گمان  به  سـر  برده‌اند  و  اینک  چنین  سرنوشتی  باید  داشته  باشند)‌.

 (وَ لَو تَرَى...  )‌.  اگر برایت  ممکن  بود  ببینی  .  .  ..  

صحنه  در  معرض  دیدگان  است‌.

(إِذْ فَزِعُوا). در آن  دم ‌که  به  وحشت  می‌افتند.  

به  وحشت  می‌افتند  از  ترس  و  هراسی ‌که  بدان‌ گرفتار  آمده‌اند،  و  انگار  می‌خواهند  از  آن  بگریزند.

(فَلَا فَوْتَ). راه  گریزی  نـدارنـد،  و  اصـلاً  مهلتی  بدیشان  داده‌ نمی‌شود.

راه ‌گریزى  و  در  رفتنی  در  میان  نیست‌!

(وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ ).

و  از  مکان  نزدیکی  گرفتار  (‌و  روانۀ  آتش‌)  می‌گردند.  

در  تلاش  مأيوسانه  و  در  حرکت  بیهوشانۀ  خود  جای  دوری  نمی‌توانند  بروند.

(وَقَالُوا: آمَنَّا بِهِ). 

(‌به  هنگام  گرفتار  شدن  در  چنگال  مجازات  الهی‌)  خواهند  گفت‌:  به  «‌حقّ‌»  ایمان  داریم‌.

امّا  حالا که  فرصت‌ گذشته  است  و  زمان  مناسب  بسر  رسيده  است‌؟‌!

(وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ) (52) 

آنان  چگونه  می‌توانند  از  فاصلۀ  دور  (‌از  جهان  که  جای  پذیرش  ایمان  و  مزرعۀ  آخرت  بود)  سهل  و  ساده  حقّ  را  فراچنگ  آورند  (‌و  از  مـزایـای  ایمان  بـدان  بـرخوردار  شوند؟‌!)‌.

چگو‌نه  در  اینجا که  هستند  می‌توانند  ایمان  را  حاصل  کنند؟  مکان  ایمان  دور  از  ایشـان  قـرار گرفته  است  و  مهلت  آن  بسر  رسیده  است‌.  جای  ایمان  جـهان  بود،  و  آنان  جهان  را  از  دست  داده‌اند  و  فرصت  را  تباه ‌کرده‌اند!

(وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ ).

و  حال  این  که  قبلاً  (‌در  زمان  حیات  که  از  عقل  و  اختیار  و  اراده  برخوردار  بوده‌اند)  حقّ  را  نپذیرفته‌اند.

دیگر کار  از کار گذشته  است‌،  و  امروز  وقت  تلاشی  و  پویشی  برای  ایشان  نمانده  است‌!

(وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ) (53) 

و  بلکه  دورادور به  جهان  غیب  نسبتهای ‌ناروائی  زده‌اند  (‌و نبوّت  و  قیامت  و  بـهشت  و  دوزخ  و  بـالأخره  جهان  ماوراء  طبیعت  را  به  تمسـخر  گرفته‌اند)‌.

این  وقتی  صورت ‌گرفته  است‌ که  امـروز  را  انکـار  کرده‌اند  و  بدان  باور  نداشته‌اند.  آن  زمان  جهان  اخروی  جزو  غیب  بوده  است‌،  و  بر  انکار  آن  و  باور  نداشتن  بدان  ‌هيچ گونه  دلیلی  ند‌اشته‌اند.  بلکه  از  خود  نسبت‏های  ناروائی  داده‌اند  و  دورادور  یـاوه‌سرائی  نـموده‌انـد.  امروزه  می‌خواهند  بدان  ایمان  بیاورند  باز  هم  از  مکان  دوری‌!  آن  وقت  دور  ا‌ز  آخرت،  و  امروز  دور  ا‌ز  جهان.  

(وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ ).

مـیان  ایشـان  و  آنـچه  آرزو  دارنـد  (‌که  پـذیرش  ایـمان  ایشان  و نـجات  از  عذاب  است‌)  جدائی  افکنده  می‌شود.  آنچه  آرزو  دارند،  ایمان  در  غیر  موعد  خودش‌،  و  نجات  از  عذابی  است‌ که  آن  را  می‏بینند،  و  نجات  از  خطری  است‌ که  با  آن  رویاروی  می‌شوند.

(كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ ).

همانگونه  که ‌با  گروه‌های‌ همسان  و همکیش ‌آنان  قبلاً  چنین  عمل  شده  است‌.

گروه‌هائی‌ که  خدا  آنان  را گرفتار کرده  است‌،  و  ایشـان  پس  از  صدور  فرمان  یزدان  درخواست  نجات  نموده‌اند،  بعد  از  آ‌ن‌ که ‌گریزی  و گزیری  از  عذاب  نمانده  است‌.  

(إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِيبٍ) (54)

آخر  ایشان  (‌در  جهان‌)  سراپا  در  شکّ  بوده‌اند  (‌و  زندگی  را  پیـوسته  با  ظنّ  و گمان  به  سر برده‌اند  و اینک  چنین  سرنوشتی  باید  داشته  باشند).

هم  اینک  یقین  و  اطمینان  به  دنبال  شکّ  و  دودلی  قرار  گرفته  است  و  جلوه‌گر  آمده  است!

*
بدین  منوال  و  بر  این  روال  این  سوره  با  این  آهنگ  تند  و  شدید  پایان  مـی‌پذیرد‌.  با  صـحنه‌ای  ا‌ز  صحنه‌های  قیامت  خاتمه  می‏‎یابد،  و  مسأله‌ای  را  بیان  می‌دارد که  در  این  سوره  بر  آن  تکیه  و  تأکید  گردد.  هـمان‌ که  در  پایان  هر  مرحله‌ای  و  در  لابلای  هر  مرحله‌ای‌ گذشت‌.  این  سوره  با  همین  مسأله  آغاز گردیده  است  و  با  همین  پایان  تند  و  شدید  پایان  می‏‎گیرد.

*
------------------------------------------------------
[1] ‌مثل سخنان ولید پسر مغیره‌،‌ و ابوسفیان پسر حـرب، و اخنس پسـر شریق‌.
[2] مراد نیامدن پیغمبری ‌به سرزمین عربستان بدین زودیـها است‌؛ نـه ‌از آغاز تا روزگار خاتم پیغمبران  (‌نگا: ‌تفسیر قاسمی‌،‌ و تعبیر آلوسی‌)‌. چرا که به فرمودۀ ‌قرآن هيچ ملّتی بدون پیغمبر نبوده  است (‌نکـا: فاطر٢4.)...(‌مترجم‌).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:306.xml">سوره‌ي فاطر آيه‌ي 3-1</a><a class="text" href="w:text:309.txt">سوره‌ي فاطر آيه‌ي 8-4</a><a class="folder" href="w:html:310.xml">سوره‌ي فاطر آيه‌ي 14-9</a><a class="text" href="w:text:313.txt">سوره‌ي فاطر آيه‌ي 26-15</a><a class="text" href="w:text:314.txt">سوره‌ي فاطر آيه‌ي 38-27</a><a class="folder" href="w:html:315.xml">سوره‌ي فاطر آيه‌ي 45-39</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:307.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:308.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي فاطر آيه‌ي 3-1
سورۀ ‌فاطر  مکّی  و  شامل  45  آیه  است.
بسم  الله  الرحمن  الرحيم

(الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1) مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (2) يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ) (3)‏

این  سورۀ  مکّی  روش  ویژه ای  در  موضوع  و  روند  خود  دارد.  به  روش  سورۀ  رعـد  نـزدیک‌تر  از  هر  سورۀ  دیگری  است‌.  این  سوره  در آهنگهائی  به  پیش  می‌رود  و  از  آغاز  تا  پایان  سوره  بر  دل  انسانها  پـیاپی  زمزمه  می‌گردد.  آهنگهای  الهامگرانۀ  مـؤثّری  است  کـه  دل  را  سخت  به  تکان  می‌اندازد،  و  آن  را  از  خواب  غفلت  بیدار  می‌کند،  تا  به  عظمت  این  هستی  بنگرد،  و  زیبائی  ایـن  جهان  را  ورانـداز کند،  و  دربـارۀ  نشـانه‌های  شناخت  بیندیشد  که  پراکنده  در  لابلا  و گوشه  و کنار  جـهان‌،  و  پراکنده  در  صـفحات  آن  هسـتند.  و  نـعمتهای  خدا  را  یادآور  شود  و کرنش  برد،  و  رحمت  و  رعایت  او  را  احساس‌ کند،  و  مهلکه‌ها  و  محلّهای  نقش  زمين  شـدن  گذشتگان  را  در  زمین  به  تصوّر  درآورد،  و  صـحنه‌های  ایشان  را  در  روز  قیامت  بر  پردۀ  خیال  اندازد،  و  خشوع  و  خضوع  كند  و  سر  فرود  آورد،  د‌ر  آن  حال  و  احوالی  كه  زیبائیها  و  شگفتیهای  ساختار  خدا  را  می‌بیند،  و  آثار دست قدرت او را در پيچ و خمها و چينها و لايه ها و  لابلاهای  جهان‌،  و  در  ژرفا‌های  نفس،  و  در  زنـدگی  مردمان ، و حوادث 