  را  دربر  می‌گیرد  و  بر  تو  ریزان  و  جوشان  می‌شود،  ولی  اگر  رحمت  خدا  را  احسـاس  بکنی  و  بدان  پی  ببری،  این  رحمت  است‌.  به  رحمت  خدا  امیدوار  باشی  و  بدان  چشم  بدوزی،  این  رحمت  است‌.  به  رحمت  خدا  ا‌یمان  و  ا‌طمینان  داشته  بـاشی  و  در  هر  کاری  چشم  به  راه  آن  باشی،  این  رحمت  است‌.  عـذاب  وقتی  عذاب  است‌ که  از  رحمت  خدا  در  پس  پرده  باشی  یا  از  رحمت  خدا  مأیوس  و  نا  امید  شوی  و  یـا  دربارۀ  رحمت  خدا  شکّ  و  تردید  نشان  دهی‌.  این  عذابی  است  که  خدا  آن  را  بر  هیچ  مؤمنی  هرگز  فرونمی‌ریزد  و فرو  نمی‌باراند.

(إنه لا ييأس من روح الله إلا القوم الكافرون). 

قطعاً  از  رحمت  خدا  جز  كافران  ناامید  نمی‌گردند.(يوسف/87)

رحمت  خدا  در  هیچ  مکانی  و  در  هيچ  زمانی  به  هیچ  وجه  بر  جوینده  دشوار  و  نـاممکن  نـمی‌گردد.  ابراهیم  عليه السّلام  رحمت  خدا  را  در  آتش  به  دست  آورد.  یوسف  عليه السّلام  رحمت  خدا  را  در  ژرفای  چاه  به  دست  آورد،  همان‌ گونه  که  آن  را  در  زندان  به  دست  آورد.  یونس  عليه السّلام  رحمت  خدا  را  در  شکم  ماهی  در  میان  سه  تاريکی‌[2]  به  دست  آورد.  موسی‌ عليه السّلام  رحمت  خدا  را  در دریـا  به  دست  آورد،  در  آن  حالی‌ که‌ کودکی  بود  بدون  هر گونه  قدرت  و  قوّت  و  حفاظت  و  مراقبتی‌!  همچنین  رحمت  خدا  را  در  کاخ  فرعون  یافت‌،  در  حال  و  احوالی ‌که  فرعون  دشمن  او  و  در کمین  او  بود  و  به  دنبال  وی  می‌گردید.  اصحاب  الکهف  رحمت  خدا  را  در  غار یافتند،  رحمتی ‌که  آن  را  در کاخها  و  خانه‌ها  از  دست  داده  بودند.  برخی  به  بعضی  گفتند:

(فأووا إلى الكهف ينشر لكم ربكم من رحمته).

پس  به  غار  پناهنده  شـوید  (‌و آئين  خویشتن  را  نـجات  دهید)  تا  پروردگارتان  رحمتش  را  بر  شما  بگستراند.  (كهف/16)

پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌و  یار  او،  رحـمت  خدا  را  در  غار  یافتند،  در  آن  حال  و  احوالی که  قوم  قـریش  ایشـان  را  دنبال  می‌کردند  و  سـراغ  آنـان  را  در  اینجا  و  آنجا  مـی‌گرفتند  و  ردّ پـاهایشان  را  می‌جستند  و  تعقیب  می‌نمودند  .  .  .  بلی  هر کس ‌که  به  رحمت  خدا  پناه  ببرد،  در  آن  حال  و  احوالی ‌که  از  همه  چیز  جز  رحمت  خدا  مأیوس  می‌گردد،  و  از  هر  چیزی ‌که  بدان‌ گمان  قدرت  و  قوّت  می‌رود  قطع  امید  می‌کند،  و  راه  درگاه  خدای  یگانه  را  می پوید  و  دیگر  درگاه‌ها  را  نمی‌جوید،  رحمت  خدا  را  به  دست  می آورد.

گذشته  از  این‌،  هر  وقت  خدا  درهای  رحمتش  را  باز کند،  هیچ  چیزی  و  هیچ‌ کسی  نمی‌تواند  آن  درهای  رحمت  را  ببندد.  هر  وقت  هم  خدا  درهای  رحمتش  را  ببندد،  هیچ  چیزی  و  هیچ ‌کسی  نمی‌توا‌ند  آ‌ن  د‌رهای  رحمت  را  باز  کند.  پس  چه  جای  ترس  و  هراس  از  چیزی  و  از کسـی  است‌؟  و  چه  جای  امید  به  چیزی  و  نهیبی  است‌؟  از  فوت ‌وسیله  و  از  دست  رفتن  ابزار،  هول  و  خوفی  نباید  داشت‌.  به  وسیله  و  ابزار  امیدی  نباید  بست‌.  بلکه  هر چه  هست  اراده  و  مشیّت  خدا  است  و  باید  چشم  به  راه  آن  بود  و  بس.  و  دید  تا  چون‌ کند  و  چون  شود.  خداوند  در  خزائن  هر  رحمتی  را  بگـشاید کسی  نمی‌توانـد  آن  را  ببندد  و  از  آن  جلوگیری  نماید.  و  خداوند  هر  چیزی  را که  بازدا‌رد  و  از  آن  جلوگیری‌ کند،  کسی  جز  او  نمی‌توانـد  آن  را  رها  و  روان  سازد.  کار  و  بار  مسـتقیماً  به  خـدا  واگذار  می‌گردد  و  بس.

(وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ).

و  او  توانا  و  کـاربجا  است‌.

کارها  را  ردیف  می‌کند  و  مقرّر  و  مقدّر  می‌فرماید،  بدون  این ‌که  در  مقابل  انجام  پذیرفتن  یا  انجام  نپذیرفتن  و  رخ  دادن  و  رخ  ندادن‌،  پیگردی  داشته  باشد  و کسی  بتواند  در  این  باره  بازخواست  و  پرس  و  جوئی  بكند.  او کارها  را  به  انجام  می‌رساند  و  به  وقوع‌ کارها  فرمان  می‌راند،  و  یا کارها  را  بازمی‌دارد  و  از  وقوع‌ کارها  جلوگيری  می‌فرماید،  از  روی  حکمت  و  فلسفه‌ای ‌که  نـهان  در  فراسوی  انجام  و  وقوع  یا  عدم  انـجام  و  وقـوع‌ کـارها است.

(مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا ).

خداوند  (‌در  خزائن‌)  هر  رحمتی  را  برای  مـردم  بیاید،  کسی  نمی‌تواند  (‌آن  را  ببندد  و)  از  آن  جلوگیری  نماید.  میان  مردمان  و  رحمت  یزدان  جز  این  فاصله  نیست‌ که  مستقیماً  و  بدون  واسطه  و  بدون  وسیله  آن  را  از  خدا  بخواهند  و  با  طاعت  و عبادت  و  رجا  و  اميد  و  یقین  و  اطمینان  و  تسلیم  فرمان‌،  رو  به  خدا کنند.

(وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ ).

و  خداوند  هر  چیزی  را  که  بازدارد  و  از  آن  جلوگیری  كند،  کسی  جز  او نمی‌تواند  آن  را  رها  و  روان  سازد.  

هیچ  امیدی  به ‌کسی  از  آفریدگانش  نیست‌.  هیچ  ترسی  از کسی  از  آ‌فریدگانش  نیست‌.  چه  هیچ‌ کسـی  روانـه  کنندۀ  رحمت  خدا  نیست‌،  رحمتی‌ که  خدا  آن  را  بازگرفته  با‌شد‌.

چه  اطمینان  و  یقینی  است‌؟  چه  قرار  و  آ‌رامی  است‌؟  این  آیه  به  درونـها  چه  وضوح  و  روشـنی  انـدیشه‌ها  و  جهان‌بينيها  و  احساسها  و  ارزشها  و  سنجشها  و  معیارها  و  مقياسهائی  می‌بخشد؟‌!

تنها  یک  آیه  است‌،  ولی  برای  زندگی  تصویر  تازه‌ای  می‌کشد،  و  در  ذهن  و  شعور  ارزشها  و  سنـجشهای  ثابت  و  استواری  پـدید  مـی‌آورد،  و  معیارها  و  مقیاسهائی  می‌نهد  و  می‌گذارد که  شاهین  آنها  نمی‌جنبد  و  این  سو  و  آن  سو  نمی‌رود  و  از  هیچ‌ گونه  انگیزه‌ها  و  تأثیرگذ‌ارهائی  متأثّر  نمی‌شود.  چه  آنهائی ‌که  بوده‌اند  و  رفته‌اند  و  چه  آنهائی ‌که  هستند  و  به  میان  آمده‌اند؛  چه  آنـهائی ‌که  بزرگ  یا کوچک  بوده  و  می‌باشند؛  و  چه  آنهائی‌ که  والا  یــا  حـقیر  بشـمار  آمـده  و  هستند؛  آن  انگيزه‌ها  و  تأثیرگذارهائی‌ که  سرچشمۀ  آنها  انسانها  یا  رخدادها  و  یا اشياء است.

تصویر  یگانه‌ای  است‌،  اگر  در  دل  انسانی  جایگزین  شود،  راست‌قامت  و  استوار  و  پابرجا  و  پایدار  می‌ماند  بسان  کوهی‌،  در  برابر  هر گونه  رخدادها  و  اشیاء  و  اشخاص  و  نیروها  و  ارزشها  و  اعـتبارهائی‌ که  هست‌،  حتّی  اگر  انسانها  و  جنّها  بر  ضدّ  او  همدیگر  را  پشتیبانی‌ کنند  و  بر  او  بشورند.  انسانها  و  جنّها  نمی‌توانند  در  رحمتی  را که  خدا  بسته  است  باز کنـد،  و  آنان  نمی‌توانند  در  رحمتی  را  ببندند که  خدا  باز  می‌کند.

(وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ).
و  او  توانا  و  کاربجا  است‌.

قرآن  مجید  با  آیه‌هائی  بسان  این  آیه‌؟  و  با  تصویرهائی  بسان  این  تصویر،  آ‌ن‌ گروه  شگفت  و  شگرف  انسانها  را  در  صدر  اسلام  پدید  آورد، ‌گروهی‌ که  با  عنایت  یزدان  و  در  پرتو  این  قرآ‌ن  شکل ‌گرفتند  و  ساخته  شدند  تـا  ابزاری  از  ابزارهای  قدرت  باشند،  و  در  زمـین  پدید  آورند  آنچه  خدا  می‌خواسته  است ‌که  از  عقیده  و  جهان‌بینی،  معیارها  و  مقیاسها