‌کمال مقدر و مقرر برای آدمیزادگان را محقق نمی‌نماید و پیاده نمی‌گرداند، خدا خواسته است مومنانی که به راه خود ادامه می‌دهند، به هدف مقدر و مقرر برای ایشان برسند،‌در آنجائی که بهشت برین‌، و سرای جاودانگی بدون فنا، و امن و امان بدون ترس و هراس‌، و استقرار و ماندگاری بدون زوال است‌:

(أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ. الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ).

آنان مستحقان (‌سعادت‌) و فراچنگ آورندگان (‌بهشت‌) هستند. آنان بهشت برین را تملک می‌کنند و جاودانه در آن خواهند ماند.

این والاترین هدف رستگاری است که یزدان آن را برای مومنان نوشته است و مقرر فرموده است‌. بالاتر و والاتر از این هدف‌، هدفی وجود نداردکه چشم آن را وراندازکند یا مرغ خیال به سوی آن بال و پر بگشاید.

*
روند قرآنی از صفات مومنان می‌پردازد، و به ذکر دلائل ایمان که در خود زندگی انسان‌، و در مراتب وجود و رشد و نمو او است‌، منتقل می‌شود. از پیدایش نخستین انسان می‌آغازد، و با ذکر رستاخیز در آخرت‌، سخن را به پایان می‌برد، و میان زندگی این جهان و زندگی آن جهان پیوند برقرار می‌سازد:

(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ. ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ. ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ. ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ).

ما انسان را از عصاره‌ای از گل آفریده‌ایم‌. سپس او را به صورت نطفه‌ای درآورده و در قرارگاه استوار (‌رحم مادر) جای می‌دهیم‌. سپس نطفه را به صورت لخته خونی‌، و این لخته خون را به شکل قطعه گوشت جویده‌ای‌، و این تکه گوشت جویده را بسان استخوان ضعیفی درمی‌آوریم‌، و بعد بر استخوان گوشت می‌پوشانیم‌، و از آن پس او را آفرینش تازه‌ای بخشیده و (‌با دمیدن جان به کالبدش‌) پدیده دیگری خواهیم کرد. والامقام و مبارک یزدان است که بهترین اندازه‌گیرندگان و سازندگان است‌. بعد از آن (‌که مدت روزگاری بر این کره خاکی زندگی کردید) شما خواهید مرد. سپس (‌به دنبال سپری شدن دوره حیات مردمان‌) شما در روز قیامت دوباره زنده خواهید گردید (‌و به حساب عمرتان رسیدگی می‌شود)‌.

در احوال و مراتب این پیدایش، و پیاپی آمدن آنها با این نظم و نظام‌، و با این ادامه و استمرار، چیزی است که پیش از هر چیزگواهی بر وجود پدید آورنده دارد، و بعد از آن‌گواهی بر هدف و طرح و تفکر و تدبری دارد که در این پیدایش و جهتگیری مورد نظر بوده است‌. چه ممکن نیست کار آفرینش و پیدایش نتیجه تصادف گذرای ناگهانی‌، یا ساختار دست و پا زدن کورکورانه بدون قصد و هدف و تدبر و تفکر باشد.گذشته از این‌، جهان پس از پیدایش‌، این خط سیر مشخص و مسیر معلوم را درپیش‌گیرد و از آن منحرف نشود و به خطا نرود و عقب نیفتد و تخلف نورزد، و راه دیگری از راه‌های فراوانی را درپیش نگیرد، راه‌های زیادی که جدای از این راه و از این مسیرکنونی عقلا ممکن است و تصور آن می‌رود. بلکه پیدایش و آفرینش بشری همین راه و مسیر را می‌پیماید و نه راه و مسیر دیگری از راه‌ها و مسیرهای ممکن و فراوان دیگری را. همین راه و مسیر را می‌پیماید از روی قصد و هدف و تفکر و تدبر اراده آن آفریدگاری که اداره‌کننده این جهان هستی است‌.

همچنین در عرضه‌کردن این مراحل و مراتب‌، آن هم با این پیاپی آمدن دقیق و مستمر، اشاره بدین امر داردکه ایمان به آفریدگار جهان و اداره‌کننده آن‌، و سیر و حرکت در راه مسلمان‌، راهی‌که در بند پیشین روشن گردیده است‌، تنها راه رسیدن به‌کمال مقدر و مقرر برای این پیدایش و آفرینش در هر دو سرای زندگی دنیا و آخرت است‌. این هم محوری است‌که میان هر دو بند روند سوره را جمع و به یکدیگر متصل می‌گرداند.

(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ).
ما انسان را از عصاره‌ای از گل آفریده‌ایم‌.

این نص به مراحل و مراتب پیدایش بشری اشاره می‌کند، ولی آن را معلوم و محدود نمی‌نماید. می‌رساندکه انسان از مراحل و مراتب پیاپی زنجیره‌ای گذشته است تا ازگل به انسان تبدیل شده است‌. چه‌گل سرچشمه نخستین‌، یا مرحله و مرتبه پیشین است‌، و انسان شدن واپسین مرحله و مرتبه است ... این حقیقتی است‌که از قرآن بدان پی می‏بریم، و مصداق آن را از نظریه‌های علمی نمی‌جوئیم‌، نظریه‌هائی که از پیدایش انسان‌، یا پیدایش زنده‌ها سخن می‌گویند.

قرآن این حقیقت را بیان می‌دارد تا جولانگاهی برای تدبر و تفکر در ساختارهای خدا باشد، و درباره کوچ دور و درازی ا‌ندیشه شودکه ازگل آغازگردیده است و به انسان ختم شده است‌، و انسان در پیدایش پیاپی زنجیره‌ای خود از آن گل ساخته و پرداخته‌گردیده است‌. قرآن به تفصیل این پیدایش پیاپی زنجیره‌ای نمی‌پردازد، چون این چیز هدف قرآن در اهداف بزرگ خود نیست‌. ولی نظریه‌های علمی می‌کوشد نردبان معینی را به اثبات برساندکه خاص این پیدایش و بالش و تحول و ترقی است‌، تا حلقه‌های زنجیره‌ای را به یکدیگر وصل سازدکه میان گل و انسان قرار دارد. این نظر‌یه‌ها در این تلاش به خطا هم می‌رود و به خطا هم نمی‌رود. گاهی اشتباه می‌کند و زمانی اشتباه نمی‌کند، درباره این حلقه‌هائی‌که قرآن به شرح و بسط آنها نپرداخته است و بلکه سکوت‌گزیده است‌. ما را نسزد که حقیقت ثابتی راکه قرآن مقرر و بیان می‌دارد،‌که حقیقت زنجیره‌ای است‌، با تلاشهای علمی‌ای‌که در راه پژوهش حلقه‌های این زنجیره انجام می‌پذیرد، تلاشهائی‌که‌گاهی به خطا می‌رود و زمانی به حق اصابت می‌کند، و امروز چیزهائی را اثبات می‌نماید و فردا آنها را مردود و نامقبول اعلام می‌دارد، هر زمان که ابزارها و وسیله‌های پژوهش و راه‌های آن توسط انسان صورت می‌گیرد و پیشرفت پیدا می‌کند.

قرآن‌گاهی به اختصار از این حقیقت صحبت می‌دارد و می‌گوید:

(... وَبَدَأَ خَلْقَ الإنْسَانِ مِنْ طِينٍ).
... آفرینش انسان (‌اول‌) را از گل آغازیده است‌. (‌سجده/‌٧) 

بدون این‌که به مراحل و مراتبی اشاره شودکه انسان آنها را پشت سر نهاده است و از آنهاگذشته است‌. در این باره تفصیل بیشتر را باید از خود این نص جست‌، نصی‌که اشاره می‌کند به این‌که‌:

(مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ).
از عصاره‌ای از گل‌.

نص دیگر (‌در سوره سجده‌) این احوال و مراتب را به مناسبت ویژه‌ای‌که در آنجا در روند قرآنی است مختصر ذکر می‌کند.

و امّا انسان چگونه ازگل پله‌پله و مرحله به مرحله پدیدار گردیده است‌، از آن سکوت شده است‌، همان‌طوری که گفتیم‌. زیرا بیان این احوال و مراتب‌، داخل در حوزه اهداف قرآنی نیست‌. حلقه‌های زنجیره‌