

(كُلا نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا)  .

و  ما  هریک  از  اینان  (‌كه  اخرت  طلبانند)  و  از  آنان  (‌که  دنیاپرستانند،  در  این  جهان‌)  از  بخشایش  پروردگارت  (‌بهره‌مند  می‌گردانیم  و)  کمک  می‌رسانیم  و  (‌کافر  و  مومن  را  بر  این  خوان‌‌یغمامی‌نشانیم‌.  چرا  که  در  صورت  رعایت  اسباب  و  علل‌،‌)  بخشایش  پروردگارت  هرگز  (‌از  کسی  بازداشته  نشده  است  و  از  او)  ممنوع  نگشته  است‌.

در  همین  جهان  تفاوت  مردمان  در  بهره‏مندی  از  نعمتهای  آن  برحسب  وسائل  و  اسباب  و  رویکردها  و  عملکردهای  آنان‌،  ملحوظ  و  محسوس  است‌،  هرچندکه  جولانگاه  این  جهان  تنگ  است  وگستره زمین  آن  محدود  است‌.  پس  در  جولانگاه  فراخ  و  در  درازنای  دور  و  دراز  زمان‌،  مردمان  باید  تفاوت  درجات  ایشان  چگونه  باشد؟  راستی  در  آخرت‌که  سراسر  این  جهان  بال  پشه‌ای  نمی‌ارزد  باید  تفاوت  درجات  مردمان  چه  اندازه  و  چگونه  باشد؟

(انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلا )‌.

ببین  چگونه  برخی  (‌از  مردمان‌)  را  بر  برخی  دیگر  (‌در  همین  دنیای  ناچیز،  به  سبب  تفاوت  کوشش  و  تلاششان‌)  برتری  داده‌ایم  و  (‌یکی  را  شاه‌،  دارا،  دانا،...  و  یکی  را  نوکر،  نادار،  نادان  .‌..  کرده‌ایم‌.  و  امّا  بدان  که  در  دنیای  مهم  و  ارزشمند)  آخرت‌،  درجات  بزرگتر  و  برتریها  سترگ‌تر  است  (‌و  تفاوتها  و  فاصله‌ها  بیشتر  است‌؛  چرا  که  آنجا  سرای  جاویدان  است  و  بهشت  و  درجات  عظیم‌آن  در  میان  است‌.  پس  ای  انسان‌!  برای‌آن  به  مسابقه  بپرداز  و  شبانه‌روز  بکوش‌)‌.

کسی‌که  تفاوت  راستین  را  میخواهد،  وکسی‌که  برتری  بزرگی  را  می‏طلبد،  در  آخرت  است‌.  درگستره  مكانی  فراخ‌،  و  در  درازنای  زمان  فراوانی  است‌که  کسی  حدود  و  ثغورآن  را  جر  خدا  نمی‌د‌اند.  پس  باید  مسابقه‌دهندگان  در  راه  آن  مسابقه  دهند  و  بر  یکدیگر  سبقت‌گیرند  نه  در  راه‌کالاها  و  لذائذ  ناچیز  و  زوال‌پذیر  این  جهان‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] در  میان  عربها  شب‌روی  پیغمبر  از  مکه  تا  بیت‌المـقدس  را  «‌اسـراء‌«،  و  شب‌روی  آن  بزرگوار  از  بیت‌المقدس  به ‌کرانه‌هائی  از  جهان  بالا  را  «‌معراج‌«  می‏‎گویند.  اسراء‌  و  معراج  هر  دو  در  یک  شب  صورت‌ گرفته  است...  در  میان  ما  ایرانیان  اسراء  و  معراج  را  «‌معراج‌«  می‌نامند.  (‌مترجم‌)
[2] مراجعه  شود  به  جزء  اول  (‌بقره/٢٧)  و  جزء  نهم  (‌اعراف/‌1٧٢)  فی  ظلال  القرآن‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:311.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:312.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي فاطر آيه‌ي 14-9

(وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَاباً فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ (9) مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ (10) وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلَا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ (11)‏ وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيّاً وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12) يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ (13) إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ) (14) 

این  بند  سوم‌،‌ گردشها  و  چرخشهای  پیاپی  در  جولانگاه  جهانی  ا‌ست‌،  جولانگاهی‌ که  قرآن  دلائل  ایمان  را  در  آن  بیان  می‌دارد،  و  از  صحنه‌هائی‌ که  دلها  و  دیده‌ها  آنها  را  می‏بینند  دلائل  و  براهین  خود  را  انتخاب  می‌کند  و  به  همگان  عرضه  می‌دارد.

این‌ گردشها  و  چرخشهای  پیاپی‌،  در  این  سوره  پس  از  سخن  از  هـــدایت  و  ضـلالت‌،  و  دلداری  دادن  پیغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  غم  و  اندوه  حاصل  از  روی ‌گرداندن  رویگردا‌نان  از  پذیرش  فرمان  یزدان  که  مذکور  در  این  قرآن  است‌،  و  بدو  دستور  می‌رسد که  ایـن‌ کار  را  به  صاحب  این‌ کار  وا‌گذارد که  بس  آگاه  از کارهائی  است  که  آنان  می‌کنند،  قرار  می‌گیرد  و  می‌آید  .  .  .  هر کس‌ که  می‌خواهد  ایمان  بیاورد،  اینها  دلائل  و  براهین  روشـن  ایمان  هستند  که  در  صفحۀ  هستی  نشان  داده  شده‌اند،  بدان گونه‌ که  پـنهان  بودن  و  پـیحیده  شـدنی  در  آنها  مشاهده  نمی‌گردد  و  نیست‌.

در  صحنۀ  زندگی  لبریز  از  جنبش  و  پویشی‌ که  پس  از  خشکیدن  و  فسردن  پدیدار  می آید  حجّت  و  دلیـل  بر  وجود  آفربدگار  است‌.  همچنین  در  پیدایش  حیات  از  ممات‌،  دلیل  بر  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  است‌.  در  آفرینش  انسان  از  خاک‌،  و  تبدیل  خاک  بدین  آفـریدۀ  پیشرفته  نیز دلیل  بر  وجود  خدا  است‌،  آفریدۀ  پـیشرفتۀ  انسان  نامی ‌که  هر  مرحله‌ای  از  مراحل  خلقت  و  حیات  او  مطابق  مقدار  و  اندازه  مرسوم  و  معلوم  در کتاب  روشن  و  روشنگری  پیش  می‌رود  (‌که  خدا  بدان  آشنا  است  و بس).

در  صحنۀ  دو  دریائی‌ که  جدای  از  همدیگر  و  متفاوت  از  یکدیگرند،  حجّت  و  برهان  بر  وجود  یزدان  است‌.  در  هر یک  از  آن  دو  نوع  دریا  نعمتهای  خدا  برای  مـردمان  است‌ که  شکر  و  سـپاس  یـزدان  را  می‏طلبد  و  موجب  شناخت  خدا  می‌گردد.

در  صحنۀ  شب  و  روز که  به  درون  یکدیگر  می‌خزند  و  كوتاه  و  بلند  می‌گردند  حجّت  و  برهان  بر  شناخت  یزدان  است‌.  شب  و  روز  دالّ  بر  تقدیر  و  تدبیر  و  اندازه‌گیری  و  سنجش  و  خرد  و  اندیشه  است‌.  همچنین  صحنۀ  خورشید  و  ماه‌ که  با  این  نظم  و  نظام  دقیق  و  شگفت  به  سود  انسانها  مسخّر  و  در کارند،  دالّ  بر  وجو‌د  آفریدگارند.  همۀ  اینها  دلائل  و  براهینی  هستند که  در  جولانگاه  جهان  فراخ  در  معرض  دیده‌ها  و  خردها 