 خود  به  ارمغان  آورده‌اند.  پس  این ‌کار  و  بار  تازه‌ای  نیست‌،  و  منحصر  به  فرد  هم  نیست‌.  بلکه ‌کار و  باری  بوده  است ‌که  در  رفتار  و کردار پیشینیان  بوده  است  و گذشته  است‌.  

در  ایـنجا  رونـد  قــرآنـی  سـرنوشت  و  فـرجـام  تکذیب‌كنندگان  را  برای  مشـرکان  بـیان  می‌دارد،  تـا  خویشتن  را  برحذر  دارند:

(ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا). 

سـپس  کـافران  را  (‌بــه  گناهانشان‌)  گرفتم  (‌و  سـخت  تنبیهشان  کردم‌(‌.

پرسشی  را  مطرح  می‌کند که  دالّ  بر  شگفت  و شگرف  و  هول  و  هراس  است‌:

(فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ) (26) 

بنگرید  كه  چگونه  کیفرشان  داده‌ام  (‌و  شهر  و  دیارشان  را  آئینۀ  عبرت  دیگران  ساخته‌ام‌؟‌!).‌.

زشت  شمردن  و کیفر  دادن  سخت  بوده  است‌. گـرفتار  نمودن  و  مجازات  کردن‌،  ویران  و  نـابود  سـاختن  بوده  است‌.  پس ‌کسانی  باید  خویشتن  را  از  همچون  سرنوشتی  برحذر  دارند  که  شیوۀ ‌گذشتگان  را  درپیش  می‌گیرند  و  راه  ایشان  را  می‌سپرند.  بترسند  از  این ‌که  همان  چیزهائی  بر  سر  ایشان  بـیاید  و  دامنگرشان ‌گردد کـه  بر  سـر  پیشینیان  آمده  است  و  دامنگیرشان  گردیده  است‌!

این  یک  پسودۀ  قرآنی  است‌ که  این  بند  با  آن  پایان  می‌پذیرد،  و  این  گشت  و  گذار  بدان  خـاتمه  می‏‎یابد.  آن‌ گاه  گشت  و  گذار  تـازه‌ای  در  نـاحیۀ  تازه ای  آغاز  می‌گردد.سوره‌ي فاطر آيه‌ي 38-27

 (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفاً أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ (27) وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ (28) إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ (29) لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ (30)‏ وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ (31) ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ (32) جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤاً وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ (33) وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ (34) الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ (35) وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ (36) وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ (37) إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ) (38)‏ 

ا‌ین  چرخش  و گردش‌،  قرائتهائی  در کـتاب  جـهان  و  در  کتاب  فرو  فرستادۀ  قرآن  است‌.  قرا‌ئتهائی  در کتاب  جهان  است ‌که  در  صفحات  زیبا  و  دل‌انگیز  آن  با  رنگهای  گوناگون  نگاشته  شده  است  و  انواع  و  اجناس  مختلفی  پیدا کرده  است‌.  میوه‌ها  با  اقسـام  و  الوان  جوراجـور،  کوه‌ها  با  درّه‌های  رنگارنگ‌،  مردمان  و  چـهارپایان  و  جانداران  با  رنگـهای  بسـیار  و  بیشمار،  همه  و  همه  نگرشهای  شگفت  و  شگرفی  بدان  صـفحه‌های  زیـبا  و  دل‌انگیز کتاب  باز  و گشودۀ  جهان  هستند  .  .  .  قرائتهائی  که  در کتاب  فرو  فرستاده  وجود  دارد،  حقّ  و  حقیقتی ‌که  در  این ‌کتاب  است  و کتابهای  پیشین  آسمانی  را  تصدیق  می‌کند،  به  ارث  گذاشتن  این‌ کتاب  برای  ملّت  مسلمان‌،  درجات  و  مراتب  وارثان  آن‌،  نـعمتهائی  که  در  انـتظار  آنان  است  و  پس  از  عفو  خـدا  و  آمـرزش‌ گـناهکاران  نصیب  همگان  می‌گردد،  صحنۀ  مؤمنان  در  سرای  پرنعمت  آن  جـهان‌،  و  مقابل  ایشان  صـحنۀ  دردنـاک  کافران‌،  صفـاتی  هستند که  در  اینجا  گشوده  و  خو‌انـده  می‌شود.  آن‌ گاه  این  چرخش  و گردش  دور  و  دراز  و  شگفت  و گوناگون  و  دارای  رنگها  و  شکلهای  مختلف  خاتمه  می‌پذیرد  با  این  نکته‌ که  هـمۀ  ایـنها  با  اطّلاع  خداوند  بس  آگاه  از  راز  و  رمز  نهان  در سینه‌ها  انـجام  می‌گیرد.

*
(أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفاً أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ (27) وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ) (28) 

(‌ای  عـاقل‌!)  مگـر  نـمی‌بینی  کـه  خداونـد  از  آسـمان  آب  سودمندی  را  می‌باراند  و  با  آن  محصولات  گوناگون  و  مــیوه‌های  رنگارنگ  را  بـه  وجود  مـی‌آورد؟  (‌و  مگر  نمی‌بینی  که‌)  کوه‌ها  خطوط  و  جاده‌هائی  است  (‌کـه  بر  سطح  زمین  کشیده  شده  است‌.  خطوط  و  جاده‌هائی‌)  که  برخیها  سفید  و برخیها  سرخ  و  بـعضیها  سـیاه  پررنگ  است‌.  و  هر یک  از  آنها  به  رنگهای  مختلفی  و  در  طرحهای  متقاوتی  (‌با  دست  تـقدیر  پروردگار،  بـر  چـهرۀ  زمـین  ترسیم  گشته‌)  است‌.  انسانها  و  جنبندگان  و  چـهارپایان  نیز  کاملاً  دارای  رنگهای  مختلفی  بوده  و  متفاوتند.  (‌این  نشــانه‌های  بزرگ  آفـرینش‌،  بـیش  از  هـمه  تـوجّه  خردمندان  و  فرزانگان  را  به  خود  جلب  مـی‌کند،  و  این  است  که‌)  تنها  بندگان  دانـا  و  دانشـمند،  از  خدا،  ترس  آمیخته  با  تعظیم  دارند.  قطعاً  خداوند  توانا  و  چیره  (‌در  کار  جهان‌آرائـی  است‌)  و  بس  آمرزگار  (‌بـرای  بندگان  توبه ‌کار  و  اميدوار  به  الطاف  کردگاری‌)  است‌.

ایـن  نگرش  جـهانی  شگـفتی  از  نگرشهای  دالّ  بر  سرچشمۀ  این ‌کتاب  است‌.  نگرشی  است‌ که  سراسر  گوشه  و کنار  زمـین  را  مـی‌گردد  و  رنگها  و  نـقشهای  موجود  در  آن  را  دنبال  می‌کند  و  در  دنـیاهای  مختلف  پیگيری  می‌نماید.  از  قبیل‌:  میوه‌ها،‌ 