مطّلع  بوده  است  و  می‌دانسته  است‌ که  چه  چیزی  شایان  ایشان  است  و  آنان  را  اصلاح  می‌کند  و  نیک  می‌گرداند:

(إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ) .

قطعاً  خداوند  از  (‌اوضاع‌)  بندگان  خود  کاملاً  آگاه  (‌و  بـه  احوالشان‌)  بینا  است‌،

این‌ کتاب  واقعاً  کتاب  است‌.  خداوند  آن  را  بـرای  ایـن  ملّت  مسلمان  فرو  فرستاده  است‌،  ملّت  مسلمانی ‌که  آنان  را  برای  به  ارث  بردن  این ‌کتاب  برگزیده  است‌،  

همان ‌گونه‌ که  در  اینجا  در کتاب  خود  می‌فرماید:

(ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا ).

(‌ما  کتابهای  پیشین  را  برای  ملّتهای  گذشته  فرستادیم  و)  سپس  کتاب  (‌قرآن‌)  را  به  بندگان  برگزیدۀ  خود  (‌یعنی  امّت  محمّدی‌)  عطا  کردیم‌. 

اینها  واژه‌هائی  هستند که  به  این  ملّت  الهام  می‌دارد  در  پیشگاه  خدا  دارای‌ کرامت  و  فضیلت  هستند.  همچنین  بدیشان  الهام  می‌دارد که  این  ملّت  دارای  چه  مسؤو