 راه  کج  مـی‌گرائید،  و  بـه  جـای  یـزدان  بـرای  بـتان  کـرنش  مـی‌برید  و  سـجده  می‌کنید؟‌)‌.

نعمت  خدا  بر  مردمان‌،  به  چیزی  جز  یاد  آن  نیازی  ندارد.  همین ‌که  نعمت  خدا  یاد  شود  آشکار  و  روشن  جلوه‌گـر  می‌آید،  و  مردمان  آن  را  می‏بینند  و  احساس  می‌نمایند  و  مـی‌پسایند  و  لمس  می‌کنند،  و لیکن  مـردمان  غافل  می‌شوند  و  فــراموش  مـی‌کنند  و  نـعمت  خـدا  را  یـاد  نمی‌کنند.

پیرامون  مردمان  آسمان  و  زمین  است ‌که  نعمتهای  خدا  را  برایشـان  جوشان  و  ریــزان  مـی‌کنند،  و  روزی  را  برایشان  فراوان  می‌گردانند.  در  هـر  لحظه‌ای  و  در  هر  گامی  فیض  و  برکتی  از  خوبیها  و  نعمتهای  خدا  است‌ که  از  سوی  آسمان  و  زمین  نصیب  مردمان  مـی‌شود.  ایـن  خوبیها  و  نعمتها  را  آفریدگار  بر آفریدگانش  جوشان  و  ریزان  می‌سازد.  آیا  آفریدگاری  جز  او  یافته  می‌شود که  نصیبشان‌ گرداند  چیزهائی  را که  در  دسترس  دارند  و  از  آنها  بهره  می‏‎برند  و  از  ایـن  فیض  و  برکت  فراگیر  برمی‌جوشند؟  آنان  نمی‌توانند  چنین  ادّعائی  را  بکنند  و  بگویند.  ایشان  در  آن  زمان  چنین  چیزی  را  نگفته‌اند که  در  غليظ‌ترین  شرک  می‌لولیدند  و  در گمراه‌ترین  شرک  بسر  می‏بردند.  وقتی‌ که  آفریدگار  روزی‌ رسانی  جز  خدا  وجود  نداشته  باشد،  پس  چرا  باید  نعمتهای  خدا  را  یـاد  نکنند  و  شکر  آنها  را  بجای  نیاورند؟  چرا  باید  از  حمد  و  ثنای  خدا  روی  بگردانند  و  با  سپاس  و  دعـا  به  درگاه  خداوند  یگانه  نگرایند؟  روشن  است‌ که‌:

(لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ). 

جز  او  خدائی  وجود  ندارد.

پس  چرا  باید  آنان  از  ایمان  بدین  حقّ  و  حقیقتی ‌که  جای  جدال  و  ستیزی  در  آن  نیست‌،  روی  بگردانند؟

(فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ) .

پس  بـا  ایـن  حال  چگونه  مـنحرف  مـی‌گردید  (‌و  از  راه  راست  به  راه  کج  می‌گرائید،  و  به  جای  یزدان  برای  بـتان  کرنش  می‌برید  و  سجده  می‌کنید؟‌)‌.

جای  شگفت  است ‌که‌ کسی  از  حمد  و  ثنا  و  شکر  و  سپاس  خدا  روی  بگرداند  و  منحرف  بشود که  جز  اقرار  و  اعتراف  بدین  حقّ  و  حقیقت  روشن  راه‌ گریزی  نداشـته  باشد!

*  
این  سه  آهنگ  نیرومند  و  ژرف‌،  بند  نـخستین  سـوره  هستند.  در  هر یک  از  این  سه  آهنگ  تصویری  است ‌که  انسان  را  به  آفریدۀ  تازه‌ای  تبدیل  می‌کند  اگر  آن  تصویر  با  حقیقت  ژرفی ‌که  دارد  در  دل  و  درونش  جایگزین  بشود.  این  سه  تصویر  رویـهمرفته  همدیگر  را  کامل  می‌کنند  و  در  رویکردها  و  جهتهای‌ گوناگونی  هماهنگ  و  همآوا  می‌گردند.
-----------------------------------------------------------
[1] روایت از ابن ‌مسعود است و متّفق علیه است‌.  
[2] تاریکیهای سه‌گانه شب‌ و دریا و شکم نهنگ. (‌مترجم‌)سوره‌ي فاطر آيه‌ي 8-4

(وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ (4) يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ (5) إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ (6) الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ (7) أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ) (8)

بند  ا‌وّل  سوره  با  آ‌هنگهای  سه ‌گانۀ  ژرف  خود  به  پایان  آمد،  و  حقائق  بزرگ  و  اصیلی  را  بیان  داشت‌:  حقيقت  یگانگی  آفریدگار  نو آفرین‌،  و  حقيقت  اختصاص  رحمت  به  خدا،  و  حقيقت  انحصار  روزی ‌رسانی  خدا.

در  بند  دوم‌،  روند  قرآنی  نخست  رو  به  پـیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌کند  و  او  را  در  برابر  تکذیبش  از  سوی  دیگران  دلداری  می‌دهد  و  از  وی  غمزدائی  مـی‌کند،  و  همۀ ‌کارها  را  به  خدا  ارجاع  می‌نماید  و  حوا‌له  می‌دارد.  روند  قرآنی  از  آن  پس  رو  به  مردمان  می‌کند  و  آنان  را  فریاد  می‌زند که‌:  قطعاً  وعدۀ  یزدان  حقّ  است‌.  خداوند  آنان  را  از  این  می‌ترساند  و  برحذر  می‌دارد  که  اهریمن  ایشان  را  به  بازیچه‌ گیرد  و  از  همچون  حـقائق  بزرگی  غافلشان ‌کند  و گولشان  بزند،  و  آنان  را  به  آتش  دوزخ  ببرد،  اهریمنی ‌که  دشمن  اصلی  ایشان  است‌.  آن‌ گاه  از  پاداش  مؤمنان  و  از کیفر گول  خوردگان  دشمن  اصلی‌،  برایشان  پرده  برمی‏دارد.  سرانجام  به  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  رو  می کند  و  بدو  توصیه  می‌نماید که  بر  آنان  غم  نخورد  و  متأسّف  نشود،  و  به  سبب  حسرت  خوردن  و  آه‌ کشیدن  بر  ایشان‌،  جانش  قالب  تهی  نکند  و  هلاک  نگردد.  چه  هدایت  و  ضلالت  در  دست  خدا  است.  خدا کاملاً  مطّلع  و  آگاه  از کارهائی  است  که  می‌کنند.

*
روند  قرآنی  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  مخاطب  قـرار  می‌دهد  و  می فرماید:
(وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ) (4) 

اگر  تو  را  تکذیب  کنند،  (‌غم  مخور،  چیز  تازه‌ای  نیست‌،  و)  پیغمبران  پیش  از  تو  نیز  مورد  تکـذیب  قـرار  گرفته‌اند.  (‌خدا  حاضر  و  ناظر  است  و  سرانجام‌)  هـمۀ  کارها  بـه  سوی  خدا  برگردانده  مـی‌شود  (‌و  از  آنـها  پـرس  و  جو  می‏‎گردد  و  بدانها  پاداش  و  پادافره  داده  می‌شود)‌.

اینها  حقائق  بزرگ  و  روشن  و  نمایان  هستند.  پس  اگر  تو  را  تکذیب ‌کنند،  این  تکذیب‌ گناهی  بر  تو  ندارد.  تو  در  میان  پیغمبران  بافتۀ  جدا تافته  نیستی‌:

(فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ ).

پیغمبران  پیش  از  تو  نیز  مورد  تکذیب  قرار  گرفته‌اند.

  کار  و  بار  از آن  خدا  است‌،  و  همۀ ‌کارها  به  خدا  واگذار  و  حواله  می‌گردد.  تبلیغ  و  تکذیب‌،  مسائل  و  اسبابی  بیش  نیستند.  عواقب  و  نتائج‌ کارها  به  خداوند  یگانه  واگذار  است‌.  او کارها  را  آن‌ گونه  که  بخواهد  می‌چرخاند  و  به  فرجام  می‌رساند.

روند  قرآنی  مردمان  را  فریاد  می‌دارد  و  گوید:  

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ (5) إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ) (6) 

ای  مردمان‌!  وعدۀ  خدا  حقّ  است‌،  پس  زندگی  دنیوی  شـما  را  گول  نـزند  و  اهـریمن  شما  را  نـفریبد.  بی‏گمان  اهریمن  دشـمن  شـما  است‌،  پس  شـما  هـم  او  را  دشـمن  بدانید،  (‌و  از  مكر  و  کید  او  یک  لحظه  غـافل  نـمانید  و  از  وسوسه‌های  ا